نیم قرن شرارت؛ نگاهی به اقدامات خصمانه امریکا علیه ایران نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

نیم قرن شرارت؛ نگاهی به اقدامات خصمانه امریکا علیه ایران - نسخه متنی

محمد کرامتی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

نيم قرن شرارت (نگاهى به اقدامات
خصمانه امريکا عليه ايران)/ محمد کرامتي



نيم قرن شرارت (نگاهى به
اقدامات خصمانه امريکا عليه ايران)/
محمد کرامتي





چکيده:

چالش در روابط ايران و
آمريکا به رغم گذشت دو دهه، يکى از
مناقشه‏انگيزترين مباحثى است که محافل
سياسى جهان بويژه غرب همچنان با اشتياق
آن را دنبال مى‏کنند . اقدامات خصمانه
دولت آمريکا عليه ايران با توجه به خوى
استکبارى و خصلت استيلاطلبى ايالات
متحده و نيز با عنايت‏به پيشينه بسيار
خسارت‏بار ارتباط با اين کشور، مانع از
آن است که دولت و ملت‏بزرگ و مستقل
ايران بخواهند درهاى رابطه را بر روى
دولت امريکا بگشايند .

جستار حاضر
نگاهى است گذرا به مهمترين اقدامات
خصومت‏آميز آمريکا که در طى پنجاه سال
عليه ملت‏بزرگ و متمدن ايران روا داشته
است .



مقدمه

بر اساس اسناد و
مدارک موجود، روابط سياسى ايران و
امريکا رسما از سال 1262 ش . /1883م . شکل گرفت
و سياست اعلام شده امريکا مبنى بر عدم
مداخله در امور داخلى کشورها تا مدتى
پى‏گيرى مى‏شد . امريکايى‏ها درست
زمانى که ايران منطقه قابت‏شديد
دولتهاى روس و انگليس بود، سعى کردند با
اعمال اين سياست، اعتماد دولت و ملت
ايران را به خود جلب کنند . اين
اعتمادسازى به طور چشمگيرى در جريان
جنگ جهانى دوم بروز داشت .



در
ماجراى اشغال ايران به دست ارتش روس،
امريکايى‏ها تلاشى جدى در عرصه‏هاى
بين‏المللى در حمايت از ايران و اخراج
سربازان روسى از اين کشور به عمل آوردند
و اين سياستها و حمايتها به جلب اعتماد
ملت و دولت ايران بيش از پيش کمک کرد .
البته حمايت و جانبدارى امريکا از
ايران نه از سر خيرخواهى و مهرورزى،
بلکه به لحاظ اهميتى بود که
امريکايى‏ها براى اين منطقه حساس، که
منبع و ذخيره عظيم انرژى است، قائل
بودند . (2)



دولت امريکا پس از
جلب اعتماد، بتدريج‏سياست‏خود را -
حدودا از سال 1320 به بعد - تغيير داد و در
پوشش روابط دوستانه با دولت ايران، به
دخالت مستقيم در تمامى امور داخلى کشور
ما روى آورد و به شکل يک مستعمره با آن
برخورد کرد و ستمهاى بى‏شمارى در حق
ملت ايران مرتکب شد . شرح همه شرارتها و
اقدامات نفرت‏انگيز دولت امريکا
طولانى است و در اين مجال محدود
نمى‏گنجد; از اين رو، فقط به شرح مختصر
برخى از مهمترين آنها مى‏پردازيم و
جويندگان محترم را به کتابهايى که به
طور مستقل در اين زمينه نگاشته شده است،
ارجاع مى‏دهيم (3) :



