جلوه تاریخ در شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید جلد 2

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

جلوه تاریخ در شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید - جلد 2

محمود مهدوی دامغانی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

نصر همچنين مى‏گويد: هنگام بازگشت امير المؤمنين از بصره، سليمان بن صرد خزاعى به حضور ايشان آمد. على (عليه السلام) او را نكوهش و سرزنش كرد و فرمود: شك و ترديد كردى و درنگ نمودى و فريب ساختى و حال آنكه در نظر من از اشخاص مورد اعتماد بودى و چنان مى‏پنداشتم كه در يارى دادن من از همگان شتابانترى.

چه چيز ترا از خاندان پيامبرت بازداشت و چه چيز باعث شد نصرت آنان را ترك كنى سليمان بن صرد گفت: اى امير المؤمنين، كارها را به گذشته بر مگردان و در مورد آنچه گذشته است مرا سرزنش مكن و دوستى مرا براى خود برگزين تا خير خواهى من ويژه تو گردد و هنوز كارها باقى مانده است كه ضمن آن دشمن را از دوست خود باز خواهى شناخت.

على (عليه السلام) سكوت كرد. سليمان اندكى نشست و سپس برخاست و نزد حسن بن على (عليه السلام)، كه كنار در مسجد نشسته بود، رفت و گفت: آيا ترا به شگفتى وا دارم كه چه توبيخ و سرزنشى از امير المؤمنين شنيدم. امام حسن (عليه السلام) فرمود: همانا نسبت به كسى كه اميد به مودت و خيرخواهى او مى‏رود سرزنش و نكوهش مى‏شود، سليمان گفت: فتنه‏هايى در حال صورت گرفتن است كه بزودى نيزه‏ها در آن سيراب و شمشيرها بيرون كشيده مى‏شود و به امثال من احساس نياز خواهد شد و اين عتاب مرا بر بى‏مهرى من حمل مكنيد و خيرخواهى مرا مورد اتهام قرار مدهيد.

حسن (عليه السلام) فرمود: خدايت رحمت كناد، تو در نظر ما متهم نيستى.

نصر مى‏گويد: سعيد بن قيس ازدى هم به حضور على (عليه السلام) آمد و سلام داد.

فرمود: سلام بر تو هر چند كه از درنگ كنندگان بودى. سعيد گفت: اى امير المومنين خدا نكند و من از آن گروه نبوده‏ام. فرمود: آرى انشاء اللّه كه چنين است.

نصر مى‏گويد: عمر بن سعد، از يحيى بن سعيد، از محمد بن مخنف نقل مى‏كند

/ 435