جانبازي در راه خدا يك مقدمه اش اين است كه انسان آرمانش را بشناسد - او به تنهایی یک ملت بود نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

او به تنهایی یک ملت بود - نسخه متنی

واحد فرهنگی بنیاد شهید

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
لیست موضوعات
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

جانبازي در راه خدا يك مقدمه اش اين است كه انسان آرمانش را بشناسد

بسم الله الرحمن الرحيم

و خاتم النبيين مولانا ابوالقاسم محمد ص و علي الابن عميه و وصيته من بعده مولانا علي اميرالمؤمنين و علي الائمه الطاهرين من ولده و السلام علينا و علي عبادالله الصالحين

در اين روز سازنده و جهت دهنده تاريخ امتمان در اين سال، با روز جمعه و با روز تجمع و گردهمائي و همبستگي است و روز شعار راستين وحدت مقارن هست اين توفيق خداوند نصيب كرده كه در محضر شما پدران و مادران، همسران، برادران و خواهران و فرزندان، نور چشمهاي امت شهيدان عزيز اين خطه باشم و در محضر شما جوانهاي با ايمان با عشق و شور كه از خيل شهيدانيد و عازم صحنه نبرد

پدرها، مادرها، همسرها چه نعمت بزرگ، چه افتخار بزرگ، چه توفيق بزرگ خدا به شما داده كه توانسته ايد بچه هايي داشته باشيد، شوهرهايي داشته باشيد، پسرهايي داشته باشيد كه اينها در اين مرحله از تاريخ نقش بزرگي را ايفا كنند و زمينه دگرگون شدن تمام عيار منطقه و انشاء الله جهان را با خون پاك خودشان فراهم سازند تا قبل از 15 خرداد 42 افراد قهرماني بودند كه اينها در جامعه ما از مرگ در راه خدا استقبال مي كردند و نمي ترسيدند پدر و مادرها، زن و فرزندهايي بودند كه از پسرشان يا پدرشان يا همسرشان در راه خدا شهيد مي شد در همان لحظه كه بر تربت پاك شهيدشان حاضر مي شدند چهره شان، رفتارشان حرفهاشان نشانه ايمان و شجاعت و روح بلندشان بود اما خيلي كم

اهميت 15 خرداد

پانزده خرداد اهميتش در اين بود كه خون دادن با ايمان مردم ما سخت گره خورد و بهم جوش خورد و بهم پيوند پيدا كرد زن و مرد و پير و جوان بي باك و بدون هيچ واهمه از دشمن و سلاح او و قدرت او با هر چه داشتند به ميدان آمدند آن سال در 15 خرداد 42 در قم در زنهاي پايين شهر قم چادرها را بسته بودند به كمر با چوبدستي زن مسلمان با حجاب با پوشش چادر، پسر با چوبدستي آمده بودند به جنگ مسلسلهاي مزدوران شاه چيزي كه در قلب و ذهن او نبود، ترس از كشته شدن و زخمي شدن بود و اين هنر يك نفر نبود، هنر يك زن نبود، هنر يك جوان نبود اين هنر يك جامعه بود جمعيتي با اين آهنگ بپا خاست و اين روحيه دوام پيدا كرده تا امروز روز بروز با شكوهتر، روز بروز گسترده تر، روز بروز افتخار آميزتر و روزبروز سازنده تر

