استان اصفهان نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

استان اصفهان - نسخه متنی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

استان اصفهان

موقعيت جغرافيايي و تقسيمات سياسي استان

استان اصفهان با مساحتي حدود 105937 كيلومتر مربع بين 30 درجه و 43 دقيقه تا 34 درجه و 27 دقيقه عرض شمالي خط استوا و 49 درجه و 36 دقيقه تا 55 درجه و31 دقيقه طول شرقي از نصف النهار گرينويچ قرار دارد . اين استان كه در مركز ايران واقع شده است از شمال به استانهاي مركزي , قم و سمنان ؛ ازجنوب به استانهاي فارس و كهگيلويه و بويراحمد ؛ از شرق به استانهاي لرستان و چهارمحال بختياري محدود است . بر اساس آخرين تقسيمات كشوري ، اين استان داراي 17 شهرستان , 60 شهر ، 37 بخش و 116 دهستان و مركز آن اصفهان است .

جغرافياي تاريخي استان

در ادوار پيش , اصفهان نقش پلي را داشت كه قسمتهاي كم ارتفاع شرق فلات ايران را با سرزمين هاي كوهستاني غرب مرتبط مي ساخت و براي اطراق سرمازدگان كوهستان غرب و گرمازدگان و خستگان هواي خشك شرق , محل مناسب و مطلوبي بود . از اصفهان قبل از اسلام ، يعني دوره حكومت مادها و دوره شاهنشاهي هخامنشيان ، اشكانيان و ساسانيان اطلاعات زيادي در دست نيست و از آن دوره ها , آثار قابل توجهي بر جاي نمانده است . آنچه مسلم است , استقرار جلگه اصفهان درميان بيابان ها و كوه هاي خشك مركزي ايران از يك طرف و اهميت و موقعيت ارتباطي خاص آن در مركز فلات پهناور ايران از طرف ديگر , تاريخ و سابقه آن را به سابقه و قدمت كشور ايران مرتبط كرده است . پيش از برپايي پادشاهي مادها , اصفهان حد شرقي ممالكي بوده است كه بابلي ها از آن اطلاع داشته اند و به احتمال قوي جزو ناحيه ( انزان) يا (انشان) بوده است .

استان اصفهان يکي از بزرگترين مراکز توليد انواع مختلف صنايع دستي ايران محسوب مي شود. اين استان از قديم الايام مهد هنرهاي زيبا و صنايع ظريفه بوده است. تزئينات آجري، کاشي کاري، گچ بري و انواع خط در آثار تاريخي اصفهان، از حدود قرنها پيش تا دوره معاصر، بر اطراف و جوانب مناره ها و داخل و خارج مساجد، قصرها و هنرهاي زري دوزي و قلم کاري، ترمه و نقره کاري و تذهيب و تحرير انواع کتاب، قرآن و قطعات نگارگري و نقاشي جملگي به مرکزيت هنري اصفهان گواهي مي دهند.

سيم کشي، زرکشي، زربافي, گلابتون دوزي، پولک دوزي، زنجيره بافي، قالي بافي و نساجي از صنايع دستي رايج اصفهان است. اين صنايع در عهد شاهان صفوي رونق فراوان داشت. در دوران قاجاريه، بازار صنايع دستي در اصفهان از رونق افتاد. ولي بعد از انقلاب مشروطه باز توسعه يافت. به طور کلي طرح و نقش عموم مصنوعات دستي اصفهان اعم از فرش و قلمکار و ظروف قلم زني و کاشي، دوختني هاي روي پارچه تحت تاثير طرحهاي تزئيني دوران صفويه قراردارد و طراحان اصفهان، به نسبت قدرت درک و مهارت خود از آثار قديمي اقتباس مي کنند و با خلاقيت خود، آنها را زيباتر مي سازند. در حال حاضر اهم صنايع دستي استان عبارتنداز:

قالي بافي

اصفهان در زمان صفويه يکي از مراکز عمده قاليبافي بود. در اين شهر تعداد زيادي کارگاه وجود داشت که در آن قاليهاي زر بفت بافته مي شد. اصفهان در فتنه افغان آسيب فراوان ديد و تعداد بسياري از هنرمندان و صنعتگران خود را از دست داد ولي پس از چندي توانست رونق اوليه خود را به دست آورد. در زمان قاجاريه قالي بافي اصفهان دوباره احياء شد. در جنگ جهاني اول اصفهان يکي از مراکز عمده تهيه قاليچه بود و پس از آن نيز بحرانهاي زياد اقتصادي تاثير در کار قالي بافي نگذاشت چون قاليچه هاي آن بسيار ارزان تهيه مي شد.

تعداد رنگهاي انتخاب شده در قاليهاي اصفهان بسيار محدود است. گره قاليهاي اصفهان فارسي بوده و جفتي آن نيز کم نيست. رنگهاي طبيعي بسيار کم مصرف مي شود و بيشتر در قاليهاي خوب از رنگهاي شيميايي دندانه اي استفاده مي شود.

