بیشترتوضیحاتافزودن یادداشت جدید
9- اى موسى، من خداى پيروزمند حكيم هستم10- عصايت را بيفكن چون ديدش كه همانند مارى مىجنبد، گريزان بازگشت و به عقب ننگريست اى موسى، مترس پيامبران نبايد كه در نزد من بترسند11- مگر كسى كه مرتكب گناهى شده باشد و پس از بد كارى، نيكوكار شود زيرا من آمرزنده و مهربانم12- دستت را در گريبان ببر تا بىهيچ آسيبى سفيد بيرون آيد با نه نشانه نزد فرعون و قومش برو كه مردمى عصيانگرند13- چون نشانههاى روشنگر ما را ديدند گفتند اين جادويى آشكار است14- با آنكه در دل به آن يقين آورده بودند، ولى از روى ستم و برترىجويى انكارش كردند پس بنگر كه عاقبت تبهكاران چگونه بود15- ما به داوود و سليمان دانش داديم گفتند سپاس از آن خدايى است كه ما را بر بسيارى از بندگان مؤمن خود برترى داد16- و سليمان وارث داوود شد و گفت اى مردم، به ما زبان مرغان آموختند و از هر نعمتى ارزانى داشتند و اين عنايتى است آشكار17- سپاهيان سليمان از جن و آدمى و پرنده گرد آمدند و آنها به صف مىرفتند18- تا به وادى مورچگان رسيدند مورچهاى گفت اى مورچگان، به لانههاى خود برويد تا سليمان و لشكريانش شما را بىخبر درهم نكوبند19- سليمان از سخن او لبخند زد و گفت اى پروردگار من، مرا وادار تا سپاس نعمت تو را كه بر من و پدر و مادر من ارزانى داشتهاى به جاى آورم و كارهاى شايستهاى كنم كه تو خشنود شوى، و مرا به رحمت خود در شمار بندگان شايستهات درآور20- در ميان مرغان جست و جو كرد و گفت چرا هدهد را نمىبينم، آيا از غايب شدگان است21- به سختترين وجهى عذابش مىكنم يا سرش را مىبرم، مگر آنكه براى من دليلى روشن بياورد22- درنگش به درازا نكشيد بيامد و گفت به چيزى دست يافتهام كه تو دست نيافته بودى و از سبا برايت خبرى درست آوردهام23- زنى را يافتم كه بر آنها پادشاهى مىكند از هر نعمتى برخوردار است و تختى بزرگ دارد24- ديدم كه خود و مردمش به جاى خداى يكتا آفتاب را سجده مىكنند و شيطان اعمالشان را در نظرشان بياراسته است و از راه خدا منحرفشان كرده است، چنان كه روى هدايت نخواهند ديد25- چرا خدايى را كه نهان آسمانها و زمين را آشكار مىكند و هر چه را پنهان مىداريد يا آشكار مىسازيد مىداند، سجده نكنند26- خداى يكتا كه هيچ خدايى جز او نيست پروردگار عرش عظيم27- گفت اكنون بنگريم كه راست گفتهاى يا در شمار دروغگويانى28- اين نامه مرا ببر و بر آنها افكن، سپس به يكسو شو و بنگر كه چه جواب مىدهند29- زن گفت اى بزرگان، نامهاى گرامى به سوى من افكنده شد30- نامه از سليمان است و اين است به نام خداى بخشاينده مهربان - 31"بر من برترى مجوييد و به تسليم نزد من بياييد"32- زن گفت اى بزرگان، در كار من رأى بدهيد، كه تا شما حاضر نباشيد من هيچ كارى را فيصل نتوانم داد33- گفتند ما قدرتمندان و خداوندان نبرد سخت هستيم كارها به دست توست بنگر كه چه فرمان مىدهى34- زن گفت پادشاهان چون به قريهاى در آيند، تباهش مىكنند و عزيزانش را ذليل