ارزش شهيد

بله برادر شمخاني همانطور كه در حديث خوانده ايد، شهيد اولين قطره خونش كه مي ريزيد بايد تمام گناهش مورد آمورزش قرار گيرد چيزي از آمرزش بالاتر اصلاً پاك شده، پاك شدن يك مسئله است آمرزيده شدن يك مسئله ديگر است چرا؟ براي اينكه گناه و صواب جلوه رشد و كمال يا انحطاط و سقوط انسان است گناه جلوه سقوط و انحراف و انحطاط انسان صواب جلوه اوج و رشد و تعالي و ارتقاء انسانه و شهيد همانموقع كه آهنگ جنگ در راه خدا و في سبيل الله را داره آنموقع در حال اوج است و آنهم چه اوجي او واقعاً هر خلقي، هر نقصي، هر عيبي كه درش بوده فروريخته و آمده براي اينكه تمام گناهها از اين علاقه هاي پست مادي سرچشمه مي گيرد و تمام اين دلبستگيها و علاقه ها را بريد و قطع كرده و آمد پس ديگر واقعاً پاكه و وقتي كه اولين قطرة خونش ميريزه پاك شده جوانهاي عزيز، خانواده هاي عزيز و گرانقدر شهيدان، پدران صبور و شكيبا و با ايمان مادران قهرمان با ايمان، همسران شجاع و تواناي با ايمان، فرزندان پرافتخار با ايمان و خانواده‌هاي شهدا شما از يك چنين موهبت بزرگ در خانواده‌تان برخورداريد يك انسان داراي پرواز الهي و معنوي و اگر مي بينيد كه هر كجا نام شهيد و هر جا، ياد شهيد واقعاً نورانيت است، واقعاً دل انسان روشنه اگر مي بيندي كه اين فرزندان عزيز شما وصيت مي كنند كه وقتي ما كشته ميشيم كسي بر خاك ما نگريد

در نزديكيهاي ما يك جواني شهيد شده بود و وصيت نامه هايش را بر در و ديوار محله نوشتند وصيت كرد بود به مادرش اي مادر وقتي من شهيد شدم بر سر خاكم گريه مكن در شهادت من جلسه بزم و شادي بر پا كن شاد باش خوشحال باش كه فرزندي داشته اي داراي اين ساخت معنوي و الهي و وقتي براي عرض تسليت و تهنيت و تبريك به خانه او رفتم پدر بود و مادر و برادرها ديدم پدر بسيار با روحيه عالي مادر يك مقدار دچار حالت عاطفي شده بود اما باز هم روحيه عالي و برادر كه خود در صف آمادگان شهادت بود خود يكي از پاسداران بود آن چيزي كه برادرهايم، خواهرهايم ما در اين انقلاب عزيز بدست آورديم و بايد سخت مراقبش باشيم اين روحيه است ما اگر همه چيز را بدست بياوريم اين روحيه را از دستمان بگيرند بازنده ايم قطعاً بازنده ايم و اگر حالا دچار از دست دادنها باشيم اما اين روحيه در حال شكوفائي و رشد باشه برنده ايم

زنده بودن با ياد امام حسين ع

مگر نه اين است كه ما با ياد اباعبدالله حسين و فرزندان اهل بيت و يارانش در طول اين چند قرن در طول 14 قرن كه ما با اين به ياد زنده ايم چي به ما ميگه اين 22 سال قبل كه آخرين سفري بود كه توفيق زيارت تربت پاك حسين را در كربلا داشتيم و ديگه توفيق نصيب نشده انشاءالله نصيب هم بشه جمعيت انشاء الله

آنجا پس از زيارت امام رفتم در برابر آنجايي كه بنام جايگاه شهدا است و وقتي همين زيارت كوتاه و معروف را مي خواندم كه السلام عليك يا اولياء الله و احبائه، السلام عليكم يا اصفياء الله و اودائه احساس مي كردم دل و جانمان داره با اينها حرف ميزنه و در همانموقع به آنها اين سخن را گفتم راست است اي شهيدان پاك كه شما در زماني و در شرايطي قرار داشتيد كه امامتان، راهبرتون و آرمانتون و راهتون را شناختيد و توانستيد با كمال قوت قلب و اطمينان جان ببازيد در راه خدا براي اينكه جانبازي در راه خدا يك مقدمه اش اين است كه انسان آرمانش را بشناسه راه را بشناسه و اين هم بدون انيكه انسان راهبرش را بشناسه ميسر نيست آنموقع در زيارت آنها مي گفتم ايكاش روزي فرا رسد كه فرا راه همه ما چنين راه روشن با رهبري، رهبري مورد اعتماد و ايمان قلبيمان بروي همه گشوده شود و همه مان بتوانيم از اين سعادت برخوردار باشيم

