بیشترتوضیحاتافزودن یادداشت جدید
در آغاز ورود به هامبورگ مسأله درجة اول اين بود كه ساختمان مسجد هامبورگ خراب مانده، ساختمانش ناتمام بود و سروصداي مردم و شهرداري هامبورگ درآمده بود مسجد در يك نقطة حساس و زيباي مركزي شهر هامبورگ است، جايي است كه توريستها و مسافراني كه براي ديدن هامبورگ ميايند از آنجا عبور ميكنند با ماشين ميآمدند جلوي آنان ميايستادند و ميگفتند اين مسجد مسلمانهاست، سالهاست ساخت آن را همين طور نيمهكاره رها كردهاند و اين مطلب علاوه بر آنكه مايه سرشكستگي اسلام بود، براي مسلمانان آنجا قابل تحمل نبود ميگفتند ما چقدر در محيط خارج سركوفت بشنويم؟ اگر نميتوانستيد مسجد بسازيد چرا شروع كرديد؟ مسأله فعاليتهاي اسلام در اروپا، در اين برخوردها، اگر عرض كنم مسألهاي درجه دوم بود گزاف گفتم، مسألة درجة دهم بود! مسأله اول اين بود كه بايد ساختمان مسجد تمام شود و برادران و خواهران مسلمان ما آنجا از اين نقنق ها خلاص بشوند تو گويي اگر من اين كاررا ميكردم ديگر رسالت من در هامبورگ تمام شده بود؛ در حالي كه هنگام حركت از اينجا اين مطلب براي همه ما روشن بود كه مسجد ساختماني بيش نيست و اين ساختمان اگر محتواي فعاليتهاي ارزندة اسلامي نداشته باشد، موزهاي خواهد بود در اروپا، كه به خرج ملت تهي كيسة ما ساخته شده است تا راه كساني را كه آرزوي ديدن مسجد دارند نزديك كرده باشيم و به جاي اينكه آيا زحمت سفر بر خود هموار كنند و مقدار زيادي پول خرج كنند و به ايران، عراق يا شمال اروپا يا تركيه بيايند و مسجدهاي ما را ببينيد، بيايند آنجا هامبورگ، بيخ گوششان مسجد بيينند در همان برخورد اول، با دوستان عزيزمان در ماين گذاشتيم كه دوستان، تمام كردن مسجد البته وظيفه است و لازم است بكوشيم زودتر اين ماية ننگه و بيابرويي را از بين ببريم و اين لكه را از دامن خودمان بزداييم كه ما مردمي كوتاه همّت نيستيم، اما اتمام كار اين نيست ساختمان مسجد كه تمام شد تازه اول كار است.در آن موقع در هامبورگ مجموعاً شش مؤسسه به نام اسلام و وابسته به اسلام وجود داشت . 1- گروه هيأت ساختماني مسجد اسلامي ايرانيان در هامبورگ اين گروه در سال 1332 به ثبت رسيده بود يكي از بازرگانان علاقهمند كه از تهران براي امور تجارتي در هامبورگ اقامت كرده بود شايد هم زودتر از اين سال رفته بود در آن سال با گروهي از دوستان ديگري كه علائق ديني داشتند، ميگويند اينكه نميشود كه ما اينجا مسلمانيم، ولي مسجد نداريم و تصميم ميگيرند براي ساخت مسجد اقدام بكنند تماسهايي ميگيرند با مقامات مختلف و بالاخره در يكي از جلسات خودشان در اين زمينه تصميم ميگيرند، نامهاي به مرحوم آيتالله بروجردي رحمتالله عليه بنويسند و از ايشان تقاضا بكنند كه نسبت به ساختمان مسجد آبرومندي در هامبورگ نظر خودشان را بگويند آقاي بروجردي اين نظر را تأييد كردند و نخستين مبلغي را كه البته خيلي زياد نبوده، به عنوان اولين سرمايهگذاري براي ساختن اين مسجد به هامبورگ ميفرستند اين هيأت، همچنان تحت نام هيأت ساختمان مسجد اسلامي ايرانيان در هامبورگ به ثبت رسيده و تا امروز هم باقي است كار اين هيأت به يك معنا موقعي پايان مييابد كه ساختمان مسجد به كلي تمام بشود و چون تا امروز ساختمان مسجد هنوز كاملاً تمام نشده، اين هيأت هم به كار خودش ادامه ميدهد.2- جمعيت اسلامي ايرانيان در هامبورگ اين جمعيت هم در اواخر سالهاي اقامت مرحوم آقاي محققي در هامبورگ به ثبت رسيده بود و محل آن در منزل مسكوني آقاي محققي در خيابان ايزاشتراسه شماره 13 به صورت يك دفتر كار و محل اجتماعات كوچك بوده است فاصله اين محل تا مسجد در حدود سه كيلومتر است، به اين ترتيب ملاحظه ميكنيد كه مسجد به صورت يك ساختمان معطل و بيكاره، در وسط زميني نسبتاً بزرگ، به مساحت تقريبي 3800 متر بدون استفاده، بيكار، نيمه خراب و به قول آلماني ها و هامبورگيها فقط زشت كننده منظره زيباي آن قسمت از شهر هامبورگ بوده است جمعيت اسلامي ايرانيان در هامبورگ تا موقعي كه مرحوم آقاي محققي آنجا تشريف داشتند، از نظر جمعيتي در درجة اول اهميت و شايد تا 95 درصد ايرانيها و مسلمانهاي ايراني مشغول كار و خدمت در آنجا را دربر ميگرفته است برنامههاي اساسي آنها در شبهاي جمعه جلسة قرائت قرآن و تفسير بوده در اعياد و وفيات هم دعوت عموميتري ميشده است و در همان جا جلسات نسبتاً بزرگتري، در حدودي كه ظرفيت آن منزل اجازه ميداده، برگزار گرديده است علاوه بر اين، به كارهايي از قبيل ازدواج، اموات، ذبح، پاسخ به نامههايي كه از اطراف ميرسيده و برخوردها و ملاقاتهايي كه گاه وبيگاه پيش ميآمده ميپرداخته است.