پاره‏اى از
اقدامات آمريکا عليه ايران



1 -
کودتاى 28 مرداد 1332

دکتر مصدق در
ارديبهشت ماه 1330 (مه 1951 م). با پشتيبانى و
حمايت قاطع آيت الله کاشانى به
نخست‏وزيرى رسيد . او پس از احراز نخست
وزيرى، سياست «ملى کردن صنعت نفت‏» را
با جديت تمام دنبال کرد و سرانجام، در 29
اسفند 1330 موفق به تحقق آن شد . در جريان
ملى شدن صنعت نفت، دست انگليسى‏ها به
طور خاص که از مدتها مشغول غارت منابع
نفتى ايران بودند، کوتاه شد . آنان که
ادامه اين روند را براى منافع خود بسيار
زيانبار مى‏دانستند، به فکر توطئه‏اى
براى ساقط کردن دولت دکتر مصدق
مى‏افتند .



بنابر اعتراف
امريکايى‏ها، که در اسناد منتشر شده
توسط سازمان سيا (CIA) و وزارت خارجه
امريکا در سال 1379 منعکس شده است،
نمايندگان دستگاه امنيتى انگليس،
موضوع براندازى دولت مصدق و جايگزين
کردن يک حکومت کاملا وابسته را به
نمايندگان سيا پيشنهاد کردند که با
پاسخ مثبت امريکايى‏ها در فروردين
1332/مارس 1952 مواجه شدند .



تحليل‏گران مسائل سياسى دو عامل
عمده
را علت اين رويکرد و تغيير سياست امريکا
در حمايت از جبهه ملى مى‏دانند:
خست‏ياس دولت امريکا از فريفتن يا به
سازش رسيدن با آية‏الله کاشانى; رهبرى
اصيل اسلامى و مردمى نهضت و ديگرى توافق
با انگليس در يک کنسرسيوم که به موجب
آن،
قرار شد چهل درصد از منابع نفتى و ساير
سرمايه‏هاى ملى ايران به امريکا و چهل
درصد آن نيز به انگليس تخصيص يابد .
(4)



طرح کودتاى 28 مرداد پس از
مطالعات فراوان و بازنگريهاى مکرر توسط
طراحان انگليسى و امريکايى، در قالب
طرح
تى‏پى آژاکس ( (T.P Ajaax در تاريخ 21 تير ماه
توسط رئيس سازمان سيا، وزير خارجه
امريکا و رئيس جمهور امريکا (آيزنهاور)
به امضاى نهايى رسيد و با اختصاص
بودجه‏اى هنگفت، سرانجام پس از فراهم
شدن مقدمات امر، در 28 مرداد 1332 کودتا با
موفقيت انجام پذيرفت . (5)



در
نتيجه اين کودتا، دکتر مصدق از
نخست‏وزيرى برکنار شد و حکومت مردمى وى
سقوط کرد . شاه، که از بيم اعتراضات و
شورشهاى مردمى، از قبل به ايتاليا
گريخته بود، پس از کودتا مجددا به ايران
بازگشت و به اين صورت، سلطه همه جانبه
امريکا بر اين کشور آغاز شد .
امريکايى‏ها تا اين اواخر، دخالت
مستقيم خود در کودتاى 28 مرداد 1332 را
کتمان مى‏کردند (هر چند بر اساس اسناد و
مدارک فراوان، دخالت آنها براى ملت ما
محرز بود)، تا اين که مادلين آلبرايت،
وزير خارجه دولت‏بيل کلينتون، براى
نخستين بار در يکى از سخنرانيهاى رسمى
خود، در 27 اسفند 1378 بدون هيچ گونه
عذرخواهى از ملت ايران، از نقش مستقيم و
محورى ايالات متحده امريکا در کودتاى 28
مرداد به صراحت پرده برداشت و گفت:

«در سال 1332 ايالات متحده امريکا نقش
مهمى در هماهنگى براى سرنگون کردن رژيم
مردمى نخست وزير محمد مصدق ايفا کرد و
دولت آيزنهاور بر اين باور بود که اين
عمل به خاطر دلايلى استراتژيک، قابل
توجيه است .»