در روستاهاي اطراف اصفهان نيز کم و بيش دارهاي قالي وجود دارد. روي اين دارها قالي و قاليچه ها طرح شاه عباسي و ساير طرحهاي اصفهان بافته مي شود. رنگهاي بکاررفته در آنها عموماً نباتي بوده و بيشتر از روناس، قارا، اسپرک، گنده يا گندل، پوست گردو، پوست انار و چند گياه ديگر استفاده به عمل مي آيد.

از توابع اصفهان که در هنر قالي بافي مشهور هستند از قاليچه هاي بختياري و قالي هاي جوشقان بايستي نام برد. قاليچه هاي بختياري را البته بيشتر در روستاهاي شهرکرد و چهار محال مي بافند. قالي و قاليچه هاي جوشقان از زمان صفويه مشهور عالم بوده است و سابقه قالي بافي جوشقان به پيش از زمان صفويان مي رسد. ولي در روزگار شاه عباس اين صنعت در آنجا توسعه بسيار يافت. در آن زمان کارگاههاي متعدد شاهي در آنجا مشغول کار بوده اند. جوشقان در آن زمان از توابع کاشان بوده است. در موزه هاي اروپا و امريکا تعداد زيادي قالي وجود دارد که منصوب به اين روستاي کوچک بوده است. قاليهاي جوشقان ريز بافت و دوپوده است.

نقش قالي جوشقان شکسته است و شايد از دويست و پنجاه سال پيش تابحال همچنين ثابت مانده است. رنگهاي آن از بهترين رنگهاي طبيعي انتخاب مي شود و همچنين رنگها کاملاً زنده و شاداب است. نوع پشم قالي جوشقان بسيار خوب و خامه آن دستريس است و گره جفتي چندي است که در جوشقان رخنه کرده است. درميمه واقع در سه فرسنگي جوشقان بر سر جاده اصفهان به تهران نيز قاليهايي با همان نقش شکسته جوشقاني اما ريز بافت و بهتر از کار خود جوشقان بافته مي شود.

نايين در شمال يزد و کناره دشت کوير قرار دارد و پيش از اين به بافتن عباهاي بسيار لطيف شهرت داشت اما پس از آنکه در کشور ما مردم به لباس اروپايي درآمدند عبا منسوخ گشت. بافندگان نايين مانند شال بافان کرمان و مخمل و زيبا بافان کاشان به قالي بافي روي مي آوردند. صنعت قالي بافي در نايين در آستانه جنگ دوم جهاني آغاز شد و چون بافندگان آنجا همواره با پشم نازکتر سروکار داشتند به بافتن قاليچه هاي بسيار ريز بافت پرداختند و از آنجا که ميزان توليد کم و جنس بسيار خوب بود، بازار خوبي براي کالاي خود يافتند. که در زمان جنگ باز بر رونق آن افزوده شد. بدين ترتيب قالي نايين که شايد بهترين قالي امروز ايران باشد پديد آمد. پشم نايين نازکتر و نرمتر از ديگر پشمهاي ايران است. رنگها چندان دلاويز نيست و تنوع ندارد. شايد90 درصد قاليهاي اصفهان داراي متني است به رنگ کرم بايک ترنج سرمدادي يا آجري و حاشيه آجري تند، رنگهاي فرعي نيز در مايه هاي تند و شماره آنها محدود است و شايد در سراسر صنعت قالي بافي اصفهان بيش از 15 رنگ بکار برده نشود. مسئول اين امر البته رنگرزان اصفهان هستند. ولي همچنين خود صاحب کار که توجهي به مايه هاي رنگي که تحويل مي گيرد ندارد نيز مقصر است.

قالي کاشان

قاليهاي تاريخي و گرانبهاي کاشان مظهر زيبايي ذوق و هنر ايرانيان در جهان است. قالي ايران که عامل بزرگ شناسايي کشور کهنسال ما به جهانيان گشته و اکنون در زندگاني همه اقوام بشر از هر نژاد و ملت خودنمايي مي کند، گذشته از تامين نيازمنديهاي زندگي و تشکيل اندوخته پربهاي هر خانه و خانواده اي، ارزنده ترين نماينده انديشه هاي لطيف انساني و زيباترين پديده هاي دلپذير بشمار مي رود. اما قالي کاشان که شهرت آن دنيا را فرا گرفته و شامل گرانبها ترين آثار هنري و قطعه هاي ممتازي در نوع خود مي باشد از نظر تاريخي دو عصر متفاوت و مختلفي را پيموده و يک تعطيل طولاني و فاصله زماني قريب به دو قرن اين دو مرحله را از يکديگر جدا ساخته است.

هر چند اظهار نظر قطعي درباره همه قالي هاي بافت کاشان که اکنون در موزه ها و مجموعه هاي دنيا موجود است کار سهل و آساني نيست اما از بررسيهاي فني کارشناسان و تحقيق و تطبيق کلي و قراين ديگر خصوصياتي از قالي کاشان به دست آمده که براي شناختن و تشخيص آنها بسيار مؤثر است. از جمله تزئينات مربوط به نقش و تزئينات و ريزه کاريها و نقش و نگار مشترکي که با ظروف سفالي و کاشي سازي کاشان در آنها موجود است.همچنين بافت ريز و مخمل نما و ظرافت خاص آن نسبت به قالي هاي ديگري که باگره فارسي بافته شده است. پروفسور پوپ مختصات ديگري را هم براي نقشه قاليها ي کاشان شمرده است مانند: ترنجهاي کنگره دار و برگهاي ظريف، شاخه ها و برگهاي دندانه دار و ... .

