جلوه تاریخ در شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید جلد 2

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

جلوه تاریخ در شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید - جلد 2

محمود مهدوی دامغانی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

ديوانها جمع شدند و نشستند و چهار هزار تن را برگزيدند و حجاج به آنان فرمان داد به لشكرگاه بپيوندند و نداى كوچ داده شد و كوچ كردند.

منادى حجاج ندا داد: هر كس از لشكر جزل باز بماند و تخلف كند ذمه از او برداشته شده است.

جزل با آنان رفت، او عياض بن ابى لينه كندى را بر مقدمه خود گماشت و او پيشاپيش حركت كرد و رفت. جزل چون به مداين رسيد سه روز آنجا ماند و سپس از مداين بيرون رفت. ابن ابى عصيفير، اسبى و ماديانى و دو هزار درهم براى او فرستاد و براى مردم چندان كشتنى و علوفه فراهم آورد كه براى سه روز ايشان بسنده بود و براى مردمى كه بيشتر مى‏خواستند بيشتر فراهم ساخت.

جزل با مردم از پى شبيب روان شد و در سرزمين جوخى به تعقيب او پرداخت. شبيب ظاهرا چنان به او نشان مى‏داد كه از او بيم دارد و از دهكده‏اى به دهكده ديگر و از روستايى به روستاى ديگر مى‏رفت و برابر او نمى‏ايستاد. هدفش اين بود كه جزل ياران خود را پراكنده سازد و خود براى فرو گرفتن شبيب شتاب كند و با گروهى اندك و بدون آرايش جنگى با او برخورد كند. جزل هم بدون آرايش جنگى حركت نمى‏كرد و هر جا كه فرو مى‏آمد گرد خود خندق مى‏كند و چون اين كار به درازا كشيد شبيب روزى ياران خود را كه يكصد و شصت مرد بودند فراخواند كه چنين آرايش يافته بودند: شبيب، خود با چهل تن و برادرش مصاد با چهل تن، سويد بن سليم، همراه چهل تن و مجلل بن وائل هم همراه چهل تن ديگر.

جاسوسان شبيب پيش او آمده و گفته بودند كه جزل كنار چاه سعيد فرود آمده است.

شبيب به برادر خود و دو امير ديگرى كه نام برديم گفت: من مى‏خواهم امشب بر اين لشكر شبيخون زنم، تو اى مصاد از جانب حلوان بر آنان حمله كن و من از روبروى ايشان و از جانب كوفه حمله خواهم كرد و تو اى سويد از سوى مشرق بر آنان يورش آور و تو اى مجلل از جانب مغرب حمله كن و بايد هر يك از شما از همان جانب كه حمله مى‏كند نفوذ كند و از حمله به آنان دست برمداريد تا فرمان‏

/ 435