پس از اين اعتراف مهم،
دولت امريکا در خرداد 1379 اسنادى را که
در آن از نقش مهم دولت امريکا در کودتاى
28 مرداد سخن به ميان آمده است، منتشر
ساخت .



2 - حمايت و تحکيم
پايه‏هاى حکومت استبدادى شاه

حمايت
دولت امريکا از شاه پس از 28 مراد 1332 وارد
مرحله جديدى شد و امريکايى‏ها با تمام
توان، از شاه حمايت کردند . حمايت مالى
امريکا پس از کودتا به طرز شگفت‏انگيزى
افزايش يافت . دقيقا 12 روز پس از کودتاى
28
مرداد، شاه از امريکا درخواست وام کرد و
امريکا نيز با پرداخت‏يک وام 45 ميليون
دلارى به ايران موافقت نمود .

در سال
1330 کمک مالى امريکا به ايران بالغ بر 3/1
ميليون دلار بود، اما اين رقم در سال پس
از کودتا به 70 ميليون دلار يعنى 60 برابر
رقم قبلى رسيد و سه سال بعد به 250 ميليون
دلار افزايش يافت . (6)



رژيم شاه
هر چه پيش مى‏رفت، وابسته‏تر مى‏شد و
نفوذ امريکا روزبه‏روز در دستگاه
حاکميت ايران افزونتر مى‏گشت .
امريکايى‏ها، که ايران را «جزيره
ثبات‏» خود مى‏دانستند، تا آخرين
روزهاى حيات سياسى شاه، دست از حمايت وى
برنداشتند . آنها حتى پس از اوج‏گيرى
انقلاب اسلامى ايران به رهبرى امام
خمينى‏قدس سره، در حالى که ملت ايران
از جنايات بى حد و حصر رژيم شاه به تنگ
آمده بود و يکپارچه و يکصدا نابودى شاه
را فرياد مى‏کرد، تلاش کردند به هر شکل
ممکن، رژيم شاه را پابرجا دارند .




کارتر، يک سال قبل از پيروزى انقلاب
اسلامى (دى ماه 1356) با ناديده گرفتن
واقعيتهاى جامعه ايرانى، در جريان يک
سفر به ايران، اين کشور را «جزيره
ثبات‏» در يکى از آشوبزده‏ترين نقاط
جهان توصيف کرد و علاقه خود را نسبت‏به
رژيم ديکتاتورى شاه چنين بيان نمود:

«هيچ کشور ديگرى در جهان براى
برنامه‏ريزى مشترک، از ايران به
امريکا و ما نزديک نيست . هيچ کشور ديگرى
براى بررسى مشکلات منطقه‏اى، که مورد
علاقه هر دو طرف ما نيز هست، ارتباط
نزديکترى از ايران با ما ندارد و هيچ
رهبر ديگرى نزد من احترامى عميقتر و
رابطه‏اى دوستانه‏تر از شاه ندارد .»
(7)



کارتر، که همواره در
سخنرانيهاى خود، بر رعايت‏حقوق بشر و
فضاى باز سياسى تاکيد داشت، در برابر
جنايات شاه سکوت اختيار مى‏کرد . در
جريان حادثه 17 شهريور 1357 که هزاران زن و
مرد مسلمان به دست مزدوران شاه به شهادت
رسيدند، دولت امريکا نه تنها سکوت پيشه
کرد، بلکه کارتر يک شب پس از فاجعه
خونين 17 شهريور، طى تماس تلفنى با شاه،
در حالى که از عواقب رفتار خشونت‏بارش
در اين روز و اوجگيرى مخالفتها بشدت
نگران و مضطرب بود، حمايت کامل خود را
از حکومت وى اعلام کرد و در تماسى ديگر،
ضمن توصيه به خويشتندارى بيشتر، به شاه
قول داد که طى اعلاميه‏اى به طور جدى از
او حمايت‏خواهد کرد . (8)



3 -
تحميل قانون کاپيتولاسيون و تحقير
ملت‏بزرگ ايران

يکى از اقدامات
تحقيرآميز دولت ايالات متحده امريکا
عليه ملت ايران، فشار بر حکومت وابسته
شاه براى تصويب لايحه اعطاى مصونيت
قضايى به اتباع امريکايى، در مجلس
شوراى ملى ايران بود .