قلمکارسازي استان اصفهان

قلمکارسازي يکي از صنايع دستي پر سابقه اي است که قرنها در اوج شهرت بود و از دوره مغولها در ايران مرسوم شده است. در دوره مذکور به منظور جلب نظر خوانين مغول ايرانيان نيز دست به ابتکاراتي زدند که از جمله ابداع نقاشي روي پارچه يا پارچه هاي قلمکار بود، سپس اين صنعت در زمان صفويه گسترش بيشتري پيدا کرد.

به هر صورت عمر پرشکوه اين صنعت در زمان صفويه بود و در اواسط عصر قاجاريه بتدريج از رونق آن کاسته شد. در زمان سلطنت شاه عباس کبير اين صنعت رونق بسزايي يافت و بيشتر لباسهاي مردانه و زنانه از پارچه هاي قلمکار تهيه مي شد و اين پارچه ها در اين زمان شهرت فراوان داشته و مورد توجه درباريان بود و از اينرو بيشتر لباس آنان از " قلمکارزر" يا " اکليلي" تهيه مي شد. در آن زمان محلهاي مخصوصي براي تهيه لباس درباريان در بازار قيصريه اصفهان وجود داشت وپارچه هاي قواره اي قلمکارراکه دراصطلاح آن روز "دلگه" ناميده مي شدرا از آن محلها به دست مي آوردند.

در زمان سلطنت رضا شاه با امتيازات خاصي که براي صنعتگران و ارباب حرف به ويژه صنعتگران قلمکار فراهم شد بار ديگر اين صنعت رونق گذشته خود را به دست آورد و عده اي از استادکاران بزرگ قديمي مثل شيخ حريري مشهدي عبدالخالق، حاج محمدرضا و حاج محمد تقي اخوان چيت ساز، برادران بيرجندي و شيخ بهايي و چند تن ديگر شرکت توليد قلمکار را تشکيل دادند.

اگر علاقه و پشتکار عده اي از استادکاران اين فن نبود، اکنون اثري از اين صنعت ظريف باقي نمي ماند ولي تلاش پيگير صنعتگران اين رشته و استقبالي که از آن شد موجب شد تا بار ديگر حجم تقاضا براي اينگونه پارچه هاي نقش دار افزايش يابد و چون مقدار توليد و عرضه اين محصول محدود بود صنعتگران را به چاره انديشي و پيدا کردن راه حل جهت عرضه بيشتر باهمان کيفيت هنري واداشت. در اين مورد تنها راه چاره را ايجاد نقوش مورد نظر را روي قالب و انتقال قالبهاي مذکور روي پارچه دانستند.

معروفترين استاد قالب تراش در اين رشته مرحوم استاد رحيم بيدادي بود که سالها پيش در گذشت. از استادان ديگر قالب تراش مي توان از استاد اسماعيل قالب تراش و استاد مهدي اوليايي نام برد.

خاتم سازي اصفهان

خاتم هنر آراستن سطح اشياء با مثلثهاي کوچکي است که طرحهاي گوناگون آن همواره به صورت اشکال منظم هندسي بوده است. اين شکلهاي هندسي را با قرار دادن مثلثهايي کوچک در کنار هم نقشبندي مي کنند. مي توان گفت، کار خاتم نقشهاي هندسي تشکيل شده از مثلثهاي سه پهلو (متساوي الاضلاع) است که از عاج، استخوان، چوب و مفتول برنج ساخته شده و معمولاً به ضخامت 2 ميلي متر در سطح خارجي يا سطح داخلي و خارجي اشياء چوبي چسبانده مي شود.

آثاري که از قديم مانده نظير درهاي کاخها، رحلهاي قرآن و صندوقهاي مقابر خاتمکاري نشان مي دهد که اين هنر در زمان قديم و به ويژه عهد صفويه رواج کامل داشته يکي ازمراکز اصلي آن هم اصفهان بوده است. اما همين معلوم مي کند تا چند سالي اين هنر در اصفهان رو به زوال گذاشته و تنها شيراز مرکز اين صنعت شده است.

