جلد: 4نويسنده: حسين لاشيء شماره مقاله:1643اِبْن ِ قَسّى ، ابوالقاسم احمد بن حسين (مق 546ق /1151م )، فقيه ، متكلم ، اديب ، شاعر و از مشايخ صوفية سدة 6ق اندلس . اصل او رومى و نصرانى بود و در شلب 1 پرورش يافت . او در ابتداي كار در دستگاه مالى حكومت در شلب مشغول به كار شد، ولى چندي بعد به زهد و تصوف گرايش يافت و درپى اين تغيير حال اموال خود را فروخت و بهاي آن را به مستمندان بخشيد، سپس به سياحت در شهرهاي مختلف پرداخت (ابن ابار، 2/197؛ عنان ، 1/307، 330). در ضمن اين گشت و گذارها بود كه در المريه 2 با ابن عريف آشنا شد و در مصاحبت وي از تعاليم و طريقة او بهره گرفت (همو، 1/307، 466). پس از آنكه در 536ق /1142م ابن عريب از طرف على بن يوسف بن تاشفين به مراكش احضار شد و به قتل رسيد (نك: ه د، ابن عريف ، ابوالعباس )، ابن قسى به شلب بازگشت و در قرية جلّه از توابع شلب سكنى گزيد (ابن حجر، 1/247؛ عنان ، 1/307). در شلب دوستان و ياران بسياري نزد او گرد آمدند. آنان بيشتر از مريدان ابن عريف بودند و به نام «مريدين » خوانده مى شدند (پالنثيا، 23). به تدريج حكاياتى از كرامات ابن قسى در اطراف شلب منتشر شد و بر اثر آن عده اي از اعيان و بزرگان و برخى از زعماي يابر3 و الغرب 4 بر او گرد آمدند. ابن قسى مردم را پنهانى به قيام برضد مرابطون دعوت مى كرد، ولى در اين هنگام چون از سوي مرابطون احساس خطر مى كرد، به ميرتُله گريخت و در قرية جوزه نزد قوم بنى سنه پنهان شد (ابن ابار، 2/197- 198؛ عنان ، همانجا). وضع مرابطون در اندلس به ويژه در ناحية الغرب بسيار متزلزل شده بود و از اين رو يكى از «مريدين » به نام محمد بن يحيى شلطيثى معروف به ابن قابله به اشارة ابن قسى به اتفاق 70 نفر از آنان به سوي ميرتله رفت و در صفر 539 بر قلعة ميرتله دست يافت . ابن قسى در ربيع الاول همان سال به قلعة ميرتله وارد شد و خود را امام ناميد و اعيان و بزرگان الغرب را علناً به همكاري و قيام برضد مرابطون دعوت كرد. اهل يابره به رهبري سيدراي بن وزير و اهل شلب به پيشوايى محمد بن عمر بن منذر دعوت او را پذيرفتند و به قيام پيوستند (ابن خطيب ، 250؛ عنان ، 1/308). در همين سال ، ابن قسى سفيري نزد عبدالمؤمن بن على نخستين خلفة موحدون كه بر قسمت بزرگى از مراكش حكومت مى كردند، روانه ساخت و مدعى هدايت و امامت شد، اما عبدالمؤمن پاسخى به او نداد (پالنثيا، همانجا؛ عنان ، 1/309). درپى وقوع حوادثى ، ميان ابن قسى و برادرش و سيدراي بن وزير اختلاف پديد آمد و ابن وزير بر ابن قسى شوريد. ابن قسى ابن منذر را به جنگ او فرستاد، اما در اين نبرد ابن وزير پيروز شد و شلب و ميرتله را تصرف كرد و در شعبان 540 ابن قسى را خلع و مردم ، را به اطاعت ابن حمدين والى قرطبه دعوت كرد. ابن قسى ناچار از ميرتله گريخت و به مراكش رفت ، در آنجا با عبدالمؤمن ملاقات كرد و با گذشتن از دعاوي خود از او ياري خواست (عنان ، 1/310-311). عبدالمؤمن اين اعتذار را پذيرفت و او را گرامى داشت . ابن ابار (2/199) و ابن خطيب (ص 251) ملاقات آن دو را در سَلا و در ربيع الا¸خر 540 دانسته اند. در اين ملاقات ، ابن قسى توانست خليفة موحدون را به مداخله در حوادث اندلس ترغيب كند (عنان ، 1/311). پس