جلوه تاریخ در شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید جلد 2

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

جلوه تاریخ در شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید - جلد 2

محمود مهدوی دامغانی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

مى‏يافتم به جنگ با خوارج مى‏پرداختم و اگر از خطرى بيم داشتم مردم را از مقابله با آنان باز مى‏داشتم و همواره همين گونه كار را اداره مى‏كردم. و دشمن نسبت به من از هيچ كيد و مكر فروگذارى نكرد ولى نتوانست مرا غافلگير كند تا آنكه سعيد بن مجالد پيش من آمد. به او دستور دادم با تأمل و درنگ كار كند و او را از شتاب نهى كردم و به او گفتم با آنان جنگ نكند مگر با همه لشكر ولى او از پذيرش آن رخ برتافت و با سواران شتابان به جنگ خوارج رفت.

من خداوند و مردم بصره و كوفه را بر او گواه گرفتم كه از اين انديشه و رايى كه او دارد بيزارم و من كارى را كه مى‏كند نمى‏پسندم. او رفت و كشته شد، خداى از او درگذرد، و مردم به سوى من گريختند. من پياده شدم و آنان را به اطاعت از خود دعوت كردم و پرچم خود را برافراشتم و چندان جنگ كردم كه بر زمين افتادم و يارانم مرا از ميان كشتگان برداشتند و چون به هوش آمدم ديدم روى دستهاى ايشان و در فاصله يك ميل از آوردگاهم. امروز من در مداين هستم و زخمهايى بر من است كه [معمولا] انسان بايد با زخمهايى كمتر از آن بميرد. گاهى هم ممكن است از امثال آن بهبود يابد.

اينك امير كه خداى كارش را به صلاح بدارد از خيرخواهى من براى او و سپاهش و از چاره‏سازى‏هاى من در مقابل دشمنش و از جايگاه من به روز سختى و جنگ بپرسد كه بزودى بر او روشن خواهد شد كه من به او راست گفتم و براى او خيرخواهى كردم. و السلام.

حجاج براى او چنين نوشت: اما بعد نامه‏ات رسيد و خواندم و آنچه را در آن درباره سعيد و خودت نوشته بودى دريافتم. من ترا در اينكه براى اميرت خيرخواهى كرده‏اى و مردم شهر خود را در پناه گرفته‏اى و بر دشمن خود سخت گرفته‏اى تصديق مى‏كنم. ضمنا هم از شتاب سعيد خوشنودم و هم از تأمل و درنگ تو. شتاب او، او را به بهشت رساند، اما درنگ تو به شرط آنكه فرصتى را از دست ندهى و دور انديشى كنى كارى است كه آن را نيكو انجام مى‏دهى و صواب است و مأجور خواهى بود، و تو در نظر من از مردم شنوا و فرمانبردار و خير خواهى. اينك جبار بن اعز طبيب را نزد تو فرستادم كه ترا مداوا و زخمهايت را معالجه كند. دو هزار درهم نيز فرستادم كه به مصرف‏

/ 435