دین؛ چالش نسل ها (1) نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

دین؛ چالش نسل ها (1) - نسخه متنی

حسین عطایی آشتیانی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

دين؛ چالش نسل‏ها(1)

حسين عطايى آشتيانى‏

چالش‏هايى كه امروزه ميان نسل جوان و نسل بلافصل آن از نظر باورهاى دينى به وجود آمده است، مى‏تواند معلولى تأثيرپذير از چگونگى نگرش افراد جامعه به عنصر دين دانسته شود، و از آنجا كه پيش از به چالش كشيدن معلول، بايد علت و صفات علّى را شناخت، و نظر به اينكه اكنون چنين پديده‏اى نه تنها در ايران، كه در سراسر جهان به منزله معضلى اجتماعى نمود يافته است، مى‏توانيم درباره اين‏گونه چالش‏ها دو گونه قضاوت كنيم:

1. گروهى بر اين باورند كه اصولاً دين فاقد كارآيى لازم در زمان‏هاى مختلف است و نمى‏تواند خود را با اجتماع و مقررات آن در اعصار گوناگون تطبيق دهد. بر اين اساس، هر چه جامعه رو به توسعه مى‏رود، از باورهاى دينى دور شده است و دين را در زمره عالمى بازدارنده مى‏پندارد.

هر چند نظريه‏پردازان ماترياليست از اوايل سده هجدهم، و به ويژه در سده نوزدهم، سعى در انشا و تلقين چنين باورى داشتند، ناهنجارى حاصل از عدم وجود معيارهاى اخلاقى، كه امروزه در جوامع غربى مشهود است، ما را از پذيرش اين نظر بازمى‏دارد. از همين‏روست كه جوامع صنعتى، در طى يكى - دو دهه گذشته، نوعى بازگشت به گذشته را توصيه مى‏كنند. در واقع، با مطالعه مشكلات جوامع غربى درمى‏يابيم كه هر چند برخى از مسائل مطروحه در اديان، بدون در نظر گرفتن جوهره دين، فاقد اراده تطبيق با زمان مى‏باشند، توجه به وحدانيت و شناخت جوهره دين، كه همان خداشناسى است، تنها راه جلوگيرى از اضمحلال جوامع بشرى است. دين‏شناسان دنياى غرب امروزه به اين باور رسيده‏اند كه عدم شناخت يا بى‏توجهى به جوهره خداشناسى، سلسله‏جنبان اغلب معضلات اخلاقى پديد آمده در جامعه بوده است؛

2. گروه دوم بر اين باورند كه دين بايد در تمامى مواضع اجتماعى تأثيرگذار باشد. اينان مى‏كوشند با وضع مقررات دنيايى و دخالت دادن دين در بسيارى از امور جارى، كه بالطبع با نفس صور اجتماعى كنونى در تعارض قرار مى‏گيرد، دنيايى نه بر اساس اصول دين، كه مطابق دلخواه خود بسازد. اين گروه چنان در فروع دين غوطه‏ور شده‏اند كه از اصل و هدف بنيادين دين غافل مانده‏اند. فرآيندى كه از اين تفكر حادث مى‏شود جز به بيراهه كشاندن عام در جهت اميال فردى يا گروهى نتيجه‏اى نخواهد داشت.

بحث چالش‏هاى ميان جوانان و نسل ماقبل در حوزه باورهاى دينى، همچنين مستلزم مقوله ديگرى است كه همان چگونگى نگرش به باورهاى دينى است. يكى ديگر از معضلات جامعه ما، كه شايد تمامى چالش‏هاى موجود ميان برداشت جوانان و سايرين را دربر مى‏گيرد، چگونگى ايجاد باورهاى دينى است. نسل گذشته باورهاى دينى خود را نه از طريق به چالش كشيدن اصول و مبانى آن در ورطه استدلال، كه از رفتارهاى سنتى پيرامون خود به عاريت گرفته است. در مقابل، نسل جوان به استدلال روى آورده و براى هر كنش يا واكنشى استدلال مى‏طلبد. از سوى ديگر، دسترسى به اطلاعات گوناگون براى نسل امروز بسيار آسان‏تر است و همين اطلاعاتِ كسب شده او را به تفكر وامى‏دارد. امروزه نمى‏توانيم انتظار داشته باشيم كه جوان بدون منطق چيزى را بپذيرد و بدان اعتقادى راسخ داشته باشد. بايد دين را از نو شناخت و جوهره دين را، كه هدفى جز شناخت پروردگار و رجوع به اخلاقيات ندارد، دوباره تبيين كرد.


1. همبستگى، 18/10/81.

/ 1