حديث شريف و علوم وابسته به آن از مهمترين رشتههاي علوم اسلامي است كه پس از قرآن كريم و علوم قرآني بيشترين سهم را در تدوين فرهنگ ديني و تمدن اسلامي داشته است. شكي نيست كه در مذهب حقه شيعه، اساس تحصيل و استنباط احكام شرعي بر روايات وارده از ائمه معصومين عليهم السلام نهاده شده، لذا براي استفاده صحيح از منابع روايي، جهت كسب نتيجه مطلوب، چارهاي جز اهتمام به علوم حديث نيست تا بتوانيم در رجوع به احاديث، صحيح را از سقيم تشخيص داده و به مراد واقعي حضرات معصومين عليهم السلام پي ببريم.روايت حديث و بازگو كردن آن امري سهل و روان است، ولي فهم و سنجش و موازنه آن، عملي سخت و دشوار، گرچه روايت و درايت، هر دو ارجمند وگران است و بدون روايت، درايت ممكن نيست، اما هدف اصلي و مقصد اعلي در درايت نهفته است.ائمه اطهار عليهم السلام همواره به فهم و تعقل در احاديث و عدم اكتفا به روايت تنها، تاكيد داشتهاند، چنانكه اميرالمؤمنين (ع) در خطبه 239 نهجالبلاغه ميفرمايد: عقلوالدين عقل و عايه و رعايه، لاعقل سماع روايه، فان رواه العلم كثير و رعاته قليل. و از ايشان است: عليكم بالدرايات لا بالروايات. و از همان حضرت است: اذا حدثتم بحديث فاسندوه الي الذي حدتكم فان كان حقا فلكم و ان كان كذبا فعليه. و از امام باقر عليه السلام وارد شده كه فرمودند: يا بني اعرف منازل الشيعه علي قدر روايتهم و معرفتهم، فان المعرفه هي الدرايه للروايه و بالدرايات للروايات يعلو المومن الي اقصي درجات الايمان.و امام صادق (ع) در اين باره ميفرمايند: حديث تدريه، خبر من الف ترويه، و لايكون الرجل منكم فقيها حتي يعرف معاريض كلامنا و ان الكلمه من كلامنا لتنصرف علي سبعين وجها.دانشمندان و فقها و محدثان شيعي نيز به علوم حديث اهتمام خاصي داشته و بر فضيلت و اهميت آن تاكيد نمودهاند. شهيد ثاني در اين باره مينويسد: و اما علم الحديث فهو من اجل العلوم قدرا و اعلاها رتبه و اعظمها مثوبه بعد القرآن .... و هوضربان: روايه و درايه ..... و الثاني و هوالمراد به علم الحديث عندالاطلاق، و هو علم يعرف به معاني ما ذكر و متنه و طرقه و صحيحه و سقيمه ومايحتاج اليه من شروط الروايه و اصناف المرويات، ليعرف المقبول منه و المردود، ليعمل به اويجتنب. و هو افضل العلمين، فان الغرض الذاتي منهما هو العمل و الدرايه هي السبب القريب له ....صاحب معالم نيز در اهميت اين موضوع ميفرمايد: ان اعطاء الحديث حقه من الروايه و الدرايه امر مهم لمن اراد التفقه في الدين .... و قد كان للسلف الصالح رضوان الله عليهم مزيد اعتناء بشانه و شده اهتمام بروايته و عرفانه ...... ثم خلف من بعدهم خلف اضاعوا حقه وجهلوا قدره، فاقتصروا من روايته علي ادني مراتبها و القواحبل درايته علي غاربها.پدر شيخ بهايي مرحوم حسين بن عبدالصمد عاملي در وصول الاخيار مينويسد: اعلم ان علم الحديث علم شريف و هو من علوم الاخره، من حرمه حرم خيرا عظيما و من رزقه رزق فضلا جسيما. قال بعض العلماء: لكل دين فرسان و فرسان هذالدين اصحاب الاسانيد.علم حديث عنواني است كه تمام رشتههاي حديثشناسي و دانشهاي گوناگون مربوط به حديث و سنت را در برميگيرد. مباحث مربوط به حديث با گذشت زمان به دانشهاي متعددي منشعب شد و برخي انواع آن را به سيزده نوع رساندهاند از جمله: علم جرح و تعديل، علم رجال الحديث، علم مختلف الحديث، علم علل الحديث، علم غريب الحديث، علم ناسخ الحديث و منسوخه، علم فقه الحديث، و علم درايه الحديث.درايه بكسر دال مصدر دري يدري بر وزن رمي يرمي، عدهاي از لغويون آن را مترادف با علم دانستهاند و برخي ديگر ميان معناي درايه و علم تفاوت قائل شدهاند وآن را اخص از علم معنا نمودهاند بدين معني كه درايه را حصول علم پس از شك و يا آگاهي بر تمامي شئون و جهات معلوم تعريف نمودهاند.در اصطلاح رشتهاي از علوم حديث را درايه ناميدند و براي آن تعاريفي ارائه كردهاند: شهيد ثاني در تعريف درايه ميفرمايد: علم يبحث فيه عن متن الحديث و طرقه من صحيحها و سقيمها و عليلها و ما يحتاج اليه ليعرف المقبول منه من المردود.شيخ بهايي مينويسد: علم الدرايه علم يبحث فيه عن سند الحديث و متنه و كيفيه تحمله و آداب نقله.موضوع علم درايه سند و متن حديث است و مباحث و مسائل آن عوارض و اوصافي است كه سند و متن حديث بدان متصف ميشوند و هدف از آن تمييز بين حديث مقبول از حديث مردود است جهت استنباط احكام و عمل به آنها. در فرق بين علم رجال و علم درايه مطالب متنوعي در كتب مربوطه بيان شده است از جمله اينكه موضوع علم درايه، كلي است؛ زيرا موضوع آن حديث از جهت سند و يا متن و يا هردو است وغايت آن، رد وقبول خبراست. ولي موضوع رجال، جزيي وفرد فردافراد سند است و با متن و مجموع سند، ارتباطي ندارد و غايت آن، شناخت افراد ضعيف و ثقه و مانند آن است. به عبارت ديگر در علم رجال، موضوع محدث است و غايت، شناخت صفات او و در علم درايه، موضوع حديث است و غايت شناخت اقسام حديث و مباحث مربوط به متن حديث نيز داخل در درايه است.
