درباره هنر نه گفتن نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

درباره هنر نه گفتن - نسخه متنی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

درباره هنر «نه» گفتن

نه نمى توانم

در زندگى هر انسانى شرايطى پيش مى آيدكه «نه گفتن» مشكل مى شود. براى مثال، فرض كنيد در يك برنامه ريزى دقيق با دوستانتان، تصميم گرفته ايد تعطيلات آخر هفته را به اسكى برويد اما والدينتان مى گويند ترجيح مى دهند اين هفته را با هم و در كنار هم باشيد. رئيس اداره از شما مى خواهد بعد از اتمام ساعت عادى كار، امروز را بيشتر كار كنيد و به منزل نرويد اما شما اصلاً شرايط اضافه كارى نداريد و براى بعد از ساعات كار برنامه هاى ديگرى چيده ايد يا اينكه استاد دانشگاه از شما مى خواهد همراه با او بر روى پروژه تحقيقاتى كار كنيد، شايد هم يك لباس نو خريده ايد و دوستى مى خواهد آن را قرض بگيرد، كسى از شما مى خواهد با او به مسافرت رويد در حاليكه از او خوشتان نمى آيد.

... اگر دائماً مجبور باشيم تسليم اين درخواستها شويم و با آنها موافقت كنيم و به همين خاطر شديداً احساس ناراحتى داشته باشيم، روزى مى رسد كه از خود بپرسيم «چرا نمى توانم نه بگويم دليل به هم زدن برنامه هاى شخص ي م، با درخواست ديگران چيست؟ و چرا در جايى كه علاقه به «نه» گفتن دارم با گفتن يك «بله» شرايط سختى به وجود مى آورم؟»

پاسخ به اين چراها؟

احتمالاً از قطع شدن يا ضعيف شدن ارتباطات دوستانه خود با سايرين وحشت داريد و به همين خاطر از راه پذيرفتن بدون چون و چراى يك درخواست خود را از اين وحشت رها مى كنيد و يا اينكه آنقدر به شخص يا اشخاصى علاقه داريد كه از نه گفتن به آنها احساس گناه مى كنيد در نتيجه ساده ترين راه را اين مى بينيد كه به احساسات خود لطمه بزنيد و دست از خواسته ها و برنامه هاى شخص ي تان بكشيد. شايد هم خود را در مقابل سايرين بيشتر از حد متعارف و معمول مسؤول مى بينيد و خوشبختى و موفقيت ايشان را در گرو پذيرش خود مى يابيد!

و به همين خاطر رد اين درخواست را خودخواهى و خودمحورى فرض مى كنيد پس باز هم خود و برنامه هاى خود را قربانى اين درخواست مى كنيد.

گاهى اوقات هم، انجام دادن كارهاى ديگران را از زاويه اى متفاوت مى بينيد و فكر مى كنيد درخواست آنها از شما به معناى مهم و با ارزش بودنتان است و اگر آن را نپذيريد در واقع نبايد هرگز منتظر تكرار چنين شرايطى باشيد.

تمام موارد ذكر شده نمونه هايى از مزاحمتهاى فكرى بود كه پيش از نه گفتن به يك درخواست از ذهن ما شكل مى گيرند.

از چه راههايى مى توان «نه گفتن» راه ساده تر كرد؟

قدم اول:

در قدم اول سدها يا موانعى كه از نظر اخلاقى بر سر راهتان مى بينيد را شناسايى كنيد. براى مثال اگر دوستى مى خواهد نوار كاست مورد نظر شما را امانت بگيرد و از آن استفاده كند اگر به او نه بگوييد چه عواقبى خواهد داشت؟

- آيا مى ترسيد او هرگز پس از اين ماجرا با شما صحبت نكند.

يا اگر به كارفرمايتان «نه بگوييد» از كار بركنار مى شويد؟

يا رد درخواست استاد دانشگاه، نمره مناسبى را در پايان ترم، براى شما به همراه ندارد.

قدم دوم

پس از بررسى خطرات احتمالى از بعد منفى آن، با واقع بينى شرايط احتمالى را در ذهن خود ترسيم كنيد.

- اگر نه بگويم دوستم كمى ناراحت مى شود اما پايه هاى دوستى ما استوارتر از اين است كه با اين مورد خراب شود. از طرفى شايد دوستم به خاطر شنيدن «نه» صريح و رك من نسبت به دوستى ما اعتماد بيشترى پيدا كند.

- رئيس اداره حتماً در برابر «نه» گفتن من كمى ناراحت مى شود. اما اگر «بله» بگويم و با توجه به فشار روحى ناشى از به هم خوردن برنامه هايم عصبانى و بى حوصله كار كنم عواقب بدترى پيش خواهد آمد.

قدم سوم

قطعاً مطالعه شرايط احتمالى از ديدگاهى منطق ي تر و خوش بينانه تر اين امكان را بوجود مى آورد كه عدم پذيرش خود را اعلام كنيم.

در اين مرحله مستقيم و با وضوح كامل «نه» را بگوييد. اجازه دهيد حركات و رفتار ناشى از مخالفت شما با انجام مسأله مورد نظر با كلامتان هماهنگ باشد، پس بهانه تراشى بى مورد نكنيد و به دنبال توجيه ماجرا نباشيد.

