جلوه تاریخ در شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید جلد 2

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

جلوه تاریخ در شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید - جلد 2

محمود مهدوی دامغانی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

و يارانش حركت كرديم. آنان به سمت بلنديهاى كوهستان رامهرمز رفتند و قصد داشتند دژ استوارى را كه آنجاست تصرف كنند. مردم شهر، پيش ما آمدند و اين خبر را آوردند و ما از پى ايشان حركت كرديم و هنگامى به آنان رسيديم كه به كوهستان نزديك شده بودند. ما در برابر آنان صف بستيم و به سوى ايشان پيشروى كرديم. معقل، يزيد بن معقل ازدى را بر ميمنه سپاه خود و منجاب بن راشد ضبى را بر ميسره گماشت.

خريت بن راشد هم با همراهان عرب خود بر جانب ميمنه لشكر خويش ايستاد و مردم شهر و گبرها و كسانى را كه مى‏خواستند خراج نپردازند و گروهى از كردها را بر ميسره گماشت. گويد: در اين هنگام معقل ميان ما شروع به حركت كرد و مى‏گفت: اى بندگان خدا شما جنگ را با اين قوم آغاز مكنيد، چشمها را فرو بنديد و سخن كم گوييد و خويشتن را براى نيزه و شمشير زدن آماده سازيد و در جنگ با آنان شما را به پاداش بزرگ مژده باد. همانا شما با گروهى كه از دين بيرون شده‏اند و با گروهى از گبركان كه از پرداخت خراج خوددارى كرده‏اند و با گروهى از دزدان و كردها جنگ مى‏كنيد، بنابر اين چه انتظارى داريد و چون من حمله كردم شما هم همگى همچون حمله يك مرد حمله كنيد.

گويد: معقل ضمن عبور از برابر صف، اين سخنان را تكرار مى‏كرد تا آنكه از برابر همه مردم گذشت. آن گاه آمد و ميان صف و در دل لشكر ايستاد و ما به او مى‏نگريستيم كه چه مى‏كند. او نخست دوبار سر خود را تكان داد و با رسوم حمله كرد و ما هم همگى حمله كرديم. به خدا سوگند آنان يك ساعت ايستادگى نكردند پشت به جنگ دادند و گريختند و ما هفتاد تن از اعراب بنى ناجيه را كشتيم كه برخى از ايشان اعراب ديگرى بودند كه از او پيروى كرده بودند و حدود سيصد تن از گبركان و كردان را كشتيم.

كعب مى‏گويد: در اين حال نگريستم و ديدم دوست من مدرك بن ريان كشته شده است. خريت هم گريزان از معركه بيرون شد و خود را به يكى از سواحل دريا رساند كه آنجا گروه بسيارى از قوم او جمع شده بودند و او همواره ميان ايشان حركت مى‏كرد و آنان را به مخالفت با على (عليه السلام) فرا مى‏خواند و جدا شدن از او را در نظر ايشان مى‏آراست و به آنان مى‏گفت: هدايت، در جنگ با او و در مخالفت با اوست و بدينگونه گروهى بسيار از او پيروى كردند. معقل بن قيس در سرزمين‏

/ 435