سيرتاريخي نگارشهاي درايهاي شيعه
علم درايه در بين اهل سنت از سابقه بيشتر و روشنتري برخورداراست و از ديرباز مباحث درايهاي در ميان دانشمندان اهل سنت رايج بوده و تاليفات بسياري در اين زمينه نگاشتهاند، اما شيعه اثناعشريه به جهت برخورداري از فيض حضور ائمه معصومين عليهمالسلام و اخذ احاديث و احكام از ايشان و امنيت از راهيابي جعل و وضع و كذب در احاديث در عصر حضور معصوم، نيازي به درايه احساس نميكردند، پس از عصر معصومين (ع) نيز وجود كتب اربعه حديثي شيعه و اعتماد علماي شيعي بر كتب مذكور، آنان را از مباحث علم درايه اي مستغني ميساخت. لذا مباحث اين علم پس از مدتها از سپري شدن عصر حضور معصوم، در بين شيعيان مطرح شده و رواج پيدا كرده است. درباره اولين مولف شيعي در علم درايه، نظرات مختلفي بيان شده است، مرحوم سيد حسن صدر اولين عالم شيعي كه در اين علم كتابي نگاشته را، حاكم نيشابوري (405ق) دانسته و درتاسيس الشيعه آورده است: «ا ن اول من دون علم درايه الحديث هو ابوعبدالله الحاكم النيشابوري الامامي الشيعي». لازم به ذكر است كه شيعه بودن حاكم نيشابوري مسالهاي اتفاقي نيست و ترديدهاي جدي در اين باره مطرح ميشود.استاد فقيد مرحوم سيد عبدالعزيز طباطبايي، قطب راوندي (573ق) را به جهت تاليف «رساله في صحه احاديث اصحابنا» اولين مولف شيعي در اين علم دانسته و مينويسد: «..... و لهذا يعد القطب الراوندي اول من الف من اصحابنا في علم الدرايه ....» جمعي از محققين براين عقيدهاند كه اگر حاكم نيشابوري را از علماي شيعه به حساب نياوريم، اولين مولف شيعي در اين علم، جمالالدين احمدبن موسي بن جعفر بن طاوس حلي (673ق) است كه «حل الاشكال في معرفه الرجال» را در اين زمينه تاليف نموده است.و بسياري ديگر شهيد ثاني را به جهت تاليف بدايه و شرح آن، اولين مولف شيعي در اين علم دانستهاند كه براي نخستين بار نظرات علماي شيعي را که پيش ازو ي در كتب و رسائل مختلف پراكنده بوده، در كتاب خود گردآورده است. بهرحال سيري در كتب قدماي از دانشمندان شيعي نشان ميدهد كه عالمان برجستهاي همچون شيخ طوسي با مباحث علم درايه آشنا بوده و بخشهايي از آن را در كتابهاي خود همچون عدهالاصول مطرح نمودهاند. گرچه رساله مستقلي دراين باره تاليف نكرده باشند. در اين بخش سير تاريخي تاليفات درايهاي شيعه را با ذكر عناوين اهم كتب تاليف شده در اين زمينه مرور ميكنيم: در قرن ششم هجري قطب الدين سعيد بن هبه الله راوندي (573 ق) «تحرير بيان الاخبار التي في اول الاستبصار» و «رساله في احوال الاخبار» را تاليف نمود.در قرن هفتم احمدبن موسي بن جعفربن طاوس حلي (673ق) «حل الاشكال في معرفه الرجال» را نگاشت. در قرن هشتم علي بن عبدالحميد حسيني نيلي نجفي«شرح اصول درايه الحديث» را تاليف نمود.قرن دهم هجري عصر شكوفايي درايه شيعه است، وچند كتاب درايهاي در اين عصر تاليف شده از جمله محمدبن علي بن ابراهيم ابن ابي جمهور احسايي (متوفي بعد از 901 ق) «تحفه القاصدين في معرفه اصطلاحات المحدثين» را نگاشت و نورالدين علي بن حسين بن عبدالعالي كركي (940 ق) «درايه الحديث» را نوشت و زين الدين بن علي عاملي مشهور به شهيد ثاني (965 ق) سه كتاب «البدايه» و «شرح البدايه» و «غنيه القاصدين في معرفه اصطلاح المحدثين» در درايه سامان داد و حسين بن عبدالصمد عاملي (984 ق) «وصول الاخيار الي اصول الاخبار» را از خود به يادگار نهاد و نيز حسين حسيني جعفري در 987 ق «منهاج الهدايه الي علم الدرايه» را تاليف نمود. نگارش كتابهاي درايهاي در قرن يازدهم نيز ادامه يافت و شيخ بهايي (1030 ق) در مقدمه «مشرق الشمسين» مباحث درايهاي را به تفصيل مطرح نمود و رساله «الوجيزه» را به عنوان مقدمه كتاب «حبل المتين»، در علم درايه تاليف كرد. فرزند شهيد ثاني حسن بن زينالدين عاملي (1011 ق) (مشهور به صاحب معالم) «منتقي الجمان في الاحاديث الصحاح و الحسان» را نوشت و ميرداماد محمدباقر حسيني استرآبادي (1040 ق) «الرواشح السماويه» را تاليف نمود. فخرالدين طريحي (1087 ق) نيز «جامع المقال» را از خود به جاي گذاشت و محمدبن علي تبنيني عاملي از شاگردان شيخ بهايي «سنن الهدايه في علم الدرايه» را سامان داد و علي بن محمود مشغري عاملي «درايه الحديث» را نگاشت.در قرن دوازدهم، مهذبالدين احمدبن عبدالرضا بصري خراساني از شاگردان شيخ حر عاملي، «فائق المقال» و نيز «المقنعه الانيسه» را در 1079 ق تاليف نمود و عبدالنبي بن مفيد شيرازي بحراني شرحي بر وجيزه شيخ بهايي نوشت و عبدالله سماهيجي بحراني (1135ق) «الكفايه في علم الدرايه» را به رشته تحرير درآورد. در قرن سيزدهم تعداد نگارشهاي درايهاي افزايش يافت و دانشمندان برجستهاي در اين ميدان آثار قلمي خود را عرضه داشتند، از جمله سيدعبدالله شبر كاظمي (1242 ق) مقدمه كتاب مفصلش « جامع المعارف و الاحكام» را به بحث درباره درايه الحديث اختصاص داد و ميرزا محمد اخباري (1232 ق) «شجره درايه الحديث» و «صحيفه الصفا» و «مصادر الانوار» را قلمي نمود و ملاصفر علي لاهيجي (متوفي قبل از 1264 ق) «رساله في الدرايه» نوشت و ملامحمد جعفر استرآبادي (1263 ق) «لب اللباب» و «الايجاز» را سامان داد و ملا آقا فاضل دربندي (1296 ق) فن ثاني از «القواميس» را به درايه اختصاص داد و مباحث مهمي از درايه را در كتاب خزائن مطرح نمود و نيز ملاعلي رازي (1296 ق) «سبل الهدايه في علم الدرايه» را تاليف كرد.در قرن چهاردهم دهها اثر درايهاي توسط عالمان شيعي تاليف شد. از جمله ميرزا محمد تنكابني (1302) منظومهاي در درايه مرسوم به «منبع الاحكام» سرود و حواشي بر رعايه شهيد و شرحي بروجيزه شيخ بهايي نگاشت، پس از وي ملاعلي كني (1306 ق) «توضيح المقال في الدرايه و الرجال» را از خود به يادگار نهاد و سپس علي بن محمد جعفر استرآبادي (1315 ق) «مبدا الامال في قواعد علوم الحديث و الدرايه و الرجال» و «منتقي الامال» را تاليف نمود، همچنين ميرزا ابوالمعالي كلباسي (1315 ق) رسالههاي متعددي در مباحث درايهاي به رشته تحرير درآورد كه همه آنها در مجموعه رسائل وي به چاپ رسيد و نيز محمد ابراهيم كلباسي «درر المقال في علم الدرايه و الرجال» را نگاشت. ميرزا ابوالفضل كلانتر نوري تهراني (1316 ق) نيز «تميمه الحديث» را قلمي كرد و ميرزا ابوطالب موسوي زنجاني (1329 ق) سه كتاب ارزنده در اين موضوع به كاركرد از جمله: «الكفايه في علم الدرايه» و«الهدايه في علم الدرايه».عالم جليل القدر مرحوم شيخ عبدالله مامقاني (1351 ق) صاحب رجال كبير «تنقيح المقال» مباحث علم درايه را به تفضيل در «مقباس الهدايه» مطرح نمود واثري ذي قيمت وگرانقدر در درايه شيعه از خود به يادگار گذاشت. دانشمند شهير مرحوم سيد حسن صدركاظمي (1354 ق) «نهايه الدرايه» را در شرح وجيزه شيخ بهايي نگاشت و به حق ميتوان گفت بهترين شرح موجود بر«وجيزه» شيخ بهايي همين شرح است. مرحوم علي اكبر مروج الاسلام كرماني نيز سه رساله در علم درايه دارد مرسوم به «هديه المحصلين» و«هديه المحدثين» و «يتيمه المحدث». علامه اميني و آيهالله سيدمحسن حكيم (1390 ق) و آيه الله ميرزا ابوالحسن شعراني (1393 ق) نيز رسالههاي مختصري در اين علم نگاشتهاند. در عصر حاضر نيز كتابها، رسالهها و مقالات متعددي به فارسي و عربي پيرامون مباحث درايهاي نگاشته شده و به چاپ رسيدهاند، از جمله كتابهاي ذيل را ميتوان نام برد: اصول الحديث، عبدالهادي فضلياصول الحديث و احكامه، جعفرسبحاني دراسات في الحديث و المحدثين و نيز الموضوعات في الاثار و الاخبار، هاشم معروف حسني الدرايه في علم الروايه، محمدباقر زاهد مهاجراني درايه و حديثشناسي، سيدموسي شبيري زنجانيدروس في علم الدرايه، شيخ اكرم بركات عاملي درايه الحديث و علم الحديث، كاظم مدير شانهچيضياء الدرايه، سيدضياءالدين فاني اصفهاني علم الحديث، محمدجعفرجعفري لنگروديقواعد الحديث، محيي الدين موسوي غريفي ودهها اثر ديگر كه در بخش كتابشناسي درايه از آنها ياد خواهيم كرد.
