وصيت نامه دكتر بهشتي بقلم خودش - او به تنهایی یک ملت بود نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

او به تنهایی یک ملت بود - نسخه متنی

واحد فرهنگی بنیاد شهید

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
لیست موضوعات
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

وصيت نامه دكتر بهشتي بقلم خودش

وصيت نامه

اينجانب محمد حسيني بهشتي، دارنده شناسنامه شماره 13707 از اصفهان وصيت مي كنم به همسرم و فرزندانم و ساير بستگانم كه در زندگي بيش از هر چيز به فروغ الهي كه در دل انسانهاست اهميت دهند و با ايمان به خداي يكتاي عليم قدير سميع بصير رحمان و رحيم و پيامبران بزرگوارش و پيروي از خاتم پيامبران و كتابش قرآن و از ائمه معصومين سلام الله عليهم اجمعين و اهتمام به ذكر و ياد خداي و نماز با حضور قلب، روزه عبادات ديگر و انفاق و ايثار و صدق و جهاد بي امان در اين راه و حضور پيگير در جماعت و انس با مردم راه سعادت را به روي خود باز گردانند و وصيت مي كنم كه پس از ارتحال من بسوي خدا يك سوم از خانه مسكوني ام در تهران، قلهك، خيابان تورج، كوچه منطقي 8 و 9 و اثاث خانه متعلق به همسرم خانم عزت‌الشريفه مدرس مطلق است و از خداي متعال براي او و فرزندانم سعادت در راه خدا زيستن را خواستارم

27 رجب 1400 هجري محمد حسيني بهشتي

ما بي شناسنامه نيستيم، ما از مردم جدا نمي باشيم، محل مهر جيره بندي قند و شكر، مهر شركت در انتخابات رياست جمهوري

ما بي شناسنامه نيستيم، اولاد زجر كشيده آل عبا، فرزندان زندانهاي بي نام و نشان و حبس ها و دخمه هاي فراموش، ما بي شناسنامه نيستيم اهل قنوتيم، ساكن دهستان نيايش و بچة جنوب عشقيم، كبوتران قباپوشي كه بال در خون شهيدان كربلا نهاده ايم و عمري بر شاخه ها مرثيه خوان ذبح بني آدم ، ما از امتزاج دو ايمان بدوي روستائي از تصادم دو عدم ساده بوجود آمده ايم، با هيچ كس هيچ فرقي نداريم و نمازمان را اول وقت مي خوانيم

ما محصول آن لحظاتي هستيم كه خسته از بيل و رنجور از داس خيمة دعائي برافراشته اند، ما ساده‌نشينان كاخ ويرانة فقر و فنائيم پنجره هائي كه روبسوي افق سبز توكل باز مي شوند، ما مثل كتابي در هر گوشة خاك و در هر لحظه از روزگار باز مي شويم و ديگران را از خود باخبر مي كنيم

ما مثل وضو ساده و پاكيم، عين اقطار بي آلايش و معصوميم، ما را ميشود در هر گوشة مسجد پيدا كرد در هر جنسي جستجو نمود، با هر دردي دريافت، ما مثل تلاوت غمگينيم، مثل تكبير حالت خنجر داريم، و دوستان ما شيران روز و پارسايان شبند، از نوح ببعد تا كربلا و هويزه وتا هويزه حضور داريم، پشت هر سنگي روييده ايم، با هر بوته اي رسيده ايم، بر هر شاخي بر داده ايم، ما در اين آب و خاك سبز مي شويم ما بي شناسنامه نيستيم

/ 59