جلوه تاریخ در شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید جلد 2

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

جلوه تاریخ در شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید - جلد 2

محمود مهدوی دامغانی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

مردى دلير و چابك را از پى قطرى و براى تعقيب او گسيل دارد. حجاج از اين خبر چنان شاد شد كه شادى خويش را آشكار ساخت و باز نامه‏يى به مهلب نوشت و او را به جنگ برانگيخت و نامه را همراه عبيد بن موهب فرستاد و در آن چنين نوشته بود: اما بعد، همانا كه تو در انجام جنگ درنگ و تأخير مى‏كنى تا هنگامى كه فرستادگان من پيش تو مى‏آيند و با عذر و بهانه تو باز مى‏گردند و اين بدان سبب است كه تو از جنگ خوددارى مى‏كنى تا زخمى‏ها بهبود يابند و كشته شدگان فراموش شوند و درماندگان را بتوانى سوار و جمع كنى و دوباره با آنان روياروى شوى و بجنگى. چنين مى‏بينم كه همان گونه كه ايشان از تو در وحشت كشته شدن و مجروح شدن هستند تو هم از ايشان همان وحشت و بيم را دارى و حال اگر با كوشش جنگ كنى و با آنان روياروى شوى، اين درد ريشه كن شود و شاخ آن شكسته گردد. به جان خودم سوگند تو و خوارج يكسان و برابر نيستيد زيرا پشت سر تو مردان [و نيروهاى امدادى‏] و پيش روى تو دارايى بسيار است و آن قوم چيزى جز آنچه مى‏دانيم ندارند. به هر حال با حركت نرم و آهسته نمى‏توان به سرعت و شتاب رسيد و با بهانه‏تراشى به پيروزى نمى‏توان دست يافت.

چون اين نامه به مهلب رسيد به ياران خود گفت: اى قوم خداوند شما را از چهار كس آسوده كرد كه عبارتند از: قطرى بن فجاءة، صالح بن مخراق، عبيدة بن هلال و سعد بن الطلائع، و اينك در برابر شما فقط عبدربه صغير همراه گروهى از سفلگان، كه سفلگان شيطانند، باقى مانده است كه به خواست خداوند متعال آنان را خواهيد كشت.

آنان در پسين و پگاه با خوارج جنگ مى‏كردند و در حالى كه زخمى شده بودند برمى‏گشتند. گويى از مجلس گفتگو و مذاكره برگشته‏اند و مى‏گفتند و مى‏خنديدند. عبيد بن موهب [كه نامه حجاج را آورده بود] به مهلب گفت عذر تو آشكار شد، هر چه مى‏خواهى بنويس كه من هم به امير خبر خواهم داد. مهلب براى حجاج نوشت: اما بعد، من به فرستادگان تو در قبال سخن حق، مزد و پاداشى نداده‏ام و

/ 435