در ابتدا کار خاتم با استفاده از مثلثهاي بسيار بزرگ که پهلوي هم قرار مي دادند تهيه مي شد ولي به تدريج با پيشرفت ذوق و تبحر هنرمندان ابعاد مثلثها ريزتر و کوچکتر شد. بهر حال هنر خاتم سازي از زمان پيدايش تا کنون تحولاتي را داشته است. صنعتگران خاتم ساز براي تهيه خاتم از مواد اوليه متنوعي استفاده مي کنند که در کمتر صنعت دستي ديگري اين چنين تنوعي به چشم مي آيد. اين مواد عبارتند از: چوب فوفل، چوب گردو، چوب نارنج، چوب عناب، استخوان شتر، مفتول برنجي، لايه برنجي، سريشم گرم، سريشم سرد، فرمالين، فيبر و روغن جلا و تخته سه لايي. غير از آن براي تکميل ساخت از چفت و لولا و غيره نيز استفاده مي کنند. از خاتم در تهيه محصولات مختلفي استفاده مي شود که از آن جمله است: قاب عکس، جعبه سيگار، عصا، پيپ، جعبه لوازم آرايش، جا کليدي، جاقلمي و جلد آلبوم.

در اصفهان علاوه بر اشياء خاتم که به شيوه شيرازي مي سازند قسمتي از مصنوعات خاتم را با نقره و مينا سازي توأم کرده اند که در شيراز وجود ندارد. مثلاً جعبه هاي خاتمي که رويه آن را نقاشي مينياتور مي کنند و روي آنرا روغن مي زنند.

ساخت و قلمزني فرآورده هاي مسي و برنجي

يکي از پر رونق ترين رشته هاي صنايع دستي اصفهان ساخت و قلمزني محصولات نقره اي مسي و برنجي است.

مواد اوليه مورد مصرف سازندگان فرآورده هاي مس و برنج و نقره شامل نقره، مس، برنج و آلياژ مس و برنج است. مقداري از مواد اوليه مذکور از کشورهاي ديگر نظير يوگسلاوي بقيه آن در ايران از شرکتهاي برق منطقه اي و شرکت ملي نفت ايران و غيره تهيه مي شود.

ابزار کار صنعتگران اين رشته از دو دسته تشکيل مي شود. يک دسته از ابزار در مرحله ساخت محصولات مورد استفاده قرار مي گيرد مانند دستگاه خم کاري، موتور فرچه، کوره برقي، سندان، چکش و دسته ديگر که در مرحله قلمزني مورد احتياج است و عبارت از دستگاه قير آب کني، پرگار، تعدادي قلم آهني، چکش و غيره است. برخي از کارگاه هاي اين رشته صرفاً بکار ساخت محصولات نقره مسي و برنجي مشغول هستند و در مقابل کارگاههايي نيز وجود دارد که فقط کارقلمزني برروي اين فلزات را انجام مي دهند و دسته سوم کارگاههايي مي باشند که به هر دو کار ساخت و قلمزني تواماً مي پردازند.

منبت کاري

واژه منبت به معناي کنده کاري خاص و همراه با خلل و فرج روي چوب است که سابقه اي ديرينه دارد، شايد بتوان آغاز تاريخ منبت کاري را از زماني دانست که انسان نخستين بار، با ابزاري برنده چوبي را تراشيده است. در حال حاضر هم هنر منبت کاري همچنان رواج دارد و در گوشه و کنار ايران هنرمندان بسياري بدان مشغولند اما متأسفانه رفته رفته استفاده از نقوش اصيل که شامل طرحهاي اسليمي و ختايي يا گل و بوته است رو به فراموشي مي رود و طرحهاي خارجي جاي آنها را مي گيرد. در نوعي از اين هنر بجاي آنکه زمينه چوب را کنده کاري کنند ونقش مورد نظر را برجسته سازند چوبهاي مختلف را با رنگهاي گوناگون طبيعي آن بريده پهلوي هم قرارمي دهند. اين کار شباهت زيادي به هنر موزائيک دارد. در اين گونه جديد از چوبهاي شمشاد براي رنگ زرد و عناب براي رنگ قرمز استفاده مي کنند. زمينه کار بيشتر از چوب گردو و يا ريشه درختان جنگلي است که خود داراي نقوش زيبايي هستند. مهمترين ماده اي که روي آن منبت کاري مي کنند چوب است. اين چوب بايد محکم و بدون گره باشد. براي اين منظور از چوبهاي آبنوس، فوفل، بقم، شمشاد، و عناب و گردو، استفاده مي کنند. البته آبنوس و بقم چون هم محکمتر و هم چربتر هستند دوام بيشتري دارند اما در ايران بخاطر فراواني چوب گردو اکثراً از اين چوب استفاده مي شود.

منبت کاري چوب در شهرهاي گلپايگان و اصفهان رونق و رواج درخور و شايان توجه اي دارد.

نمد مالي

نمد مالي در استان اصفهان رونق فراوان دارد و يکي از مراکز مهم توليد انواع نمد شهر«شهرضا» است.

گيوه بافي و گيوه دوزي

متأسفانه گيوه دوزي در شهرهاي مختلف استان اصفهان در حال از بين رفتن است. گيوه دوزان اين شهر علاوه بر توليدگيوه به تعمير کفش نيز مي پردازند. نحوه توليد گيوه که شامل تهيه رويه، تهيه تخت گيوه و نهايتاً دوخت رويه و تخت است، همانند ساير مناطق کشور است.

عبا بافي در نايين

نايين در مشرق شهر اصفهان قرار دارد و تنها صنعت دستي آن عبا بافي که در ناحيه اي نزديک شهرنايين به نام محمديه وجود دارد.