به موجب اين
لايحه، که «کاپيتولاسيون‏» نام داشت،
دستگاه قضايى ايران حق نداشت هيچ‏يک از
مستشاران، نظاميان، کارمندان و
کارکنان
امريکايى و نيز خانواده‏ها و
وابستگانشان را (که در زمان تصويب قانون
بالغ بر چهل هزار نفر مى‏شدند)، تحت
پيگرد قانونى قرار دهد . اين لايحه در
ايران زمانى به تصويب رسيد که حتى
کشورهاى عقب‏مانده افريقايى و کشورهاى
نيمه مستعمره به آن تن نمى‏دادند .
(9)



لايحه مذکور ابتدا با فشار
دولت امريکا در دوران کابينه اسدالله
علم و سپس در مجلس شوراى ملى در 13 مهر
ماه 1342 به تصويب رسيد و مجلس سنا نيز بر
آن صحه گذاشت . در زمان نخست‏وزيرى
حسن‏على منصور، در بيست و يکم مهرماه
1343 مجددا اين لايحه به مجلس شوراى ملى
برده شد و به تصويب نمايندگان مجلس
شوراى ملى رسيد . (10)



زشتى
کاپيتولاسيون به حدى بود که در سالهاى
1342 و 1343 دولت امريکا و ايران اصرار
داشتند که اين قانون علنى نشود و تا پيش
از سخنرانى امام خمينى رحمه الله در
چهارم آبان 1343 نيز کسى از آن اطلاع
نداشت .

امام خمينى‏قدس سره پس از
اطلاع از اصل مصوبه و مفاد آن، چندى بعد
در تاريخ چهارم آبان 1343 طى يک سخنرانى
مهم و تاريخى به افشاى آن پرداخت و شاه
را به دليل تن دادن به اين قانون
ذلت‏بار سخت مورد سرزنش و نکوهش قرار
داد .



حضرت امام‏قدس سره در آن
سخنرانى که منجر به دستگيرى و سپس تبعيد
آن حضرت به کشور ترکيه شد، تحميل
کاپيتولاسيون بر ملت مظلوم ايران را
بزرگترين جنايت امريکا در حق ملت ايران
برشمرد و در بخشى از اين سخنرانى
افشاگرانه، خطاب به ملت ايران فرمود:

«[مجلس] با کمال وقاحت اين طرح را از
تصويب گذراند . دولت‏با کمال وقاحت از
اين امر ننگين طرفدارى کرد . ملت ايران
را از سگهاى امريکايى پست‏تر کردند!
اگر کسى يک سگ امريکايى را با اتومبيل
زير بگيرد، او را بازخواست مى‏کنند،
ولى چنانچه يک آشپز امريکايى شاه ايران
را زير بگيرد، بزرگترين مقام را زير
بگيرد، کسى حق تعرض ندارد . چرا؟ براى
اين که مى‏خواستند وام بگيرند، امريکا
خواست اين کار انجام شود . بعد از چند
روز، يک وام دويست ميليون دلارى از
امريکا تقاضا کردند; در ظرف 5 سال، به
منظور هزينه‏هاى نظامى به دولت ايران
وام بدهند و در ظرف ده سال سيصد ميليون
دلار پس بگيرند . مع ذلک، ايران براى اين
دلارها خودش را فروخت، استقلال را
فروخت، ما را جزو دول مستعمره حساب کرد،
ملت مسلمان ايران را در دنيا از وحشيها
عقب مانده‏تر معرفى نمود .» (11)