بوجود آمدن 15 خرداد

و امروز آن روز است و 15 خرداد 42 چنان روزي بود با اين تفاوت كه پانزده خرداد به فرمان امام بوجود نيامد بلكه به خاطر اينكه فرمان و فرمان ده انقلاب را از دست فرمانبرها گرفته بودند بوجود آمد ولي امروز از 15 خرداد سال 42 بسيار شرايط روشنتري دارد امروز امام هست و راه است و رهرو هست و رهبر و همه چيز روشن مبارك باد بر همة ملت ما مبارك باد و بر همه شماها خانواده‌هاي عزيز و عاليقدر شهيدان خوزستان اين روز و اين روزها به تعبير امام همه روزهاي خدا و ايام الله است مردم شريف خوزستان، مردم هميشه در جبهه اين سامان بيدار باشيم و هشيار باشيم

روياروئي انقلاب با دشمنان جهانيش

آنچه امروز در مرزهاي غرب و جنوب غرب سرزمين اسلامي ما مي گذرد قصة جنگ ايران و عراق نيست قصه نبرد جنگ آوران خوزستان با مهاجمان بر سرزمين و خاك هستي شان نيست آنچه اينجا هست قصة روياروئي يك انقلاب رهائي بخش الهي است با همة دشمنان جهانيش و به شما مژده مي دهند آخرين خبري كه مربوط بود به روز چهارشنبه بيانگر اين بود كه همه مزدوران كفر و ستم و در اين منطقه در اثر پايمردي و فداكاري و ايستادگي و استقامت نوراني شما زمين زير پايشان سخت مي لرزيد اين مزدوران منطقه كه دور هم جمع مي شوند مي دانيد براي چه دور هم جمع مي شوند دور هم جمع مي شوند كه چه خاكي بايد بر سر خودشان بايد بريزند براي اينكه حماسه نبرد شما با آنها كرسيهاي حكومت زير پايشان را سخت متزلزل كرده است آن حد يك جزء مسرت بخش بود براي ما و پاسخي هم كه به آن جزء داده شد در خور همين وضع و شرايط بود و فقط ما يك راه بيشتر نداريم و آن اين است كه همه مون بي دريغ براي پيمودن اين راه الهي و اين راه نوراني و راه سعادت آماده باشيم بريم چي ميشه؟

ما وارثان فرهنگي هستيم كمه هميشه از دور و نزديك رو به امام حسين مي ايستاديم و مي گفتيم السلام عليكم يا ثارالله امام حسين را ما خون خدا ميدانستيم و امروز هم اين شهيدان عزيز كساني هستند كه به ثارالله پيوستند از خداي متعال مسئلت دارم و مسئلت داريم كه اين ايمان قوي اين روح بلند اين همت والا را بر امت ما روزبروز بيشتر ارزاني بداره و از خداي متعالي مسئلت داريم كه ماها شايستگي اين انقلاب عظيم روحي و معنوي را روزبروز بيشتر از خودمان نشان بدهيم و از خداوند مسئلت داريم كه اين خانواده هاي عزيز شهيدان را در دو دنيا سرفراز بدارد و شهيدان و عزيزانشان و عزيزانمان را با شهيدان كربلا و احد محشور كند و رزمندگان و عزيزانمان را در جبهه‌ها بر دشمن پيروز كند و امام امت را براي آنكه همچنان مشعل پرفروغ هدايت اين انقلاب باشد تندرستي و شادابي و طول عمر عنايت كند و ولي عصر امام زمان عج را از همه ما راضي و خرسند و خوشنود بسازد و اميدواريم اين جلسه پرشكوه و پرشور شما خود جلوه اي باشد از جلوه هاي گوناگون شهادت و شهيدان در تاريخ ميهن عزيز اسلاميمان و اميدوار هستم جز جلسه و اثر اين جلسه در تاريخ ميهن عزيز اسلاميمان و اميدوار هستم جز جلسه و اثر اين جلسه در ادامه خط سرخ شهادت افتخار آفرين بتواند حسن اثر داشته باشد انشاءالله

/ 59