جلوه تاریخ در شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید جلد 2

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

جلوه تاریخ در شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید - جلد 2

محمود مهدوی دامغانی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

و از اين پس تو چنان كه بوده‏اى نخواهى بود، و [از درآمد كرمان‏] آنچه بر حجاج افزون آيد از تو خواهد بود، و بر هيچ كس خشم مگير مگر بر كسى كه پدرت بر او خشم گرفته باشد و نسبت به هر كس كه از تو پيروى مى‏كند نيكرفتارى كن و اگر از كسى چيزى ناپسند ديدى او را پيش من گسيل دار و نسبت به قوم خود فضل و احسان كن.

سپس مهلب نزد حجاج آمد. حجاج او را كنار خود نشاند و نسبت به او نيكى و اكرام كرد و گفت: اى مردم عراق شما همگى چون بردگان زرخريد مهلب هستيد و خطاب به مهلب گفت: به خدا سوگند كه تو چنانى كه لقيط گفته است: «پاداش شما بر خدايتان باد. كار خود را به مردى فراخ سينه و نيرومند واگذاريد كه آشنا به امور جنگ باشد...» و روايت شده است كه مردى برخاست و خطاب به مهلب گفت: خداوند كارهاى امير را قرين صلاح بداراد به خدا سوگند خودم شنيدم كه حجاج به ياران خود مى‏گفت: به خدا سوگند كه مهلب همان گونه است كه لقيط ايادى گفته است و سپس اين ابيات را خواند. حجاج بسيار شاد شد. مهلب گفت: به خدا سوگند كه ما از دشمن خويش استوارتر و تيزتر نبوديم، ولى حق باطل را فرو كوفت و جماعت بر فتنه چيره گشت و فرجام پسنديده از پرهيزگاران است، و معلوم شد درنگ كردن- كه آن را خوش نمى‏داشتيم- براى ما بهتر از شتابى بود كه آن را دوست مى‏داشتيم.

حجاج گفت: راست مى‏گويى. اينك براى من كسانى را كه در جنگ متحمل زحمت بسيار شده‏اند بگو و چگونگى پايدارى ايشان را براى من بيان كن. [او به مردم دستور داده بود كه چنين كنند و آنان براى حجاج آن را نوشته بودند. مهلب به مردم گفت: به خواست خداوند متعال آنچه كه خداوند براى آخرت شما اندوخته است براى شما بهتر از چيزهايى است كه در دنيا بدست مى‏آوريد.] آن گاه مهلب به ترتيب پايدارى و اهميت ايشان به نام بردن از آنان پرداخت و پيش از همه درباره پسران خودش مغيره، يزيد، مدرك، حبيب، قبيصة، مفضل، عبد الملك و محمد

/ 435