بیشترتوضیحاتافزودن یادداشت جدید
احكام و دستورات حكومت، همچون احكام خدا و قوانين واجب الاطاعه است، ولي ابديت ندارد و جعل و فتح آنها، هر دو به دست حكومت است.در فصل نهم، كه از نقش مهم مردم و رأي آنان بحث مي شود، پس از مطرح كردن سؤالات فراوان كه زمينة بحث در اين امر را مشخص ميسازد، و اشارة اجمالي به اينكه رأي مردم چرا نميتواند جنبة وكالت را تصحيح كند و چه اشكالات لاينحلي بر فرضية وكالت وارد است، مينويسد.پس تأثير اكثريت در تعيين وكيل يا دولت، از نظر ترجيح و تعيين مقام است، نه از نظر وكالت و پس از آنكه كسي، با مرجّح صحيحي، براي مدتي تعيين شد، ولي و حاكم است، نه وكيل و اصولاً مطلب از باب وكالت نيست.ازآن پس شهيد بهشتي، در طول بيست سال حيات علمي خود، نكات فراواني دربارة حكومت اسلامي در عصر غيبت مطرح ساختهاند وي در سال 1353 بر اين عقيده بود كه پس از تشكيل نظام اسلامي، در مسائل اجتماعي،از مجتهدان مختلف نميتوان تقليد كرد، چرا كه وحدت و هماهنگي لازم در نظام با پيروي از فقهاي متعدد و آراي مشتت در هم شكسته ميشود.اگر روزي فرا برسد كه ما بخواهيم با نظام عقيدتي و عملي اسلام جامعه بسازيم، آن موقع ديگر مسألة تقليد از اين مقلد و آن مقلد از بين مي رود حالا البته مسأله اختياري است وقتي نظام اجتماعي اسلام سركار ميآيد، در مسائل اجتماعي، تقليد از اصحاب آزاد نيست و همه پيرو رأي حكومت اسلامي وقت هستند بنده هم بايد تابع رأي حكومت اسلامي وقت باشم بنابراين، اگر روزي نظام اجتماعي اسلامي سر كار بيايد، يك رأي در مسائل ]اجتماعي[ بيشتر نخواهد بود رأي كساني كه عهدهدار حكومت اسلامي هستند .در هنگام تدوين قانون اساسي جمهوري اسلامي، نه تنها به عنوان مدافع به بحث دربارة ولايتفقيه پرداخت، بلكه متن اصل پنجم قانون اساسي را، وي ارائه كرد.در زمان غيبت حضرت ولي عصر عجالله تعالي فرجه، در جمهوري اسلامي ايران،ولايت امر و امامت امت، بر عهدة فقيه عادل و باتقوا،آگاه به زمان، شجاع، مدير و مدبّر است كه اكثريت مردم او را به رهبري شناخته و پذيرفته باشند .از آنجا كه آيت الله بهشتي در بحثهاي علمي، بيشتر از جنبههاي صرفاً تئوريك و نظريه پردازانه به جنبههاي علمي عنايت داشت، در بحث ولايت فقيه نيز عمدتاً از نقطهنظر كارآمدي آن را بررسي كرد و از تأثير آن در ساختار جامعة اسلامي سخن مي گفت.از اين زاويه، دو گونه استدلال، بر ولايت عامة فقيه، در آثار وي ديده ميشود.الف اسلاميّت يك نظام به حضور فردي در جايگاه رهبري است كه آگاهي عميق اسلامي و التزام به وظايف اسلامي داشته باشد.