4 - حمله نظامى به طبس

پس از ماجراى
تسخير لانه جاسوسى در تهران توسط
دانشجويان و در پى آن به اسارت درآمدن
تعدادى از کارکنان و کارمندان سفارت،
که حيثيت جهانى امريکا را به شدت
خدشه‏دار و ابهت اين ابرقدرت را در هم
شکست، امريکايى‏ها براى حل بحران
گروگانگيرى از طريق سياسى، از هر درى که
وارد شدند، ناکام بازگشتند . پيش شرط
امام خمينى‏قدس سره براى مذاکره،
تحويل شاه معدوم به ايران بود و
امريکايى‏ها به جاى تمکين در برابر
خواست ملت‏بزرگ ايران، در فاز نظامى
قدم نهادند .



برژينسکى در کتاب
توطئه در ايران مى‏نويسد:

«طرح
عمليات نجات را من ابتدا به عنوان آخرين
چاره يا يک اقدام اضطرارى در صورت به
خطر
افتادن جان گروگانها تعقيب مى‏کردم و
به مؤثر بودن عمليات نظامى، نظير
محاصره دريايى ايران، تصرف جزيره خارک
و حملات هوايى به هدفهايى در داخل خاک
ايران، بيشتر اعتقاد داشتم .» (12)




امريکايى‏ها پس از بررسيهاى فراوان
و با اتکا به عناصر ضد انقلاب و وابسته
به رژيم منحوس محمدرضا شاه، که همچنان
در داخل کشور به توطئه اشتغال داشتند،
در حمله نظامى به ايران مصمم شدند و
سرانجام، پس از حصول اطمينان از موفقيت
در عمليات نظامى، در پنجم ارديبهشت ماه
1359 شبانه تعدادى از نيروهاى آموزش ديده
و ويژه خود را توسط پنج فروند بالگرد و
هواپيماى پيشرفته امريکايى در يکى از
فرودگاه‏هاى دور افتاده و متروکه،
واقع در صحراى طبس پياده کردند تا از
آنجا بر اساس برنامه‏ريزى قبلى و يک
زمان‏بندى دقيق، عمليات نظامى خود را
شروع کنند اما در نهايت اعجاب و
ناباورى، به امر خداوند، هواپيماها و
بالگردهاى پيشرفته امريکايى در دام
طوفانى سهمگين از شنهاى طبس گرفتار
شدند و بشدت به هم برخورد کردند و
ناگهان با انفجارهاى مهيب، طبس به
جهنمى هولناک و گورستانى وحشت‏انگيز
براى امريکايى‏ها تبديل شد و عمليات
نظامى امريکا به طور مفتضحانه‏اى به
شکست انجاميد .



5 - کودتاى
نوژه

از جمله اقدامات براندازانه
امريکا پس از شکست‏حمله نظامى به طبس،
طرح‏ريزى کودتاى «نوژه‏» در هجدهم
تيرماه 1359 بود که قبل از هر اقدامى با
شکست مواجه شد . دولت امريکا براى
طرح‏ريزى و اجراى اين کودتا،
هزينه‏هاى سنگينى در نظر گرفته بود .
کودتاى نوژه توسط يک ستاد از پاريس به
رهبرى شاهپور بختيار هدايت مى‏شد . اين
ستاد داراى شاخه‏هاى متعدد سياسى،
نظامى و مالى - لجستيکى بود .



شاخه سياسى ستاد تحت نظارت رضا
مرزبان
و ابوالقاسم خادم با هدف جذب يکى از
علماى وقت و برخى از طرفداران وى فعاليت
مى‏کرد . شاخه نظامى آن نيز زير نظر
احسان بنى عامرى (با هدف نفوذ در ارتش،
نيروى هوايى، جذب عناصر نظامى و
نيروهاى سازمان اطلاعاتى ساواک) و شاخه
مالى - لجستيکى با مسؤوليت منوچهر
قربانى‏فر (و با هدف تامين مخارج مالى
کودتا، تهيه و ارسال کمکهاى تسليحاتى و
تدارکاتى از طريق عراق و قاچاقچيان به
عوامل کودتا در داخل کشور) انجام وظيفه
مى‏کردند . (13)



