جلوه تاریخ در شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید جلد 2

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

جلوه تاریخ در شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید - جلد 2

محمود مهدوی دامغانی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

است. اين روايت كه نقل شد روايت ابو العباس مبرد بود.

ابو الفرج اصفهانى در كتاب اغانى روايت مى‏كند كه چون كعب را مهلب نزد حجاج گسيل داشت براى او قصيده خود را كه مطلع آن اين بيت است خواند: «اى حفص همانا كه سفر مرا از شما بازداشته است بى‏خواب ماندم و شب زنده‏دارى چشم مرا آزرد» و در آن قصيده جنگهاى مهلب با خوارج را ياد كرده و وقايع او را با ايشان در هر شهر گفته است و آن قصيده‏يى طولانى است و از جمله همان قصيده اين ابيات است كه مى‏گويد: «پيش از جنگ كار ايشان را سبك مى‏شمرديم و معلوم شد كارى كه كوچك شمرده مى‏شد، بزرگ است...» حجاج خنديد و گفت: اى كعب تو مرد با انصافى هستى. سپس از او پرسيد: حال شما با دشمنتان چگونه بود گفت: هر گاه به عفو خودمان و عفو ايشان [با سستى و نرمى‏] رو به رو مى‏شديم به آنان نوميد مى‏شديم و هرگاه با جديت و كوشش خود و ايشان روبه رو مى‏شديم به آنان طمع مى‏بستيم. پرسيد: پسران مهلب چگونه بودند گفت: روزها پاسداران حريم و شبها شب زنده‏دارانى شجاع و دلير بودند. گفت: شنيدن در مقام ديدن چگونه است گفت: «شنيدن كى بود مانند ديدن». گفت: آنان را يكى يكى براى من توصيف كن. گفت: مغيره سواركار و سرور ايشان و آتش سوزان و نيزه استوار برافراشته آنان است. يزيد، شجاعى دلير و شير بيشه و درياى خروشان است. بخشنده ايشان قبيصه است، شير تاراج و حمايت كننده خانواده است. هيچ شجاعى در گريختن از [مقابل‏] مدرك شرم و آزرم نمى‏كند و چگونه ممكن است از مدرك نگريخت، مگر مى‏شود از مرگ آماده و شيرى كه در بيشه به حالت كمين است نگريخت.

عبد الملك زهرى كشنده و شمشيرى برنده است و حبيب چون مرگ زودرس و كوه برافراشته و درياى ژرف مى‏باشد. محمد هم چون شير بيشه و شمشير تيز

/ 435