جلوه تاریخ در شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید جلد 2

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

جلوه تاریخ در شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید - جلد 2

محمود مهدوی دامغانی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

«هر كس گورخر را از پاى در آورد از پاى درآورنده را از پاى درآورده است». سوره گريزان بازگشت، سواركاران دلير و يارانش شكست خورده و گريخته بودند. او آهنگ مداين كرد و شبيب هم به تعقيب او پرداخت. سوره خود را به شهر و خانه‏هاى مداين رساند. شبيب هم به آنان رسيد ولى مردم وارد خانه‏ها شده بودند. ابن ابى عصيفير كه امير مداين بود در آن روز همراه جماعتى بيرون آمد و در خيابانهاى مداين با آنان رو به رو شد مردم هم از فراز خانه‏ها و پشت بامها بر آنان تير و سنگ مى‏زدند.

شبيب به «تكريت» رفت در همان حال كه آن لشكر در مداين بود مردم شايعه پراكنى مى‏كردند و مى‏گفتند: شبيب به قصد شبيخون زدن به مداين در راه است. عموم سپاهيان از مداين كوچ كردند و به كوفه پيوستند و حال آنكه شبيب در تكريت بود، و چون خبر به حجاج رسيد گفت: خداوند سوره را سيه روى كند كه لشكر را تباه كرد و برون رفت تا به خوارج شبيخون زند، به خدا سوگند به زحمتش خواهم انداخت. سپس حجاج، عثمان بن سعيد را كه به جزل معروف بود فرا خواند و به او گفت: براى خروج و جنگ با اين بيرون شدگان از دين آماده شو، و چون با ايشان روياروى شدى شتابزدگى شخص گول و خشمگين را بكار مبر و چنان درنگ مكن كه شخص سرگردان و ترسيده درنگ مى‏كند. دانستى گفت: آرى خداوند كار امير را قرين صلاح بدارد هيچيك از افراد آن لشكر گريخته شكست خورده را همراه من مكن كه بيم در دلهاى ايشان افتاده و ترس آن دارم كه هيچيك براى تو و مسلمانان سودى نداشته باشند. گفت: اين موضوع در اختيار توست و تو را نمى‏بينم جز اين كه همواره رأى و انديشه نيكو داشته‏اى و موفق بوده‏اى. سپس اصحاب ديوانها را فرا خواند و به آنان گفت مردم را به خروج برانگيزيد و چهار هزار تن از آنان را برگزينيد و در اين كار شتاب كنيد. سران محله‏ها و سالارهاى‏

/ 435