حدود 25 درصد عباهاي توليد شده در محل به فروش مي رسد و بقيه به شهر هاي مشهد و قم و گاهي کشورهاي عربي ارسال مي شود.

سفال و سراميک سازي در شهرضا

در شهر اصفهان و نيز در شهرهاي نطنز و شهرضا در استان اصفهان سفال و سراميک سازي رواج دارد. شهرضا از مراکز عمده سفال سازي ايران است و محصولات آن داراي خريداران بسيار است.

نقشهايي که در سراميک شهرضا به چشم مي خورد اغلب نقش گل و بوته و ماهي است و براي رنگ کردن لعاب نيز از اکسيدهاي فلزات آهن، مس و منگنز و کبالت استفاده مي شود. درشهر نطنز نيز يک کارگاه سراميک سازي با استفاده از خاک استون ور محصولات جالبي را توليد مي کند. در شهر اصفهان هم کارگاههاي متعدد سفال و سراميک سازي وجود دارد.

پوست و پوستين دوزي

صنعت پوست دوزي در اصفهان از صنايع دستي پررونق اين شهر در گذشته بوده است ولي اکنون آن رونق ديرين را ندارد. فرآورده هاي پوستي اصفهان به لحاظ ظرافت و لطافت الياف و رنگ سفيد يکدست آن خواستاران زيادي دارد. بررسي ها نشان مي دهد که تعداد خريداران فرآورده هاي پوستي روز به روز در حال کاهش است، از طرفي کاهش تعداد کارگاههاي پوست دوزي نيز حاکي از نقصان تقاضا براي محصولات مذکور است.

مليله سازي در اصفهان

يکي از رشته هاي صنايع دستي اصفهان که از ارزش هنري زيادي برخوردار است و توليد محصولات آن نياز به ظرافت و دقت فوق العاده دارد مليله سازي است و فرآورده هاي توليدي صنعتگران اين رشته نمايانگر ذوق سرشار آنان است.

بايد به اين نکته توجه کرد که در توليد برخي از فرآورده ها چون گل سينه و گوشواره تنها مليله سازان دخالت ندارند بلکه از مينا سازان و زرگران هم استفاده مي کنند و در مقابل انجام عمل به آنان کارمزد مي دهند.

سکمه دوزي و قلاب دوزي

يکي ديگر از رشته هاي صنايع دستي موجود در شهر اصفهان سکمه دوزي و قلابدوزي است.

مواد اوليه مورد استفاده سکمه دوزان و قلابدوزان عبارت است از

کتان ايراني و خارجي و نخ پنبه اي (که از تهران تهيه مي شود و به صورت کلاف يا عمامه اي است)، کتان خارجي را که بيشتر هم مورد استفاده دارد و عرض آن 140 سانتيمتر است. روميزي گرد، زيربشقابي و دستمالهاي مخصوص از انواع محصولات سکمه دوزان يا قلابدوزان است.

نگارگري در اصفهان

نگارگري در ايران از سابقه اي طولاني برخوردار است. در زمان شاه عباس دوم که اصفهان پايتخت و مرکز هنر ايران شد، نگارگري هم در اين شهر تکامل يافت.

معمولاً براي نگارگري از چوب، عاج، فيبر و استخوان استفاده مي شود و هر کارگاه رأساً اقدام به توليد مي کند ومعمولاً براي دور قاب عکس و جعبه از خاتم و مينا استفاده مي شود. ضمن آن که بايد گفت عده اي از هنرمندان اصفهاني نيز در زمينه طراحي فرش، تذهيب و تشعير هم فعاليت دارند.

نقره سازي

نقره سازي از جمله صنايع دستي رايج در شهر اصفهان است کارگاههايي که در آنها کار نقره سازي انجام مي شود کارهاي ديگر از جمله قلمزني روي نقره محصولات مسي و برنجي انجام مي دهند.

انواع فرآوده هاي توليدي نقره سازان عبارتست از: سرويس چايخوري، گلدان، شمعدان وسرويسهاي چند پارچه.

مينا کاري اصفهان

مشکل بتوان گفت از چه زماني هنر مينا کاري در ايران رواج گرفته است. زيرا از روزگاران پيش از عهد صفويه نمونه هايي از ميناکاري در دست نيست وحتي از دوران صفوي هم نمونه هاي قابل ملاحظه اي برجاي نمانده است. لکن در دوران قاجاريه مينا کاري به مقدار کم وجود داشته است و اشيايي مانند سرقليان وکوزه قليان وکوزه و بادگير قليان را ميناکاري مي کرده اند.

رواج صنعت مينا کاري در اصفهان از دوران پهلوي و حدود سال 1310 ه.ش. است و مخصوصاً اين که اين هنر- صنعت به وسيله يکي از استادان هنرمند و بنام اصفهان يعني استاد شکرا... صنيع زاده بسط و توسعه يافت و شاگرداني در اين مکتب تربيت شدند که هر يک کانون ديگري در هنر مينا بوجود آوردند.