مباحث كتب درايه
چهارچوب مباحث كتابهاي درايه معمولا چنين است كه با مقدمهاي درباره معناي كلمه درايه و بيان موضوع علم درايه و تبيين هدف و غرض از اين علم شروع ميشود و وجوه اشتراك و تمايز آن با علوم ديگر همچون رجال و اصول فقه، احيانا بررسي ميشود، پس از آن تعريفي از متن و سند ـ كه دو محور اصلي بحث در درايه است ـ ميآيد و دو تقسيم اصلي خبر يعني خبر واحد و خبر متواتر مطرح شده و تقسيمات خبر از جهت سند همچون مرفوع، موقوف، متصل، مسند، معلق، مرسل، منقطع، معضل و انواع ديگري مانند معنعن، مضمر، عالي، مسلسل، شاذ، نادر و اقسام خبر به اعتبار اختلاف احوال سلسله سند به صحيح و حسن و قوي و موثق و ضعيف بيان ميشود. سپس احكام گوناگوني كه برانواع مختلف خبر، از ديدگاه قدما و متاخرين وضع شده، مورد بررسي قرارميگيرد، از جمله مباحث اين بخش بحث درباره حجيت خبر واحد، بحث در تسامح در ادله سنن است كه ارتباطي با اصول فقه نيز دارد.از جمله مباحث مهم در كتابهاي درايه تعريف اصطلاحات و القابي است كه براي حديث وضع شده از جمله: معلل، مدرج، مدلس، مقلوب، مصحف، مزيد، ناسخ و منسوخ، موضوع، متفق و مفترق، موتلف و مختلف، متشابه و ....معرفت اين اصطلاحات از اهميت بسزايي برخوردار است به حدي كه برخي از عالمان اين علم، غرض از علم درايه را يادگيري و بكار بستن اين اصطلاحات دانستهاند، چنانكه مرحوم مامقاني مينويسد: غايه هذا العلم هو معرفه الاصطلاحات المتوقف عليها معرفه كلمات الاصحاب و استنباط الاحكام و تميز المقبول من الاخبار ليعمل به والمردود ليجتنب منه. يكي از بحثهاي اساسي در علم درايه، مسائل جرح و تعديل وقدح و مدح است. در اين بخش تعريفي از الفاظ تعديل و الفاظ مدح مطرح شده و مباحث فني و مهمي در بيان تعارض جارح و معدل مطرح ميشود. از فصول ديگر علم درايه بحث در انحاء تحمل حديث و بيان طرق هفتگانه است از: سماع، قرائت، اجازه، مناوله، كتابت، اعلام، و جاده. پس ا ز آن، بحث آداب كتابت حديث و آداب نقل آن مطرح ميشود. اينها مباحث اصلي است كه غالباً در كتابهاي نگاشته شده در علم درايه مطرح ميشود، البته هريك از اين كتابها متناسب با اختصار يا تطويلي كه دارند، مشتمل بر تنبيهات و فوايدي ديگري است همچون بحث درباره مجاميع حديثي شيعه و سني و .....از جمله فوايد مذكور بحثي است درباره حجيت اخباري كه از ائمه اطهار عليهمالسلام رسيده و وجوب عمل به آنها، كه در برخي كتابها درايهاي شيعه طرح شده و گويا مفصلترين بحثي كه در اين باره مطرح شده در كتاب«وصول الاخيار» حسين بن عبدالصمد عاقلي آمده است.
اصطلاحات علم درايه
هر دانشي براي خود اصطلاحات ويژهاي دارد كه دانشمندان آن علم از آنها بهره ميگيرند، كاربرد اصطلاح اين است كه مفهوم گستردهاي را با كمترين لفظ ادا مينمايد. متخصصان همه دانشها به منظور تشريح افكار و مقاصد خود اصطلاحاتي را وضع ميكنند. محققان اسلامي در تبيين اصطلاحات علوم گوناگون، رسالهها وتاليفات گوناگوني نگاشتهاند. علم درايه نيز مانند هر علمي، اصطلاحات خاص خود را دارد و در تفسير و توضيح اصطلاحات اين علم رسالهها و كتب متعددي نگاشته شده و معرفي برخي از آنها در همين مقال خواهد آمد.عناوين و اصطلاحات رايج در علم درايه را در ليست اجمالي ذيل ميتوان خلاصه نمود: اخبرنا، اعلمنا، ادراج، اضطراب، اسناد، اجازه، آحاد، اثر، اخراج، اصل، اعتبار، اعلام، بلاغ، بدل، تخريج، تصحيح، تضبيب، تمريض، الجامع، الجزء، الحيلوله، حدثنا، الحافظ، الحديث، الحديث القدسي، الحديث المجهول، الحديث المسند، الحسن، الخبر، روايهالاقران، روينا، الراوي، الراوي المجهول، الراوي المستور، السماع، السابق و اللاحق، السند، السنه، الشاذ، الشاذ المردود، الشاهد، الشق، الشيخ، الصحابي، الصحيح الادني، الصحيح الاعلي، الصحيح الاوسط، الضرب، الضعيف، الطبقه، عالي السند،عرض المناوله، العرض، العزيز، الغريب، الفرد المطلق والنسبي، قال لنا، قرات، القاصر، القراوه، القوي، الكتاب، الكتابه، اللحق، مثله، المتابعهالتامه و الناقصه، المتروك، المنشابه سندا ومتنا، المتصل، المتفق و المفترق، المتن، المتواتر، المحدث، المحرف، المحفوظ، المحكم، المختلف، المدبج، المدرج فيه، المدلس، المردود، المرسل، المرفوع، المزيد، المساواه، المستفيض، المسلسل، المسند، المسند، المشتبه، المشتبه المقلوب، المشكل، المشهور، المشيخه، المصافحه، المصحف، المصنف، المضطرب، المضمر، المطروح، المعتبر، المعروف، المعضل، المعلق، المعلل، المعنعن، المقبول، المقطوع، المقلوب، المكاتبه، المملي و المستملي، المناوله، المفقطع، المنكر، المهمل، الموتلف والمختلف، الموافقه، الموثق، الموضوع، الموقوف، نحوه، النادر، و المنسوخ، النزول، النوادر، ورد، الوجاده، الوصيه.
كتابشناسي علم درايه
اين مقاله شامل فهرستي از اسامي كتب و مقالات درايهاي شيعه به ترتيب الفباست، به ضميمه توضيحات كتابشناسي درباره هر رساله و معرفي برخي از نسخههاي خطي مهم از هر كتاب و بيان اطلاعاتي درباره سال چاپ و انتشار كتب چاپي در علم درايه وذكر منابع كتابشناسي وآدرس فهارس نسخ خطي كه در آنها نامي از كتاب مورد بحث به ميان آمده است.
مجموعه «درايه الحديث»
نظر به اهميت علم درايه و جايگاه ويژه آن در شناسايي حديث مقبول از مردود، و توقف علم فقه و اجتهاد بز آن، بسياري از عالمان شيعي به نگارش كتب و رسائل متعدد در پيرامون علم درايه همت گماشتهاند و آثار ارزشمندي در اين زمينه ازخود به جاي گذاشتهاند، متاسفانه با وجود امكانات گسترده چاپ و نشر در عصر حاضر ، منابع چاپي در زمينه درايه شيعه بسيار اندك است به طوري كه به فرموده مرحوم مامقاني:.... لما كان علم الدرايه و الرجال من العلوم المتوقف عليها الفقه و الاجتهاد عند اولي الفهم و الاعتبار، وصار في ازمنتنا مهجورين بالمره حتي لاتكاد تجد بهما خبيرا و بنكاتهما بصيرا، بل صار من العلوم الغريبه، و المباحث المتروكه ..... با توجه به مطلب فوق، اينجانب پيشنهاد تصحيح و تحقيق و احياي رسالههاي درايهاي شيعه و انتشار آن در چند مجله را به مركز تحقيقات دارالحديث ارائه نمودم و اين طرح در آن مركز به تصويب رسيد، و در ابتدا كتابشناسي توصيفي و نسخهشناسي از كتب درايه تنظيم شد و از اين بين چند رساله كه از اهميت بيشتر برخوردار و حاوي مطالب فني درخور توجهاي بودند انتخاب شده و هر يك از رسالهها در اختيار محققين زبده و كاردان قرار گرفته تا امر تصحيح و تحقيق را به انجام برسانند.و اكنون به حول و قوه الهي، نخستين مجلد از مجموعه درايه الحديث تقديم به محضر حديث پژوهان وآگاهان به علوم حديث ميگردد، اين جلد شامل رسالههاي ذيل است:
1ـ كتابشناسي درايه شيعه از ابوالفضل حافظيان بابلي
اين مقاله از بنده فقير الي الله الغني بعنوان مقدمه مجموعه درايه، شامل فهرستي از اسامي كتب درايهاي شيعه است به ضميمه توضيحات كتابشناسي درباره هر رساله و معرفي برخي از نسخ.
