جلوه تاریخ در شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید جلد 2

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

جلوه تاریخ در شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید - جلد 2

محمود مهدوی دامغانی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

آنان را از مشاهده كار باز نداشته و عقيده خود را به آنان تلقين نكرده‏ام. گفته بودى كه من به مردم استراحتى مى‏دهم. از اين كار گزيرى نيست و حتى لازم است كه در آن، غالب بيآرامد و مغلوب چاره‏يى بينديشد. و گفته بودى كه اين استراحت به منظور فراموش شدن كشتگان و بهبود مجروحين است. هرگز مباد كه آنچه ميان ما و ايشان است فراموش شود، كشتگانى كه به خاك سپرده شده‏اند و زخمهايى كه هنوز بر آن پوست نروييده و خشك نشده است مجال فراموشى نمى‏دهد. ما و خوارج بر گونه‏اى هستيم كه آنان از چند حالت ما بيم دارند: اگر آنان اميدى به پيروزى بيابند جنگ مى‏كنند و اگر خسته شوند از جنگ خوددارى مى‏كنند. اگر نااميد شوند باز مى‏گردند و مى‏روند. و بر عهده ماست كه چون جنگ كنند با آنان جنگ كنيم و چون از جنگ باز ايستند هوشيار باشيم و چون بگريزند آنان را تعقيب كنيم. اگر مرا با رأى و تدبير خودم واگذارى، به اذن خداوند، اين شاخ حتما شكسته شود و اين درد ريشه كن گردد و اگر مرا به شتاب وادارى، نه از فرمانت مى‏توانم سرپيچى كنم و نه مى‏خواهم كور كورانه اطاعت كنم و به هر حال روى خود را به درگاه تو مى‏دارم و از خشم خداوند و خشم مردم به خداوند پناه مى‏برم.

ابو العباس مبرد مى‏گويد: و چون محاصره عبدربه شدت يافت، به ياران خود گفت: نسبت به مردانى كه از پيش شما رفته‏اند و آنان را از دست داده‏ايد احساس نياز مكنيد. زيرا كه مسلمان به چيزى غير از اسلام احساس نياز نمى‏كند و مسلمان اگر توحيدش درست و كامل باشد با توكل به خداى خود قدرت مى‏يابد و اينك خداوند شما را از خشونت قطرى و شتابزدگى صالح بن مخراق و تكبر او و شوريدگى و كم خردى عبيدة بن هلال آسوده نموده و شما را به خرد و بينش خودتان واگذار كرده است. اينك با نيت خالص و شكيبايى با دشمن خود روياروى شويد و از اينجا كوچ كنيد. هر كس از شما كه در اين راه كشته شود شهيد خواهد بود و هر كس از كشته شدن در امان بماند محروم است.

گويد: در اين هنگام عبيدة بن ابى ربيعة بن ابى الصلت ثقفى از نزد حجاج به لشكرگاه مهلب رسيد و در حالى كه دو فرد امين با او بودند مهلب را به كارزار برمى‏انگيخت. عبيدة بن ابى ربيعة به مهلب گفت: با سفارش امير مخالفت كردى و دفاع و طولانى كردن جنگ را ترجيح دادى و برگزيدى. مهلب به او گفت: به خدا سوگند من از هيچ كوششى فرو گذارى نكرده‏ام.

/ 435