بيشتر اشيايي که مينا سازان فعلي به بازار عرضه مي کنندعبارتست از گوشواره، گلوبند، انگشتر، جعبه هاي بزرگ و کوچک آرايش زنانه، قوطي سيگار، جعبه هاي خاتم کاري و مينا کاري، بشقاب مينا، گلدان مينابه اندازه هاي مختلف، تابلوهاي بزرگ و کوچک ميناکاري که با هنرهاي ديگر مانند طلا کاري و خاتم کاري و مينياتور ترکيب مي شود. روي اشياء طلايي و نقره اي هم مي توان مينا کاري کرد ولي اساساً مينا کاري روي مس انجام مي شود.

کاشي سازي

کاشي سازي يکي از اصلي ترين صنايع دستي اصفهان است. در اين فرآورده ها ويژگي طرحها و نقشهاي قديمي به خوبي حفظ شده است و حتي امروز هم خواستاران بسياري دارد. از ديگر هنر هايي که با استفاده از کاشي در اين استان انجام مي گيرد کاشي معرق مي باشدکه عبارت از بريدن و خرد کردن کاشي و در کنار هم قرار دادن آنهاست. از آنجاکه نقشهايي که روي کاشي ها پياده مي شود تا حدي پيچيده است کاشي سازها نمي توانند آنها را به صورت ذهني ترسيم کنند، از اين رو صنعتگران طرحهاي مورد نظر را به طراحان سفارش مي دهند. پس از اينکه طرح مورد نظر تهيه شد صنعتگران آنرا روي کاشي پياده مي کنند. براي اين منظور طرح مورد نظر را روي کاشي ساده که قبلاً آماده شده قرار مي دهند و سپس روي خطوط طرح، سوزن فرو مي کنند و به اين ترتيب خطوط نقشه در جاي سوزن باقي مي ماند که باريختن گرد زغال روي منفذهاي ايجاد شده، شکل و طرح مورد نظر برروي کاشي انتقال داده مي شود. پس از آن خطوط را بر حسب ذوق و سليقه رنگ آميزي کرده و جهت پخت به داخل کوره مي گذارند. از اين به بعد محصول آماده عرضه به بازار خواهد بود.

طلا کوبي روي فولاد

طلاکوبي يکي از شيوه هاي تزيين اشياء و آثار فولادي است که در شهر اصفهان رواج دارد. از فولاد علاوه بر افزارهاي معمولي اقدام به ساخت علم نيز مي کنند که مي دانيم آن را پيشاپيش صف عزاداران بويژه در مراسم سوگواري سالار شهيدان حضرت امام حسين (ع)، حرکت مي دهند. علم علاوه بر تيغه هاي فولادي معمولاً داراي پيکره هايي از برخي از پرندگان حيوانات ديگر و نيز گلدان، قوطي و شمعدان است که تمامي آنها به ميله اي که قاب بر آن تکيه دارد متصل است و برروي تيغه هاي علم بويژه تيغه وسط که از ساير تيغه ها بلندتر است اسماء مبارکه طلاکوبي مي شود.

در حال حاضر طلاکوبي برروي مجسمه هاي پرندگان و حيوانات نظير طاووس، کبوتر، آهو، شير و... (که در واقع به تقليد از پيکره هايي که به انواع علم هاي سوگواري متصل است، ساخته و پرداخته مي شود.) نيز صورت مي گيرد.

قفل سازي

چيزي که موجب شگفتي هر بيگانه اي که از ايران ديدن مي کند مي شود همانا نزديکي و پهلوي هم بودن اشياي بسيار کهن و کالاهاي نو و وارداتي است. در مورد قفل و کليد هم همين طور است. قفل کردن خزانه ها و انبارهاي گندم و پرستشگاهها در هزاره دوم ق.م. در مصر و بين النهرين متداول بوده است. قفلي که قفل ساز ايراني مي سازد نشانه نبوغ فني او در جهات مختلف است. پاره اي از اين قفل ها همانند قفل هاي مصري و يوناني است، برخي ديگر همانند قفل هاي رومي ها است برخي به قفلهاي چيني و هندي مي ماند و تعدادي هم مانند قفلهايي است که در اروپا از قرون وسطي تا انقلاب صنعتي به کار برده مي شد.

قفلهاي ايران را از ديدگاه فني مي توان به رده هاي زير بخش کرد.

الف) قفلهاي ثابت در (کليدون خانه)

1-کلون دان

2-کلون

3- قفل فنر پخش شو

ب) قفل آهن

1- قفل فنر (با کليد پيچي)

2- قفل فنري (با کليد فشاري)

3- قفل لوله (با کليد پيچي)

4- قفل رمز (حرفي بي کليد)

لاکي روغني

محصولات لاکي روغني مختلف هستند از آن جمله قلمدان سازي است. قلمدان و قلمدان سازي با هنر و فرهنگ ايران رابطه و پيوند ديرينه دارد. چرا که گرانمايه ترين ميراث هاي نقاشي و نگارگري تذهيب و منبت کاري هنرمندان قديمي ما بر جعبه هاي قلمدان نقش بسته است. از طرفي قلمدان در گذشته اي نه چندان دور مهمترين وسيله کتابت و بهترين عامل برانگيختن و ترغيب مردم طبقات گوناگون به فراگيري آموزش و خطاطي و خوشنويسي بود. قلمدان سازي از عهد صفويه رونق و اعتبار افزوني گرفت. قلمدانهاي اين دوره از جمله اصيل ترين آثار هنري باستان به شمار مي رود.