كتابشناسي درايه شيعه
1ـ آشنايي با علم درايه
محمدحسن رباني بيرجندي (معاصر) مقاله مفصلي است به فارسي در علم درايه كه در مجله «نگاه حوزه» شمارههاي 53 و 54 و 55 و 58 به چاپ رسيده است.
2ـ اخبار و آثارساختگي
ترجمه «الموضوعات في الاثار و الاخبار» هاشم معروف حسني است كه توسط بنياد پژوهشهاي آستان قدس رضوي در 389 ص منتشر شده است.
3ـ ارجوزه في درايه الحديث
محمدبن ابي القاسم واصف گيلاني منظومهاي است در درايه الحديث كه به چاپ رسيده است.
4ـ ارجوزه في الدرايه
ابوالحسن بن محمد كاظم جاجرمي= الهديه المكيه
5ـ ارجوزه في الدرايه، عبدالرحيم.
اصفهاني= موجز المقال
6ـ ارجوزه في الدريه ، محمدبن سليمان
تنكابني = منبع الاحكام
7ـ ارجوزه في الدرايه، محمدحسن
نائيني = الوجيزه
8ـ ارجوزه في الدرايه، علي اكبر مروج
الاسلام كرماني = يتيمه المحدث
9ـ اساس المطالب في الدرايه و المباحث الرجاليه
سيدمحمدبن فرج الله قاضي دزفولي (قرن13) تقريرات درس شيخ انصاري در مسائل درايه و علم رجال است كه به گفته علامه تهراني نسخهاي از آن در نزد آيهالله مرعشي در قم موجود بوده است. مصفي المقال443؛ الذيعه 26/44
10ـ اسباب الحديث النبوي في التراث الامامي
سيدحسن حسيني آل مجدد شيرازي (معاصر)مقاله مفصلي است درباره اسبابي كه موجب صدور احاديث نبوي گرديده و نيز احاديث نبوي كه سبب نزول آنها در روايات ائمه عليهمالسلام ذكر شده است، به ترتيب حروف تهجي اول احاديث.اين مقاله در مجله علوم الحديث(عربي) شماره 2 صفحات 58 الي 106 و شماره 4 صفحات 45 الي 103 به چاپ رسيده است.
11ـ اشراقات الاصول في اصول علم الحديث
جلالالدين محمدبن محمدباقر قايني (1352 ق) نام اين رساله در «بغيه الطالب» معاصر وي ـ بيرجندي ـ درج شده است. الذريعه2/104
12ـ اصدق المقال في علمي الدرايه و الرجال.
محمدرضا بن قاسم غراوي نجفي (1385 ق) رسالهايست در علم درايه و رجال، فاضل اردوبادي در «الرياض الزاهره» از آن نقل نموده است. رساله «معرفه الاحوال في علم الرجال» از ديگر تاليفات اوست. الذريعه 2/121 و 21/246؛ مصفي المقال177
13ـ اصطلاحات حديث
فوايدي است به فارسي برگرفته از شرح من لايحضره الفقيه ملامحمدتقي مجلسي و مشيخه وي و نيز فايدهاي است در بيان معني اجازه. نسخه خطي: شماره 321 كتابخانه سپه سالار تهران«136پ ـ 145 پ» ده برگ فهرست كتابخانه سپه سالار 3/141.
14ـ اصطلاحات علم درايه
سيدحسن حسيني آل مجدد شيرازي (معاصر) رساله مختصري است شامل معناي حدود دويست اصطلاح رايج در علم درايه به ترتيب حروف الفبا، هراصطلاح را در چند جمله مختصر توضيح داده و آدرس منابع و مصادري كه در آن، درباره آن اصطلاح بحثي به ميان آمده را، آورده است. اين رساله به عربي است و تاكنون به چاپ نرسيده است.
15ـ اصطلاحات المحدثين
محمدزمان بن كلب علي خان جلائر خراساني كلائي متخلص به ساقي(1286 ق) رساله مختصري است كه در بيان اصطلاحاتي كه محدثين درباره انواع روايات به كار ميبرند. سه نسخه از اين رساله در كتابخانههاي مرعشي، مسجد اعظم وملك شناسايي شده است. اين رساله را از روي خط مولف كه نسخه آن به شماره 1742 در كتابخانه ملك موجود بوده، استنساخ نمودم. در اين رساله اسمايي كه بر احاديث معتبر و مردود اطلاق ميشود و بيست نوع ا ز انواع حديث بيان شده است. فهرست مرعشي 22/163؛ فهرست كتابخانه مسجد اعظم109، فهرست كتابخانه ملك 5/355؛ معجم مولفي الشيعه 355.
16ـ الاصول الاربعمائه
ابوتراب بن محمد موسوي اصفهاني (قرن 13 ق) پاسخ از پرسشي است درباره اهميت و صحت روايات اصول اربعمائه شيعه. دو نسخه از اين رساله در كتابخانه مرعشي قم موجود است. فهرست مرعشي 6/76 و 81.
17ـ اصول الحديث
عبدالهادي فضلي (معاصر)كتابي است در علم حديث كه پيرامون اصول علم حديث و تاريخ و مصطلحات آن و نيز مصادر و عناصرو اقسام حديث و كيفيت تحمل و طرق نقل حديث بحث مينمايد.چاپ: قم، موسسه امالقري، 1416 ق، 244ص.
18ـ اصول الحديث و احكامه في علم الدرايه
جعفر سبحاني (معاصر)كتابي است در علم درايه كه از سوي شوراي مديريت حوزه علميه قم به عنوان رساله درسي طلاب در اين علم تعيين شده است، شامل مقدمه و هشت فصل است. چاپ: قم، مركز مديريت حوزه علميه، 1412 ق، 210 ص معجم المطبوعات العربيه في ايران 278
19ـ اصول علم الحديث، محمدبن عبدالله
حاكم نيشابوري= معرفه علوم الحديث
20ـ الاعلام الهاديه الرفيعه في اعتبار الكتب الاربعه و امثالها
علي نمازي شاهرودي (معاصر)چاپ: مشهد، مطبعه خراسان، 1397 ق، 228ص.
21ـ اقسام خبر
منظومه كوتاهي است در 12 بيت فارسي در بيان اقسام خبر.نسخه خطي: شماره 652 كتابخانه مسجد اعظم قم بخط محمدرفيع نائيني در 1124 ق. فهرست كتابخانه مسجد اعظم 467
22ـ اكمال الدرايه
از: نواب حسيني ملقب به مذاق نام اين رساله در كتاب «تاريخ احمدي» مولف كه به چاپ رسيده، آمده است. الذريعه 11/104 رقم 645
23ـ امان الحثيث في لهو الحديث
محمدمهدي بن يحيي قزويني حاج عماد فهرسي مشهور به عمادالواعظين (1355 ق) رساله فارسي مختصري است در علم درايه شامل مقدمه و فصل و خاتمه، كه تاليف آن در 1347 ق. به پايان رسيده است. چاپ: مشهد، چاپخانه نور، 1348 ق، 69ص.الذريعه 11/112؛ مشار عربي 90؛ معجم المطبوعات العربيه في ايران 101؛ مصفي المقال 468؛ فهرست نسخههاي خطي استان قدس رضوي 6/639.
24ـ الانصاف في علم الحديث
سيدمهدي بن علي غريفي بحراني (1343 ق)، مصفي المقال472.
