جلوه تاریخ در شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید جلد 2

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

جلوه تاریخ در شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید - جلد 2

محمود مهدوی دامغانی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

لشكرهايشان گريخته و پراكنده شده‏اند. اينك اگر امير مومنان مصلحت بيند سپاهى از سپاههاى شام را پيش من گسيل دارد كه با دشمن خود جنگ كنند و سرزمينهاى آنان را بخورند، و اميد است به خواست خداوند متعال امير اين كار را انجام دهد.

و چون نامه حجاج به عبد الملك رسيد، سفيان بن ابرد را همراه چهار هزار تن و حبيب بن عبد الرحمان حكمى را كه از قبيله مذحج بود همراه دو هزار تن گسيل داشت و همان هنگام كه نامه حجاج رسيد آنان را روانه كرد.

حجاج هم به عتاب بن ورقاء رياحى كه همراه مهلب و فرمانده سواران كوفه بود پيام فرستاد كه پيش او آيد. حجاج اشراف كوفه را نيز كه زهرة بن حويه و قبيصة بن والق هم از جمله ايشان بودند فرا خواند و به آنان گفت: چه كسى را مصلحت مى‏بينيد كه براى فرماندهى اين سپاه گسيل دارم گفتند: اى امير رأى خودت از همگان برتر است. گفت: من به عتاب بن ورقاء پيام فرستاده‏ام و امشب حضور شما خواهد آمد و هموست كه مردم را خواهد برد. زهره بن حويه گفت: خداوند كار امير را قرين صلاح بدارد كه همسنگ آنان را به مقابله ايشان فرستاده است و به خدا سوگند بر نخواهد گشت تا آنكه پيروز يا كشته شود.

قبيصة بن والق هم گفت: اى امير من هم به رايى كه انديشيده‏ام براى خيرخواهى تو و امير مومنان و همه مسلمانان اشاره مى‏كنم. مردم مى‏گويند: سپاهى از شام به سوى تو رسيده است، زيرا كوفيان شكست خورده‏اند و ديگر ننگ شكست و عار فرار براى ايشان بى‏اهميت شده است، گويى دلهاى ايشان در سينه‏هاى مردمى ديگر قرار دارد. اگر مصلحت مى‏بينى براى اين لكشرى كه از شام به يارى تو آمده‏اند پيام فرست كه سخت مواظب باشند و هيچ جا فرود نيايند مگر آنكه آماده شبيخون زدن شبيب باشند و مناسب است اين كار را انجام دهى زيرا تو با مردمى كوچ كننده و در حال حركت كه هر روز به جايى فرود مى‏آيند و سپس به جاى ديگر كوچ مى‏كنند جنگ مى‏كنى. مى‏بينى شبيب در همان حال كه در سرزمينى است ناگهان از سرزمين ديگرى سر برون مى‏آورد و بيم آن دارم كه مبادا شبيب در حالى كه شاميان آسوده و در امان باشند بر آنان شبيخون زند و اگر آنان هلاك شوند تمام عراق هلاك مى‏شود.

حجاج گفت: خدا پدرت را بيامرزد كه چه نيكو انديشيده‏اى و آنچه به آن اشاره كردى بسيار صحيح است. حجاج براى سپاهى كه از شام آمده و در هيت‏

/ 435