قلمدان ها به طور عمده از سه دسته تشکيل يافته اند (از نظر جنس)

1- قلمدانهاي چوبي

2- قلمدانهاي فلزي

3- قلمدانهاي مقوايي

به طور کلي از لحاظ اندازه قلمدانها بر چهار گونه اند:

الف) کوچک که به آن نيم بهره نيز مي گويند و ابعاد آن 2*13 سانتيمتر است.

ب) قلمدان متوسط يا يک بهره که ابعاد آن7/3*21 سانتيمتر است.

ج) قلمدان عادي که دوبهره نيز ناميده مي شود و ابعادش 4/4*5/23 سانتيمتر است.

د) قلمدانبزرگ که تقريباً به اندازه جعبه قلمدان است به ابعاد 5/5*28 و سه بهره نام دارد.

از قلمدان سازان معروف که قلمدان مقوايي مي ساختند. که در دوره قاجار شهرت داشتندمي توان به ميرزا ابوالقاسم طباطبائي، مشهدي حسن تهراني، عبدالحسين مقوا ساز اصفهاني و کريم مقوا ساز اشاره کرد.

از محصولات ديگر لاکي روغني مي توان به جلد سازي و قاب آئينه اشاره کرد.

به لاکي روغني هايي که از جنس کاغذ تهيه مي شود پاپيه ماشه هم مي گويند، پاپيه ماشه که اساساً واژه اي فرانسوي است و در فرهنگهاي لغت به معني کاغذ فشرده آمده، معمولاً به اشيايي مقوايي که سطح آنها به وسيله نگارگري تزيين و با لاک مخصوص پوشش يافته است اطلاق مي شود. سابقه اين نوع هنر که در گذشته «نقاشي روغن» يا «لاکي» ناميده مي شد، چندان روشن نيست، ليکن از آثار موجود در موزه ها چنين استنباط مي شود که تا بعد از دوره سلجوقيان کليه کتابهاي خطي داراي جلد چرمي ساده يا ضربي و فاقد هر نوع تزئينات اسليمي بوده است.

در دوره ايلخاني نيز که شهر هرات مرکز عده تحقيقات و تأليفات بوده و جلد کتاب بسيار معتبر از نوع سوخت و جلد کتاب عادي معمولاً چرمي سادهيا ضربي و فاقد هر نوع تزئينات اسليمي بوده است.

در دوره ايلخاني که شهر هرات مرکز عمده تحقيقات و تأليفات بوده و جلد کتاب بسيار معتبر از نوع سوخت و جلد کتاب عادي معمولاً چرمي ساده يا ضرب بوده وبراي تزئين کتب علاوه برنقوش اسليمي ازخطوط ختايي استفاده مي شده و ظاهراً تا آن زمان پاپيه ماشه در ايران رواجي نداشته ولي اسناد معتبري در دست است که نشان مي دهد اين هنر از دوره صفويه به ايران راه يافته و به موازات ساير انواع صنايع دستي شکل گرفته و متکامل شده است.

سوزندوزي اصفهان

اين «هنر- صنعت» توليدش در انحصار زنان و دختران خانه دار است.

در حال حاضر از اين هنر علاوه بر کلاه براي تهيه زير ليواني، کمربند، کفش، جليقه استفاده به عمل مي آيد. طرحهاي سوزندوزان عموماً ذهني و ملهم از برداشتها و بينشهاي مشخص هنرمندان از محيط طبيعت است و بيشتر شامل گل بوته هاي تمثيلي مي شود.

صحافي

عبارتست است از عمل اتصال همه برگهاي کتاب و قراردادن آنها در پوشش و محافظ به نام جلد که مي تواند با دست يا با ماشين باشد. البته اين کار در قديم بيشتر توسط دست هنرمندان با ذوق انجام مي گرفت و هر هنرمند با ذوق و استعداد آثاري هنري خلق مي کرد که نمونه هاي آنها هم اکنون درموزه ها موجود است.

قديميترين نسخه هاي جلد شده، از روايتهاي انجيل بود که مربوط به شش قرن بعد از ميلاد است که در مصر نوشته و کاغذ آن از جنس پاپيروس است. که روي آن را از چرم مي پوشاندندو براي بستن آن از چرم استفاده مي کردند.

جلدها را از نظر نوع ساخت آن به انواع مختلف ميتوان تقسيم کرد که هر کدام از روشها به مرور زمان در اثر پيشرفت هنر جلد سازي بوجود آمده است.