25ـ انوارالبصائر
حسن بن محمدشريف (قرن 13)مولف، كتاب مفصلي در علوم مختلف اسلامي نگاشته و آن «انوارالبصائر» ناميده است. وي مقدمه كتاب مذكور را به علم درايه و كليات علم رجال اختصاص داده، بحث درايه شامل يازده فصل است و دو نسخه از آن در كتابخانه آيهالله گلپايگاني قم موجود است يكي با تاريخ كتابت 1223 ق. و ديگري كه به خط مولف است تاريخ كتابت ندارد. فهرست آستان قدس رضوي 6/624؛ فهرست كتابخانه آيهالله گلپايگاني 1/67؛ الذريعه 26/58؛ الكرام البرره 2/352.
26ـ الانوار الالهيه في الدرايه و الرجال (= درايه الحديث)
از: سيدعلي بن سيد محمد رضوي تبريزي مشهور به داماد (1336 ق) رساله درايه الحديث از آثار مولف است كه داماد مرحوم مامقاني كبير بوده وتاليفاتي نيز در فقه همچون «مصباح الظلام في شرح شرائع الاسلام» دارد. نسخهاي از اين رساله در مكتبه فرزند مولف، سيدمرتضي بوده است. الذريعه 8/55 رقم 161؛ مصفي المقال 304ـ 305.
27ـ اوصاف الحديث
سيدمرتضي حسين فاضل (1987 ميلادي)ترجمه «الوجيزه» شيخ بهايي است به زبان اردو، در لاهور، پاكستان در 52 صفحه به چاپ رسيده است . مرحوم سيدمرتضي تاليفات بسياري به زبان اردو دارد، از جمله «تاريخ تدوين حديث» كه به چاپ رسيده است.برصغيركي اماميه مصنفين، سيدحسين عارف نقوي 1/65؛ شيعه كتب حديث كي تاريخ تدوين، سيد حسين مرتضي فاضل
28ـ الايجاز
محمد جعفربن سيفالدين شريعتمدار استرآبادي (1263 ق)رساله مختصري است در قواعد درايه و كليات علم رجال شامل ده مطلب و يك خاتمه، گزيده اثر ديگر مولف به نام«لباللباب» است. هفت نسخه خطي از اين رساله تاكنون شناسايي شده است از جمله دو نسخه از آن در كتابخانه آيهالله مرعشي قم موجود است.الذريعه 2/486؛ التراث العربي 5/450؛ فهرست كتابخانه مسجد گوهرشاد 2/741؛ فهرست سپهسالار3/225
29ـ بحثهاي مقارن درعلم حديث
محمدرحماني (معاصر)سلسله مقالاتي است درباره اقسام علوم حديث، خبر متواتر و خبر واحد كه در شمارههاي سوم، پنجم ودهم فصلنامه علوم حديث به چاپ رسيده است.
30ـ بدايه الدرايه
زينالدين بن علي عاملي، شهيد ثاني (965 ق) رساله مختصر ومشهوري است درعلم درايه شامل يك مقدمه و چهار باب، مولف شرحي براين رساله نگاشته كه به«الرعايه في شرح بدايه الدرايه» مشهور است. نسخ خطي آن فراوان است به طوري كه در كتابخانههاي ايران 21 نسخه از آن سراغ داريم. از جمله نسخه شماره 1044 كتابخانه مركزي دانشگاه تهران كتابت شده در 967 ق. اين رساله تاكنون چندبار به چاپ رسيده ازجمله با تصحيح استاد سيدمحمدرضا حسيني جلالي درقم به سال 1421 ق در 88 صفحه به چاپ رسيده است. الذريعه 3/58؛ معجم المطبوعات العربيه في ايران 283؛ فهرست دانشگاه تهران 5/1661؛
31ـ بررسي اصول و معيارهاي حديث از جهت متن
جعفرصادق فدكي (معاصر)پاياننامه دوره كارشناسي ارشد از دانشكده قم در سال 1379 ش است كه در 221 صفحه شامل يك مقدمه و سه فصل تنظيم شده است: 1ـ وضع و تحريف روايات 2ـ نقد روايات دردو بخش نقد سند و نقد متن 3ـ بررسي اصول و معيارهاي نقد حديث از جهت متن در شش بخش.
32ـ بندي در رجال و درايه
قطعه كوتاهي است در رجال و درايه كه در نسخه خطي شماره 2387 كتابخانه ملك مندرج است. فهرست كتابخانه ملك6/1.
33ـ پژوهشي در تاريخ حديث شيعه دكتر مجيد معارف
چاپ شده در تهران توسط موسسه فرهنگي وهنري وضريح، چاپ دوم در 1376 ش، 562 صفحه وزيري.
34ـ تاريخ الحديث و علومه
سيد ثامرهاشم حبيب عميدي مقالهاي است تحقيقي به زبان عربي كه در فصلنامه تراثنا 47 و 48 صفحات 194 الي 267 به چاپ رسيده است.
35ـ تاريخ حديث
كاظم مدير شانهچي (معاصر) تعريف تاريخ حديث، سير تدوين حديث نزد اهل سنت و شيعه و معرفي مجامع معروف حديثي شيعه و اهل سنت از جمله مباحثي است كه در اين كتاب مطرح گرديده است. اين كتاب براي دانشجويان رشته علوم قرآن و حديث در مقطع كارشناسي تدوين شده و توسط انتشارات سمت به سال 1377 ش درتهران به چاپ رسيده است.
36ـ تاريخ عمومي حديث
مجيد معارف، كتاب مبسوطي است درباره حديث و تاريخ آن در 458 صفحه توسط انتشارات كوير در تهران به سال 1377 ش چاپ شده است.
37ـ تحرير بيان الاخبار التي في اول الاستبصار
قطبالدين سعيد بن هبه الله راوندي (573 ق) شرحي است بربحث كوتاهي كه شيخ طوسي در اول استبصار راجع به خبر متواتر و غيرمتواتر و علاج تعارض بين اخبار بيان نموده است. گويا اين رساله همان است كه با عنوان «رساله في احوال الاخبار» نيز خواهد آمد.نسخه خطي: شماره 2694 دانشگاه تهران، كتابت در 1044 ق و نسخه شماره 3279 همانجا فهرست دانشگاه تهران 9/2239 و 10/1578، و نسخه شماره 1822 كتابخانه مسجد اعظم قم. فهرست كتابخانه مسجد اعظم قم 525.
38ـ تحفه الاخوان
محمدسعيد واعظ مرندي (قرن11 ق) رساله فارسي مفصلي است در مباحث متفرقه شامل مقدمه و سه فائده ويك خاتمه، كه فائده دوم آن در دانستن اصطلاحات اهل حديث است. مولف از شاگردان شيخ بهايي (1030 ق) بوده است. نسخهاي از اين كتاب را در كتابخانه آيهالله گلپايگاني قم به شماره130/34 فهرست نمودم ونسخهاي نيز دركتابخانه آيهالله مرعشي دارد.الذريعه 3/415؛ فهرست مرعشي 5/217 .
39ـ تحفه القاصدين في معرفه اصطلاحات المحدثين
محمدبن علي بن ابراهيم ابن ابي جمهور احسايي (بعد از 901 ق)ابن ابي جمهور در آخر كتابش «كاشفه الحال» در بحث انواع الحديث و اقسامه ميگويد: من اراد الاستقصاء مع ذكر الامثله فعليه بكتابنا تحفه القاصدين في معرفه اصطلاحات المحدثين»، نسخهاي از اين رساله بدست نيامد و آنچه در يادنامه محقق طباطبايي اشتباها به عنوان«رسالهاي در درايه» از ابن ابي جمهور معرفي شده، «بدايه الدرايه» شهيد ثاني است. الذريعه 3/461؛ المحقق الطباطبايي في ذكراه السنويه الاولي 3/1504.
40ـ تحقيقي در منابع ايدئولوژيك اسلام
ابوالفضل شكوري (معاصر)در بخشي از اين كتاب كه به زبان فارسي است مباحثي درعلم درايه مطرح شده است. از جمله: تبيين رابطه زنجيره سند حديث با متن آن، ملاكشناسي حديث، روش برداشت از سنت.چاپ: قم، نشرحر، 1359ش، 266ص.
41ـ تدوين حديث
منصور پهلوان ترجمه مقدمه كتاب «جامع احاديث الشيعه» است كه مترجم با افزودن پاورقيها آنرا بصورت مقالهاي در مجله مقالات و بررسيها دفتر 55 و56 صفحات 101 الي 120 منتشر كرده است.
