جلوه تاریخ در شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید جلد 2

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

جلوه تاریخ در شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید - جلد 2

محمود مهدوی دامغانی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

به استخوان رسد يارانت ترا تسليم خواهند كرد و تو نيز مانند ديگران كشته خواهى شد. سخن مرا بشنو و پى كار خود برو كه من دريغ دارم كشته شوى. محمد بن موسى نپذيرفت و شخصا براى جنگ بيرون آمد و هماورد خواست. نخست، بطين و سپس قعنب بن سويد به نبرد او رفتند كه از جنگ با هر دو خوددارى كرد و گفت: از جنگ با هر كس ديگر غير از شبيب خوددارى خواهد كرد. به شبيب گفتند: او از جنگ با ما خوددارى مى‏كند و فقط مى‏خواهد با تو نبرد كند. گفت: گمان شما در مورد كسى كه از نبرد با اشراف خوددارى مى‏كند چيست سپس خود به مقابل محمد بن موسى آمد و گفت: اى محمد تو را سوگند مى‏دهم كه خون خود را حفظ كن كه ترا بر من حق همسايگى است. او از پذيرش هر چيز جز جنگ با او خوددارى كرد. شبيب با گرز آهنى خود كه وزن آن دوازده رطل بود به محمد حمله كرد و با يك ضربه سر محمد و كلاهخود او را متلاشى كرد و او را كشت. و سپس خود پياده شد و او را كفن كرد و به خاك سپرد و آنچه را خوارج از لشكرگاه او غارت كرده بودند پس گرفت و براى خانواده محمد فرستاد و از اصحاب خود معذرت خواست و به آنان گفت: اين مرد در كوفه همسايه من بود و براى من اين حق محفوظ است كه آنچه را به غنيمت مى‏گيرم ببخشم.

ياران شبيب به او گفتند: اينك هيچ كس ترا از تصرف كوفه باز نمى‏دارد. شبيب نگريست و ديد كه يارانش زخمى هستند. گفت: بر شما بيش از آنچه انجام داديد نيست. شبيب خوارج را به سوى «نفر» برد و از آنجا به جانب بغداد رفتند و آهنگ «خانيجار» كرد و چون به حجاج خبر رسيد كه شبيب آهنگ «نفر» دارد، پنداشت كه او مى‏خواهد مداين را تصرف كند و مداين در واقع دروازه كوفه بود و هر كس مداين را مى‏گرفت بيشترين بخش از سرزمينهاى كوفه در دست او مى‏افتاد. اين موضوع حجاج را بيمناك كرد و عثمان بن قطن را احضار كرد و او را به مداين فرستاد و امامت مداين را به او واگذار كرد و تمام در آمد «جوخى» را نيز در اختيار او گذاشت و تمام خراج آن استان را به او سپرد.

عثمان بن قطن شتابان حركت كرد و در مداين فرود آمد. حجاج، ابن ابى عصيفير را از [حكومت‏] مداين عزل كرد. عثمان بن سعيد كه معروف به جزل‏

/ 435