1-جلدهاي سوخت

2-جلدهاي ضربي

3-جلدهاي لاکي

ضريح سازي

در اصطلاح فارسي ضريح را صندوقي بر قبر و حفاظي گرداگرد قبر معنا کرده اند. که بعضاً با عناويني چون صندوق حايل حفاظ محجر نيز همراه است. در فرهنگ فارسي امروز چنين آمده است: ضريح صندوقي مشبکي است که برروي مزار اوليا و قدسيان نصب مي کنند.

نکاتي که در ساخت ضريح بايد رعايت شود: عامل تقدس، عدم کاربرد صورت در نقوش، کتيبه هاي قرآني و طلا، آوردن سوره هاي ياسين، الرحمن (آيه تطهير، آيه نور، عددهاي بکاررفته و سمبل آنها، ذکر نام باني و تاريخ ساخت آن، علامتي به عنوان شاخص ضريح و صاحب آن، ديگر مدفونين در ضريح)

ضريح از نظر فرم، محفظه اي است مکعب مستطيل با عرض و طول و ارتفاع متغير که اغلب پلان آن مستطيل است و در نگاه اول چون اتاقکي فضاي داخل مقبره را از اطراف جدا نموده است.

اجزاء متشکله ضريح به ترتيب: بدنه و اسکلت، پيکره هاي سنگي، ستونها، پايه ستون، گوي ماسوره ها، لچکي ها، ترنجها، کتيبه هاي نقره، حواشي برجسته کاري، کتيبه هاي طلامشبکهاي طلايي، زهوارها، ميخهاي تزييني، گلدانها، نقاشي هاي داخل ضريح، پارچه روي سقف مزار،

هنرهاي تشکيل دهنده مجموعه هنري ضريح

طراحي و نقاشي سنتي، درودگري، مرصعکاري و ترصيع، زرگري، سازندگي، بافت، ترمه بافي و رودوزي، قلمزني و سبکهاي مختلف آن، مينا سازي، حجاري، خطاطي.

استادان ضريح ساز شهر اصفهان عبارتند از: استاد حسين پرورش، استاد اصغر مباشرپور، استاد مهدي ذوفن، استاد حاج محمد تقي ذوفن و استاد کميليان، استاد محمد علي فرشيد، استاد علي واليان، استاد سطوت، استاد علي حاج زرگر باشي، استاد ديناري.

فيروزه کوبي

فيروز کوبي يکي از معدود رشته هاي صنايع دستي است که سابقه تاريخي چنداني نداشته و در حال حاضر هم توليد محدودي دارد و همين امر باعث آن گرديده تا فيروزه کوبي آنگونه که بايد شناخته نشده باشد هر چند که زيبايي و گيرايي يک محصول خوب صنايع دستي را با خوددارد.

قدمت فيروزه کوبي به حدود 70سال قبل مي رسد و در آن زمان صنعتگري بنام«يوسف حکيمان» معروف به محمد رضا در مشهد کار فيروزه کوبي بر روي زينت آلاتي نظير دستبند، گل سينه، گوشواره... را شروع کرد. و حدود 20 سال بعد اين صنعت توسط صنعتگر ديگري بنام«حاج داداش» از مشهد به اصفهان برده شد. در حال حاضر صنعت دستي فيروزه کوبي فقط در اصفهان رايج و صنعتگران شاغل در اين رشته نيز همچون توليد آن محدود است.

در اصفهان فيروزه کوبي صرفنظر از جواهرات در ظروفي مانند بشقاب، ليوان، کاسه و گلاب پاش و... نيز مورد استفاده قرارمي گيرد. يکي از کارهاي جنبي صنعت فيروزه کوبي تهيه«زيرساخت» است که در کارگاه زرگري و به طور جداگانه صورت مي گيرد.

يک فرآورده فيروزه کوب اعم از زيور آلات و يا ظروف عبارت از شيئي است مسي، برنجي، نقره اي و يا برنزي که ذرات و قطعات ريز سنگ فيروزه بر قسمتهايي از سطوح آن به فرم موزاييک در کنار هم نشانده شده و به اين ترتيب جلوه اي خاص به آن بخشيده مي شود. ساخت و پرداخت چنين فرآورده اي شامل دو مرحله کلي است:

الف) زرگري

ب)فيروزه کوبي

صنعتگر توليد کننده فيروزه کوب در مراحل مختلف کار از ابراز کار و وسايلي نيز بهره مي گيرد که عمدتاً شامل قالب، چکش، دريل، چراغ گاز، چراغ بنزيني، گاز انبر، انبردست، پنس، منقاش، لوله هاي مختلف فلزي، سوهان و سنگ سمباده است.

نکته حايز اهميت در فيروزه کوبي در درجه نخست نصب صحيح فيروزه برروي فلز است به گونه اي که داراي قدرت کافي بوده و هنگام پرداخت قطعات فيروزه از آن جدا نشود و ديگر اينکه هر چه ظرف فيروزه کوبي شده پرکارتر باشد و قطعات سنگ منظم تر در کنار يکديگر نصب شده باشد و فاصله زيادي در بين قطعات فيروزه ديده نشود کار داراي ارزش هنري بيشتري است.

/ 1