42ـ ترجمه الدرايه شهيد ثاني
محمود افتخارزاده(معاصر) ترجمه فارسي رواني است از درايه شهيد ثاني كه در ضمن كتاب«روش شناخت سنت و تاريخ اسلام» آورده است.
43ـ ترجمه: صفويه في المله المصطفويه
ميرزا محمودبن علي (قرن 11ق)مولف كه از شاگردان ميرداماد بوده، بدستور شاه صفي تصميم گرفت كه«من لايحضره الفقيه» شيخ صدوق را به فارسي ترجمه نمايد. وي مقدمهاي در علم درايه و علوم حديث به ترجمه مذكور افزوده است. تا كنون سه نسخه از اين رساله شناسايي شده است. تاريخ كتابت يكي از آنها 1057 ق است.فهرست مجلس 26/39؛ فهرست مرعشي 20/299 و 11/57 ترجمه «الوجيزه» شيخ بهايي به اردو، سيد مرتضي حسين فاضل = ساوصاف الحديث ترجمه«الوجيزه» شيخ بهايي به فارسي، سيد مهدي مرعشي= حديث شناسي.
44ـ تزكيه الراوي
از: محمدبن حسن بن زينالدين عاملي (1030 ق) رسالهاي است درتحقيق اينكه آيا در صحت سند روايت به تزكيه عدل واحد اكتفا ميشود يا نه، نسخهاي از اين رساله به شماره 18 در كتابخانه مدرسه فيضيه، استادي1/44) و نسخهاي نيز در مركز احياء ميراث اسلامي قم به شماره 3148 دارد.
45ـ تعريف علم درايه، رجال و تراجم رجال
مصطفي اشرفي شاهرودي (معاصر)مقالهاي است به فارسي كه در مجله «نگاره حوزه» شمارههاي 43 و 44 به چاپ رسيده است.
46ـ تعليقه شرح الدرايه للشهيد الثاني
شيخ عبد الواحد عامليمولف قبل از عصر افندي صاحب رياض العلماء مي زيسته و تعليقاتي بر «الرعايه» شهيد ثاني نگاشته است.مصفي المقال 256؛ رياض العلما، 3/276؛ تکمله امل الامل، صدر 273 و 274؛ الذريعه 3/58.
47ـ التعليقه علي الدرايه لشهيد الثاني
از: شيخ عبدعلي جزائري (1221 ق)كتاب درايه شهيد ثاني را به خط خود در سال 1221 ق كتابت نموده و تعليقاتي برآن و بر كتاب رجال ابن داود نگاشته است. الكرام البرره 2/728
48ـ تعليقه علي شرح درايه الحديث للشهيد الثاني
سيد مرتضي كشميري (1323 ق) حواشي بر شرح الدرايه شهيد ثاني است .اعيان الشيعه 10/121
49ـ التعليقه علي الهديه المكيه
از: نصرالله بن ابي الحسن جاجرمي.(قرن 13)مولف بر ارجوزهاي كه پدرش در درايه سروده، حواشي بسياري نگاشته است. الذريعه 18/80 رقم 769 و 25/213 رقم 236 و 26/251 رقم 1262.
50ـ التعليقه علي الوجيزه
از: ابوالحسن بن سيدعلي موسوي تبريزي، مولانا (معاصر) حواشي مختصري است بر الوجيزه شيخ بهايي در علم درايه كه همراه با وجيزه بخط آقاي مولانا به سال 1407 ق به چاپ رسيده است، صفحه 1 تا 11 شامل وجيزه تعليقه با صفحه شمار جديد، از صفحه 1 تا 14 ميباشد.
51ـ تعليقه علي الوجيزه
سيد علاءالدين موسوي تعليقه اي است بر«الوجيزه» شيخ بهايي در درايه كه به چاپ رسيده است.
52ـ تلخيص المقال، سيدمحمدعصار= ملحض المقال
53ـ تلخيص مقباس الهدايه
علي اكبرغفاري (معاصر) تلخيص كتاب«مقباس الهدايه» مامقاني است در درايه، شامل مقدمه و هشت فصل و ملحقات، كه توسط دانشگاه امام صادق تهران در 280 ص به سال 1369 ش منتشر شده است. معجم المطبوعات العربيه في ايران 288.
54ـ تميمه الحديث في علم الدرايه
ميرزا ابوالفضل بن ابن القاسم كلانترنوري تهراني (1316 ق) علامه تهراني نسخهاي از اين رساله را در نزد پسر مولف حاج ميرزا محمد در تهران ديده است. الذريعه 4/435 و 6/88؛ مصفي المقال33 و 34.
55ـ توضيح المقال في علم الدرايه و الرجال
ملا علي كني تهران (1306 ق) كتاب مبسوطي است در علم درايه و رجال، شامل مقدمه و سه باب و خاتمه. تاكنون سه نسخه خطي از آن شناسايي شده و دوبار در تهران به سالهاي 1299 ق و 1302 ق به صورت چاپ سنگي منتشر شده است. اين كتاب بار ديگر با تصحيح و تحقيق آقاي محمدحسين مولوي، توسط موسسه دارالحديث قم به سال 1379 ش، در 344 صفحه به چاپ رسيده است. الذريعه 4/499؛ معجم المطبوعات العربيه في ايران 289؛ فهرست مسجد اعظم 96؛ فهرست دانشكده الهيات تهران1/501 ؛ مشار عربي 227؛ مصفي المقال 333.
56ـ تنقيح المقال في كيفيه طريق الاستدلال
حسن بن عباس بن محمدعلي بلاغي مولف پس از آنكه از نگاشتن كتاب «منتهي الوصول الي علم الاصول» فراغت يافت، اين كتاب را در شناخت صحيح و سقيم از اخبار نگاشته و پارهاي از قواعد علم الحديث چگونگي شناخت راويان را آورده است، شامل يك مقدمه و سيزده باب.نسخه خطي: شماره 6322 كتابخانه آيهالله مرعشي و شماره 1364 كتابخانه آستان قدس رضوي، 16/289؛ فهرست اهدايي رهبري به آستان قدس رضوي 367.
57ـ تهذيب الاكمام في شرح تهذيب الاحكام
از: قاضي نورالله بن سيد شريف شوشتري (1019 ق) شرحي است بر تهذيب الاحكام كه در مقدمه آن درباره ماهيت علم حديث و اصول آن و بيان حاجت بدان و برخي از مسائل علم حديث و مصطلحات آن بحث شده است. الذريعه 4/53.
58ـ جامع المقال فيما يتعلق باحوال الحديث و الرجال
فخرالدين بن محمدعلي طريحي نجفي (1087 ق)كتاب مشهوري است در مصطلحات علم حديث و آنچه بر طلاب علوم حديثي دانستن آن لازم است، شامل مقدمه و دوازده باب و خاتمه، تاليف آن در 1053 ق به اتمام رسيده است. تاكنون33 نسخه خطي از اين كتاب در كتابخانههاي ايران شناسايي شده، از جمله نسخه شماره كتابخانه آيهالله گلپايگاني، قم.با تاريخ كتابت 1053 ق . تلخيص اين كتاب با عنوان «متقن المقال» خواهد آمد. چاپ: تهران، كتابفروشي جعفري، 1374 ق الذريعه 5/73؛ مشارعربي 246؛ التراث العربي 2/197؛ فهرست دانشگاه تهران 11/2448 و 8/441، فهرست آستان قدس رضوي 6/599؛ مصفي المقال 149؛ مقباس الهدايه4/52 ـ 54.
59ـ الجديد في علم الدرايه و الرجال عندالشهيد الصدر
ثامرهاشم حبيب عميدي (معاصر)مقالهاي است كه در مجله «قضايا الاسلاميه» شماره 3 به چاپ رسيده است.
60ـ جواهر الكلمات فيما يتعلق باحوال الرواه
احمدبن محمدمفيد هزار جريبي (قرن13) قواعدي است در علم درايه و كليات علم رجال و نيز بيان انواع خبراز جهت سند يا متن بصورت استدلالي، شامل مقدمه و پنج مقصد. علامه تهراني نسخهاي ازاين كتاب را در كربلا نزد سيد محمد تقي طباطبايي ديده است و نسخهاي نيز در تملك آقاي رضا استادي بوده و دونسخه نيز در مركز احياء ميراث اسلامي قم از آن موجود است.الذريعه 5/278؛ مصفي المقال 71؛ صدو شصت نسخه خطي 58؛ فهرست مركز احياء ميراث اسلامي 1/341.