امريکايى‏ها
براى اجراى موفقيت‏آميز اين طرح،
ده‏ها ميليون دلار و صدها ميليون تومان
هزينه کردند . کارشناسان، اين کودتا را
از لحاظ تجهيزات نظامى، که قرار بود از
داخل و خارج آن به کار گرفته شود، در
تاريخ کودتاهاى جهان بى‏سابقه و
کودتاى 28 مرداد 1332 را در مقايسه با آن يک
بازى کودکانه مى‏دانند . از اين رو،
آژانس جاسوسى بين‏المللى امريکا به
موفقيت اين کودتا بى‏اندازه مطمئن بود
. آنها حتى پيامى را که پس از کودتا در
روز 21 تير 1359 از طريق رسانه‏ها
مى‏بايست‏خوانده شود، تهيه کرده
بودند! در اين پيام آمده بود:

«همقطاران عزيز، ساعت موعود فرا
رسيد
... کليه واحدهاى ارتش، ژاندارمرى،
شهربانى اعلام همبستگى نمودند . هرگونه
قاومت‏به شدت سرکوب خواهد شد . آماده
اخذ دستورات بعدى باشيد . (شوراى نظامى
کشور)»



کودتاگران همچنين
خانه‏اى را براى استقرار کاظم
شريعتمدارى در تهران در نظر گرفته
بودند تا وى به عنوان يک رهبر مذهبى، در
آنجا مستقر شود و کودتا را تاييد کند .

اما به لطف خداوند، قبل از اين که
کودتا وارد فاز اجرايى خود شود، طى يک
عمليات بسيار دقيق و موفقيت‏آميز، کشف
شد و تمامى عوامل آن در داخل کشور
دستگير شدند . (14)



6 - حصر
اقتصادى و اقدامات تحريمى عليه نظام
جمهورى اسلامى

دولت امريکا از اوائل
سال 1359 اقدام به محاصره اقتصادى ايران
کرد و تا کنون ادامه يافت و هر سال با
جعل قوانين تحريمى بيشتر، حلقه محاصره
را تنگتر نمود . امريکايى‏ها يک ماه پس
از شروع حصر اقتصادى، به دستور کارتر،
تمام اموال و داراييهاى ايران را، که در
مؤسسات مالى و بانکهاى امريکايى
نگهدارى مى‏شدند، مصادره کردند و
حسابهاى بانکى ايران را به طور کامل
مسدود نمودند . در تداوم اين سياست،
دولت ايالات متحده امريکا با هدف تضعيف
قدرت اقتصادى و مالى ايران و به زانو
درآوردن نظام نوپاى اسلامى، سياست
«مهار» را در پيش گرفت . در دوران رياست
جمهورى ريگان، مجازاتهاى سنگينى براى
مؤسسات و شرکتهاى امريکايى، که قصد
سرمايه‏گذارى در بخشهاى نفت و گاز
ايران را داشتند، در نظر گرفته شد . دولت
امريکا همچنين از تصويب و پرداخت وامها
توسط مؤسسات مالى جهانى به ايران
جلوگيرى کرد و انتقال فناوريهاى دو
منظوره پيشرفته به ايران را در سطح
جهانى ممنوع ساخت .



با تصويب و
اجراى طرح «داماتو» در زمان رياست
جمهورى کلينتون، تحريم اقتصادى ايران
وارد مرحله نوينى شد; زيرا نه تنها
شرکتها و مؤسسات امريکايى از هر گونه
فعاليت مالى و اقتصادى همچون خريد نفت،
انتقال اعتبارات و مبادله ارز، ورود
کالا و خدمات ايرانى به امريکا و
سرمايه‏گذارى در توسعه و بازسازى
صنايع نفتى ايران محروم شدند، بلکه به
موجب آن، شرکتهاى غيرامريکايى که بيش
از چهل ميليون دلار در سال در صنايع
نفتى ايران سرمايه‏گذارى کنند، مشمول
تحريمهاى سنگين امريکا قرار مى‏گرفتند
.



