بیشترتوضیحاتافزودن یادداشت جدید
مروان بن ابى حفصة، در هجو بنى طالب و نكوهش شيعه شعر مىسروده است و همو مىگويد: «چه بسيار مردم رافضى كه مىگويند در شعب رضوى امامى است، چه امام درماندهاى...» ابو عباده بحترى او را هجو گفته و چنين سروده است: «چون علو و بزرگى قريش سنجيده شود، تو نه از زمره آن كاروانى و نه از زمره كوچكنندگان براى جنگ... به چه سبب با كوشش على را هجو مىگويى آن هم با دروغ و بهتان...» ابو العيناء روزى شنيد كه على بن جهم به امير المؤمنين على (عليه السلام) طعنه مىزند.گفت: من مىدانم به چه سبب به على (عليه السلام) طعنه مىزنى. گفت: آيا مقصودت داستان فروختن او خويشاوندان مرا به مصقلة بن هبيره است گفت: نه، كه تو فرومايهتر از اين هستى و على (عليه السلام)، هم لواط كننده و هم مفعول را كشت و تو از آن دو نيز فروتر هستى.از جمله اشعار على بن جهم هنگامى كه متوكل او را به زندان انداخته بود اين ابيات است: «آيا نمىبينى اينان كه امروز نكوهش و عتاب بر من را اظهار مىدارند، ديروز