61ـ جوامع الكلم
از: محمدبن شرف حسيني جزايري مشهور به سيدميرزا (قبل از 1109 ق)يكي از جوامع معتبر حديث و از مجاميع اربعه متاخراست كه علاوه بر احاديث و از مجاميع اربعه متاخر است كه علاوه بر احاديث فقهي، احاديث اصول عقايد، اخلاق، تفسيرو مواعظ و آداب از كتب اربعه و ديگر مراجع حديث گردآوري شده است. اين كتاب داراي مقدمهايست مبسوط در درايه و كليات علم حديث، هر مطلب از مقدمه با عنوان «مسئله» آغاز ميشود. نسخههاي متعددي از «جوامع الكلم» در كتابخانه آستان قدس رضوي، دانشگاه تهران، مجلس، مرعشي و كتابخانههاي ديگر شناسايي شده است. نام كتاب در كشف الحجب ص 165 به عنوان «جوامع الكلام في دعائم الاسلام» درج شده است. مولف كتاب، استاد علامه محمدباقر مجلسي و شيح حر عاملي بوده است. الذريعه 5/253 ـ 255؛ فهرست آستان قدس رضوي5/69 ـ70؛ فهرست مرعشي 11/31 ـ 33 فهرست مجلس 23/40؛ فهرست دانشگاه تهران 5/1272ـ 1276 و 1628ـ 1629؛ التراث العربي 2/232
62ـ الجوهره العزيزه في شرح الوجيزه
سيدعلي محمدبن دلدارعلي نقوي لكنهويي (1312 ق) بيشتر مطالب شرح متوسط از شروع سهگانهاي است كه نقوي بر «الوجيزه» شيخ بهايي نگاشته است. اين شرح از «الرعايه» شهيد ثاني اخذ شده و اين كتاب در هند به صورت چاپ سنگي منتشر شده و بار ديگر به صورت تحقيقي در مجموعه «درايه الحديث» به چاپ ميرسد.الذريعه 5/293و 12/216 و 14/169؛ مصفي المقال 342.
63ـ حاشيه بدايه الدرايه
محمدباقربن رضا زند كرماني (قرن 14)برگهايي است پراكنده از حاشيه كرماني بر رساله«بدايه الدرايه» شهيدثاني كه در ابتداي نسخهاي از كتاب «الفيوضات اللامعه في حال الكتب الاربعه» او، بخط وي در كتابخانه آيهالله مرعشي به شماره 7336 موجود است. فهرست مرعشي 19/127
64ـ الحاشيه علي التعليقه البهبهانيه (= حاشيه الفوائد الرجاليه)
از: مولي علي بن خليل رازي تهراني (1297 ق)حواشي است بر قسمت «الفوائد الخمسه الرجاليه» كه مقدمات تعليقات وحيد بهبهاني بر منهجالمقال است و اين فوائد در فن درايه و علوم حديث ميباشد. الذريعه 10/135 و 13/150 و 387 و 6/40؛ مصفي المقال 319 بخشي از اين حواشي در هامش نسخه شماره 27/130كتابخانه آيهالله گلپايگاني در قم درج شده است.
65ـ حاشيه الرعايه
ملا محمدباقر كرهرودي (1315 ق) حواشي علمي مفيد و ارزندهاي است بر كتاب«الرعايه» شهيد ثاني، كرهرودي در حاشيه نسخهاي از «الرعايه» كه به خط خود در 1273 ق كتابت نموده، حواشي و نظرات خود را در هامش آن درج كرده و نسخه مذكور در كتابخانه شخصي وي موجود بوده و مرحوم آيهالله آقا مجتبي عراقي در فهرست نسخ خطي كتابخانه كرهرودي از اين اثر ياد نموده است. علماي گمنام، آقا مجتبي عراقي، ص106
66ـ حاشيه الرعايه
محمدبن سليمان تنكابني (1302 ق) تنكابني در قصص العلماء جزء تاليفاتش حواشي بر شرح درايه شهيد ثاني را نام ميبرد وميگويد: اگر چه غير مدون است و در حواشي همان كتاب متفرقه ثبت است، ليكن اگر تدوين شود مجلدي خواهد بود. قصص العلماء 84
67ـ الحاشيه علي الرعايه
از: شيخ علي بن عبدالله علياري تبريزي (1327 ق) حواشي است برالرعايه في علم الدرايه شهيدثاني، بهجه الامال في علم الرجال از تاليفات مهم و ارزنده مرحوم علياري در رجال است.
68ـ حاشيه الفوائدالرجاليه
از: محمدباقربن غلامعلي تستري(1347 يا 1327 ق) تعليقاتي است بر«الفوائد الرجاليه» وحيد بهبهاني برگرفته از افادات استادش ملاعلي خليلي. الذريعه 10/98؛ مصفي المقال 89.
69ـ حاشيهالرواشح السماويه
از: ملا محسن فيض كاشاني(1091 ق) حاشيهاي است بر«الرواشح السماويه» استادش ميرداماد، كه نسخه خط فيض را صاحب روضات الجنات ديده است. الذريعه 6/90 رقم 468؛ فهرستهاي خود نوشت فيض كاشاني ص 309.
70ـ حاشيه الرواشح السماويه
از: صدرالدين محمدبن ابراهيم شيرازي (ملاصدرا) (1050 ق) حاشيهاي است بر «الرواشح السماويه» استادش ميرداماد، نسخه خط ملاصدرا در نزد صاحب روضات الجنات بوده است. الذريعه 6/90 رقم 469
71ـ حاشيه لب اللباب
محمدسعيد بن محمد رحيم گيلاني (قرن13)به خط خود «لباللباب» محمدجعفر شريعتمدار استرآبادي را در 1241 ق كتابت نموده و در حواشي آن تعليقاتي نگاشته كه به گفته علامه تهراني مراتب فضل و خبرويت او از تعليقات مذكور پيداست. طبقات اعلام الشيعه، الكرام البرره2/599
72ـ حجيه الحديث المعنعن
سيدمحمدرضا حسيني جلالي(معاصر) مقاله مفصلي است درباره حديث معنعن كه در مجله «علوم الحديث» عربي شماره 3 صفحه 55 الي 174 به چاپ رسيده است.
73ـ الحديث النبوي بين الروايه و الدرايه
جعفرسبحاني كتاب مفصلي است در بازشناسي احاديث سره از ناسره وارائه ملاكهايي براي اين كار، در يك مقدمه و دو بخش. مولف در اين كتاب احاديث نبوي منقول از چهل صحابي نامور را ارزيابي ميكند ودلائل ضعف يا قوت آنها را باز مينماياند.چاپ: قم، موسسه امام صادق(ع)، 1419 ق، 724 ص.نك: مجله «علوم حديث» فارسي، شماره 11، ص 173ـ178، مقاله آقاي اسلامي در معرفي كتاب مذكور.
74ـ حديث و درايه
مهدي مهريزي(معاصر)رساله مختصري است به فارسي درباره حديث و علم درايه.چاپ: قم، مركز جهاني علوم اسلامي، 150ص.
75ـ حديث شناسي
سيد مهدي مرعشي (معاصر)ترجمه و شرح فارسي است بر رساله «الوجيزه» شيخ بهايي، كه همراه با متن عربي در 70 صفحه رقعي به سال 1407 ق در قم به چاپ رسيده است.
76ـ حلالاشكال (في معرفه الرجال)
جمالالدين احمدبن موسي بن جعفربن طاوس حلي(673 ق)مولف، استاد علامه حلي و ابن داودحلي بوده وبه گفته برخي از محققين اين كتاب اولين تاليف شيعي در علم درايه است... اگر حاكم نيشابوري را شيعه ندانيم ... ابن طاووس را اول كسي دانستهاند كه اصطلاحات جديد را در تقسيم حديث به اقسام چهارگانه ابداع نموده است. علامه حلي در «خلاصه الاقوال» و ابن داود حلي در رجالش از اين كتاب استفاده نمودهاند ونسخه اصل آن در دست شهيد ثاني بوده و پس از او به فرزندش صاحب معالم رسيده و او كتاب «التحرير الطاوسي» را از روي آن نگاشته است، همچنين اين نسخه بدست ملاعبدالله شوشتري رسيده واو مطالبي كه از كتاب الضعفاء ابن غضائري در آن بوده، استخراج نموده است، به گفته علامه تهراني اين نسخه تا عصر مجلسي باقي مانده ولي پس از آن خبري از نسخه مذكور يا نسخههاي ديگر از اين كتاب بدست نيامد. الذريعه 7/64 و65؛ مقياس الهدايه 4/22؛ اصول الحديث و احكامه، جعفر سبحاني ص 7.