وارن کريستوفر، وزير امور
خارجه امريکا، در تاريخ 20 ارديبهشت 1373
در اجلاس ويژه امريکاييان - يهوديان که
در واشنگتن برگزار شد، اعلام کرد:

«ايران به اعتقاد من، کشورى متمرد
است
و از اين رو، بايد اين کشور را تحريم و
در سطح جهانى منزوى کرد ... واشنگتن تلاش
خواهد کرد تا متحدان اروپايى و آسيايى
روابط خود با ايران را به شدت تقليل
دهند و امتيازى براى ايران قائل نشوند و
از پيوستن اين کشور به جامعه ملل
استقبال نکنند . ايالات متحده سخت
مى‏کوشد تا بر مبناى احساس ضرورتى که
به انزواى ايران مى‏کند، اين کشور را
منزوى نمايد و از نظر اقتصادى و مالى
تحت فشار قرار دهد .» (15)



اين
بار نيز به لطف خداوند و تدبير و درايت
رهبر معظم انقلاب و تلاش متخصصان داخلى
در تمامى عرصه‏هاى اقتصادى، على‏رغم
تلاش وسيع امريکا، اين تحريمها نتيجه
عکس داد و امريکاييان را که در صدد به
زانو درآوردن ايران اسلامى بودند،
ناکام گذاشت . برژينسکى، معاون امنيتى
رئيس جمهور وقت امريکا در يکى از
سخنرانيهاى خود صريحا اعلام کرد:

«تحريمهاى امريکا عليه ايران به
دستاوردهاى مهمى نرسيده است و باعث
اختلاف بين امريکا و متحدان او شده است .
شايد اين سياست را ديگر نتوان ادامه داد
و بهتر است‏به منافع دراز مدت امريکا
توجه کرد .» (16)



7 - تحريک عراق به
جنگ عليه ايران

امريکايى‏ها پس از
شکست‏سنگين در کودتاى «نوژه‏» ،
تحرکات شديدى را براى ترغيب صدام به جنگ
با ايران آغاز کردند . برژينسکى، مشاور
امنيت ملى امريکا، براى آماده سازى
عراق براى شروع جنگ و اطلاع‏رسانى به
اين کشور، سفرهاى محرمانه متعددى به
بغداد کرد که مجله ژورنال استريت، مورخ
8 فوريه 1980 يکى از اين سفرهاى محرمانه را
فاش ساخت . علاوه بر اين، مطبوعات
اروپايى نيز در همان زمان، از
ملاقاتهاى متعدد برژينسکى با صدام حسين
خبر دادند . (17)



صدام حسين که پس
از سقوط شاه، علاقه وافرى به ژاندارمى
امريکا در منطقه از خود نشان مى‏داد،
براى تحقق اين رؤياى شيرين، در پى
تحريکات و تحرکات سياسى امريکايى‏ها
در نهايت در سى و يکم شهريور 1359 حملات
وسيع و گسترده‏اى را به ايران آغاز
نمود و هشت‏سال تمام، نظام نوپاى
جمهورى اسلامى را درگير خطرناکترين و
طولانى‏ترين نبرد پس از جنگ جهانى دوم
کرد . هر چند امريکايى‏ها تاکنون
کوشيده‏اند که نقش خود را در تحريک
صدام براى حمله به ايران کتمان کنند،
اما تجهيز صدام به انواع سلاحهاى جديد
جنگى و کشتار جمعى و نيز حمايتهاى
رسانه‏اى، سياسى و بين‏المللى از سوى
امريکا و هم‏پيمانان وى، چيزى نيست که
بتوان آن را کتمان يا انکار کرد . از اين
رو، امريکايى‏ها خود ناچار به اعتراف
آن شدند .