البته از آن جايى كه عادت كرده ايد سالها «بله» بگوييد و هنر «نه گفتن» به موقع را نداشته ايد براى موارد اوليه اين تمرين به مشكلاتى برخورد مى كنيد. كه بهتر است براى تمرين اين مهارت! نخست از موارد ساده تر شروع كنيد و به مواردى «نه» بگوييد كه احتمال خطر و صدمات ناشى از آن كمتر است. به اين ترتيب مى توانيد بعد از مدتى به رئيس يا مافوق خود هم در شريط منطقى نه بگوييد.

قطعاً شروع نه گفتن به افراد خاص ساده تر است مثلاً دوستان نزديك، خانواده يا غريبه ها... با هر كدام راحتتر هستيد با آنها شروع كنيد (البته فراموش نشود نه گفتنى كه دليل منطقى و حساب شده اى داشته باشد، نه مواردى كه از روى تنبيلى، بى حوصلگى و يا عدم پذيرش مسؤوليت است)

راههاى متفاوت يك نه گفتن منطقى و معنى دار:

1 - استفاده از روش مستقيم و ساده:

وقتى شخصى از شما مى خواهد كارى را انجام دهيد كه امكان آن وجود ندارد، خيلى مختصر و به دور از هرگونه دليل تراشى، مخالفت خود را اعلام كنيد.

براى مثال دوستى از شما مى خواهد ناهار را با او صرف كنيد.

اگر امكان اين كار وجود ندارد خيلى ساده بگوييد: نه، نه، متشكرم

روش بازتابى:

رضايت و علاقه مندى خود را نسبت به اين پيشنهاد نشان دهيد و به دنبال آن مشخص كنيد در حال حاضر شرايط پذيرش اين درخواست را نداريد.

«مى دانم كه مى توانيم در حين صرف ناهار مسائل زيادى را با هم حل كنيم و به نقطه نظرات بهترى برسيم. اما شرايط موجود، اجازه نمى دهد ناهار را با هم باشيم.»

2_ گفتن نه همراه با دليل:

دليل كوتاه و واقعى رد تقاضا را بدون پرداختن به حاشيه و ذكر جزئيات، مطرح كنيد.

«نمى توانم براى ناهار پيش شما باشم، چون بايد براى فردا كارى را آماده كنم و نياز به وقت دارم.»

3- اين هم يك مورد ديگر از نه گفتن.

در اين روش با مطرح كردن پيشنهادى ديگر در واقع حسن نيت خود را به درخواست كننده نشان مى دهيد.

«نمى توانم امروز، ناهار را با شما باشم اما به نظر شما هفته ديگر براى اين كار مناسب نيست؟!»

4- نه همراه با پرس و جو براى يافتن كارى ديگر.

راه ديگر اين است كه به درخواست كننده نشان دهيم براى انجام امرى ديگر آمادگى داريم و رد كردن اين مورد خاص به منزله رد تمام موارد ارتباطى نيست.

«نمى توانم قول ناهار را بدهم اما اگر كار ديگرى را براى مبادله نظرات پيشنهاد كنيد مى پذيرم.»

5- و اين هم يك نوع از نه گفتن است

درست مانند «نوارى كه سوزنش گير كرده است.» موقعيت ساده و خاص خود را تكرار كنيد. بدون هيچ شرح و توضيح. فقط تكرار

- نه من نمى توانم با تو ناهار بخورم.

- اما خواهش مى كنم زياد طول نمى كشد.

- نه نمى توانم با تو ناهار بخورم.

- قبول، مهمان من، بيا باهم ناهار بخوريم.

- نه من نمى توانم با تو ناهار بخورم.

و...

يك نه بگوييد و از عواقب احتمالى بله خلاص شويد.

حتماً داستان كودك عاقلى! را كه با تلاش پى در پى معلم (الف) را نگفت شنيده ايد، او حرف اول را تكرار نكرد تا مجبور نباشد تا آخر حروف الفبا پيش رود.

گاهى اوقات داستان زندگى هم، همين است. خصوصاً در شرايطى كه خداى ناكرده به بيراهه مى رويم. اگر نه اول را با جرأت بگوييم اسير «بله» همراه با تعارف نمى شويم.

در ضمن اينكه فراموش نكنيد. اگر هميشه «بله» بگوييد و از نه گفتن پرهيز كنيد. كم كم بله گفتن شما بى معنى مى شود. (شايد به همين خاطر عروس خانمها هيچ وقت بار اول بله نمى گويند و ترجيح مى دهند سر خود را به گل چيدن گرم كنند!)

وقتى قلباً دوست داريد نه بگوييد، بله گفتن به شما استرس مى دهد و علايم جسمانى اين عدم پذيرش قلبى را به شكل سردرد، كشيدگى عضلات شانه و به هم ريختگى برنامه خواب خواهيد ديد.

- در نه گفتن دچار گيجى و سردرگمى نشويد، برخى افراد نه گفتن به خواسته يك نفر را نه گفتن به آن شخص و ارتباط با وى مى دانند. نه گفتن به اين معنا نيست كه شما آن شخص را دوست نداريد فقط مفهوم آن «رد خواهش اخير او مى باشد.»

- باز هم تأكيد مى شود كه صادق، آرام و مؤدب نه بگوييد. اين كار به شما كمك خواهد كرد كنترل كارها را به دست گيريد. ديگران از شنيدن «نه» صادقانه شما خوشحالتر خواهند شد تا اينكه كارى را دودل، بى ميل و با تأخير انجام دهيد.

/ 1