از ورود قواي موحدون به اندلس ، ابن قسى مجدداً بر شلب و ميرتله مسلط شد، اما پس از چندي در 545ق از اطاعت خليفة موحدون سرباز زد و براي مقابله با او به مسيحيان رو كرد و از پادشاه پرتقال ، آفونسو انريكش 5 (ابن الريق ، يا ابن الرنك ) ياري خواست ، او هم پذيرفت و عده اي از سپاهيان خود را به كمك ابن قسى فرستاد. اين عمل خشم مردم شلب را برانگيخت و بر ابن قسى شوريدند و او را به قتل رساندند و يار قديمى او ابن منذر را كه در آن زمان نابينا شده بود، به جاي او نشاندند و از دعوت موحدون حمايت كردند (ابن حجر، 1/248؛ ابن ابار، 2/200؛ عنان ، 1/330). امروزه دربارة ماهيت دعوت مريدين اطلاعات كافى در دست نيست . ابن ابار نيز تنها به بيان اين نكته اكتفا كرده است كه شعار اين دعوت تهليل و تكبير بوده است (ابن ابار، 2/198). آنچه مسلم است آنكه قيام مريدين رنگ مذهبى و صوفيانه داشته و ابن قسى خود با مخالفتهاي شديد مواجه بوده است مخالفان او را مردي متظاهر به زهد و صاحب حيله و شعبده معرفى كرده اند و حتى گفته اند كه ادعاي مهدويت داشته است (ابن خطيب ، 249؛ مراكشى ، 212؛ عنان ، 1/307). ابن قسى تحت تأثير افكار ابن عريف قرار داشته است ، اما ابن عربى شخصى به نام ابن خليل را كه از بزرگان مشايخ مغرب و اهل لَبلَه بوده ، به عنوان شيخ او در تصوّف معرفى مى كند (2/297). تنها اثري كه از ابن قسى ذكر كرده اند كتابى بوده است با عنوان خلع النعلين فى الوصول الى حضرة الجمعين كه ابن ابى واصل ، شاگرد ابن سبعين و محيى الدين ابن عربى آن را شرح كرده اند (ابن حجر، 248- 249، ابن خلدون ، 1/582؛ زركلى ، 1/116). ابن عربى به مناسبتهاي مختلف در فتوحات مكية از ابن قسى نام برده و او را از بزرگان صوفيه معرفى كرده (همانجا) و گاهى نيز به بيان برخى از عقايد او پرداخته است . وي مى گويد: ابوالقاسم ابن قسى در مكاشفه ، دوزخ را به صورت مار ديده و گمان مى دارد كه خداوند دوزخ را به صورت مار خلق كرده است (4/369). ابن عربى در جاي ديگر گويد: ابن قسى در كتاب خلع النعلين به استناد آية «كَما بَدَأَ كُم ْ تَعُودْون َ» كيفيت حشر موجودات را همچون خلق آنها از خاك و دميدن روح و نكاح و تناسل بيان كرده است . البته وي مردد است كه آيا اين عقيدة خود ابن قسى است يا شرح عقيده و كلام ديگران است (4/452- 453). علاوه بر كتاب خلع النعلين ، اشعار پراكنده اي نيز از وي در دست است كه برخى از آنها را ابن ابار نقل كرده است (2/200-202).
مآخذ
ابن ابار، محمد، الحلة السيراء، به كوشش حسين مؤنس ، قاهره ، 1963م ؛ ابن حجر عسقلانى ، احمد، لسان الميزان ، بيروت ، 1390ق / 1971م ؛ ابن خطيب ، محمد، تاريخ اسبانية الاسلامية يا كتاب اعمال الاعلام ، به كوشش لوي پرووانسال ، بيروت ، 1956م ؛ ابن خلدون ، العبر؛ ابن عربى ، محمد، الفتوحات المكية، به كوشش عثمان يحيى ، قاهره ، 1392ق /1972م ؛ پالنثيا، آنخل گنثالث ، تاريخ الفكر الاندلسى ، ترجمة حسين مؤنس ، قاهره ، 1955م ؛ زركلى ، اعلام ؛ عنان ، محمد عبدالله ، عصر المرابطين ، قاهره ، 1383ق /1964م ؛ مراكشى ، عبدالواحد، المعجب فى تلخيص اخبار المغرب ، به كوشش محمد سعيد عريان و محمد عربى علمى ، قاهره ، 1368ق /1949م . حسين لاشى ء