77ـ دانش حديث
محمدباقر نجفزاده بارفروش (معاصر)كتابياست بفارسي درعلم حديث و تعريف شعب مختلف دانشهاي حديثي و بيان اقسام حديثي و بيان اقسام تعريف مصطلحات حديثي و ......چاپ: تهران، موسسه انتشارات جهاددانشگاهي، 1373ش، 372ص.
78ـ درآمدي بر حديث پژوهي
محمدبحراني (معاصر)پاياننامه كارشناسي ارشد مولف از دانشكده اصول دين است، شامل روش پژوهش در متون حديث، برخي منابع حديثي و چكيدهاي از 145 پاياننامه حديثي.چاپ: تهران، فرهنگ گستر، 235ص. نك: فصلنامه كتابهاي اسلامي 2/150 و 151.
79ـ دراسات في الحديث و المحدثين
هاشم معروف حسني (معاصر)رساله مفصلي است در علم درايه ورجال، شامل مقدمه وپنج فصل، كه درباره تدوين حديث و مقايسه بين صحيح بخاري و كافي كليني بحث مينمايد.چاپ: بيروت، دارالتعارف للمطبوعات، 358 ص.
80ـ دراسه حول الخبر المتواتر
سيدهاشم هاشميمقالهاي است كه در مجله تراثنا شماره 16 صفحات 34ـ 72 به چاپ رسيده است.
81ـ درايه
محمدعلي نوري (قرن13)فوايدي است در درايه، كه محمد صادق تويسركاني در 1256 ق به نقل از محمدعلي نوري در نسخهاي كه مشتمل بر مجموعهاي از رسائل مختلف بوده، درج نموده است، نسخه مذكور به شماره 543 در كتابخانه جامع گوهرشاد مشهد موجود است.فهرست گوهرشاد2/651
82ـ درايه الحديث
سيدعبدالمجيد گروسي طباطبايي همداني (1319ق)رساله مختصري است در علم درايه، تاليف آن در 19 رجب 1302 در همدان به پايان رسيده است. نسخه خط مولف در 81 برگ قطع رقعي، در كتابخانه شخصي آقاي عندليب در همدان موجودبوده، كتابهاي اين كتابخانه به كتابخانه آيهالله مرعشي در قم منتقل شده است. نقباء البشر3/1222
83ـ درايه الحديث (= رساله في الدرايه)
از: شيخ علي بن محمودمبشغري عاملي (قرن11)مولف دايي پدرشيخ حر عاملي بوده است وشيخ حر درامل الامل رساله في الدرايه را از تاليفات وي معرفي نموده وشيخ آقا بزرگ تهراني از رساله مذكور به عنوان كتاب درايه الحديث ياد كرده است.الذريعه 8/55 رقم 163؛ كشف الحجب والاستار ص 262 رقم1387 امل الامل 1/134؛ رياض العلماء 4/255.
84ـ درايه الحديث
احمدبن محمد ابراهيم نقوي لكهنوي (1366ق) مولف از علماي هند و معروف به علامه هندي، حدود هفتاد كتاب و رساله در مسائل مختلف اسلامي تاليف نموده وبسياري از تاليفاتش به چاپ رسيده است. از جمله تاليفات اوست: رساله في درايه الحديث، كه به زبان عربي است. موسوعه مولفي الاماميه 4/466؛ اعيان الشيعه3/74؛ مطلع انوار 86 ـ 88؛ 85 ـ درايه الحديث، حسن بن محمد شريف= انوار البصائر
86ـ درايه الحديث
سيدحسين بن محمدحسيني (قرن 14)قواعد علم درايه را در يك مقدمه و شش باب و يك خاتمه با استدلال مختصر بيان كرده است. دونسخه از اين رساله شناسايي شده كه يكي از آنها در 1268 ق كتابت شده است. نسخه خطي: شمارههاي 8871 و 5467 كتابخانه آيهالله مرعشي قم فهرست مرعشي 23/59و 14/248
87ـ درايه الحديث
سيدعبدالله بن محمدرضا شبرحسيني كاظمي (1242 ق) مقدمهاي است بر كتاب«جامع المعارف و الاحكام في مسائل الحلال و الحرام» مولف، در مسايل علم درايه شامل چند مقصد و هر مقصد در چند مقام، تاليف اين مقدمه در 1233 ق به پايان رسيده است. تاكنون هفت نسخه از اين مقدمه مبسوط شناسايي شده از جمله نسخهاي كه به شماره 3151 در كتابخانه آيهالله گلپايگاني قم فهرست نمودم. الذريعه 18/129؛ مصفي المقال 239؛ التراث العربي 3/14؛ فهرست الفبايي آستان قدس رضوي 243؛ فهرست مرعشي 13/177 و 25/86.ٍٍ88ـ درايه الحديثبخشي از رساله مفصلي است در علم درايه كه مولف آن شناخته نشد، مولف از فوائد رجاليه وحيد بهبهاني (1206 ق) نقل ميكند. اين نسخه ضمن مجموعه طباطبايي به شماره 552 در كتابخانه مجلس موجود است. فهرست مجلس 22/255
89ـ درايه الحديث
مطالب پراكندهاي است درباره حديث و انواع آن، مولف از شاگردان ميرزاي قمي (1231 ق) بوده است. اين نسخه در كتابخانه ملي ايران به شماره 2284 موجود است. فهرست كتابخانه ملي 11/713
90ـ درايه الحديث
كاظم مدير شانهچي (معاصر) در اين اثر ابتدا مبادي علم حديث و معاني اخبار وسنت، طبقات صحابه، اصطلاحات حديث اعم از متواتر، آحاد وسلسله راويان و شرايط آنها، حجيت اخبار ودر پايان كتب اربعه شيعه و صحاح سته اهل سنت بررسي شده است. نسخه خط مولف در كتابخانه آستان قدس رضوي به شماره 13153 نگهداري ميشود (فهرست الفبايي آستان قدس ص 244)چاپ: مشهد، 1977 ميلادي، 161ص.قم، مركز نشر اسلامي، 1364 ش، 192 ص.معجم المطبوعات العربيه في ايران 294؛ مرجع 78 جلد 1 ص 259 شماره 2053.
91ـ درايه الحديث
سيد محمد علم الهدي بن شمس الدين محمد کابلي (1368 ق)رساله اي است در علم درايه. مولف ضمن شرح حال خود از اين تاليف ياد کرده است.نک: المسلسلات في الاجازات 2/18
92ـ درايه الحديث
از: شيخ نورالدين علي بن حسين بن عبدالعالي كركي معروف به محقق ثاني (940 ق)مرحوم شيخ آقا بزرگ تهراني نسخهاي از كتاب درايه محقق كركي را در مكتبه خوانساري ديده وآنرا در الذريعه معرفي نموده است. آقاي شيخ محمد حسون در يادنامه محقق طباطبايي (ج 2 ص 699) در اين باره مينويسد: «يقال انه ـ كركي ـ كتب رساله في الدرايه، لم اشاهدها لحد الان و لم اقف علي نسخه خطيه لها» آقاي حسون كه آثار محقق ثاني را تحقيق و منتشر نمودهاند در لابلاي كتب متعدد او، آراي رجالي و درايهاي ايشان را جمعآوري نموده كه بنام«الفوائد الرجاليه للمحقق الكركي» معرفي ميشود.الذريعه 8/55؛ مصفي المقال277.
93ـ درايه وحديث شناسي
سيدموسي شبيري زنجاني (معاصر)جزوهاي درسي است از مباحث حضرت آيهالله شبيري زنجاني كه توسط دارالتبليغ قم در سال 1389 ق در 80+23 ص به چاپ رسيده است.