آلبرايت در سخنرانى
مهم خود در کنفرانس شوراى همکارى
امريکاييان - ايرانيان، به صراحت
اعتراف کرد:

«اکنون به نظر مى‏رسد که
جنبه‏هايى از سياست امريکا در رابطه با
عراق، در جريان درگيرى عراق با ايران،
به طور قابل تاسفى، بويژه با در نظر
گرفتن تجربيات ما با صدام حسين، کوته
بينانه‏تر بوده است .»

سايروس ونس،
مشاور سابق امنيت ملى کاخ سفيد هم رسما
اعلام کرد:

«ما در جنگ طولانى و پر
خسارت ايران و عراق، عليه ايران بوديم
.» (18)

هيچ بعيد نيست که در آينده‏اى
نزديک، امريکايى‏ها تحت‏شرايطى، در
اعترافاتى مشابه اعترافات گذشته،
ناگزير شوند به نقش مهم خود در
راه‏اندازى جنگ عليه ايران اسلامى
تصريح کنند; جنگى که حاصل آن تحميل
خسارتهاى سنگين جانى، مالى و معنوى بر
نظام نوپاى اسلامى بود .



8 -
درگيريهاى نظامى مستقيم در حمايت از
رژيم صدام

دولت امريکا در شرايطى که
ايران به يک برترى نظامى نسبت‏به عراق
دست‏يافته بود، حتى مداخله مستقيم
نظامى را نيز از نظر دور نداشت . حمايت
امريکا از عراق در جنگ، علاوه بر تجهيز
تسليحاتى عراق، به حضور نظامى در خليج
فارس و سپس درگيرى نظامى منجر شد . در
تاريخ 30 شهريور 1366 هنگامى که مقام معظم
رهبرى، حضرت آية‏الله خامنه‏اى، به
عنوان رئيس جمهور وقت‏براى شرکت در چهل
و دومين اجلاس مجمع عمومى سازمان ملل
متحد و براى ايراد يک سخنرانى عازم
نيويورک بود، امريکايى‏ها براى تحت
الشعاع قرار دادن تلاش‏هاى سياسى
جمهورى اسلامى ايران در عرصه
بين‏المللى و در آستانه ايراد سخنرانى
ايشان، کشتى تدارکاتى هشتصد تنى «ايران
اجر» را توسط دو فروند بالگرد نظامى، که
از عرشه کشتى «فريگت جارت‏» پرواز کرده
بودند، مورد حمله قرار دادند . در جريان
اين حمله، از مجموع 31 سرنشين کشتى، 3 تن
شهيد، 2 تن مفقود و 26 تن ديگر که تعدادى
از آنها زخمى بودند به اسارت نيروهاى
امريکايى درآمدند و کشتى نيز پس از مدتى
در آبهاى خليج فارس غرق شد . (19)



دو هفته بعد (16 مهر 1366) نيز بالگردهاى
امريکايى در تهاجمى ديگر، قايقهاى گشتى
سپاه پاسداران را که در آبهاى
خليج‏فارس مشغول گشت‏زنى بودند، مورد
حمله قرار دادند . (20) همچنين تهاجم
وحشيانه ناوهاى امريکايى به ناوچه
«سهند» و حمله نظامى امريکا به سکوهاى
نفتى ايران از ديگر اقدامات مستقيم
نظامى امريکا در طول جنگ تحميلى بود .
(21)



9 - انهدام هواپيماى
مسافربرى جمهورى اسلامى ايران

يکى
از اقدامات وحشيانه امريکا در اواخر
جنگ تحميلى، که از عمق خصومت
امريکايى‏ها نسبت‏به نظام جمهورى
اسلامى حکايت مى‏کند، حمله ناو
امريکايى به هواپيماى مسافربرى جمهورى
اسلامى ايران در تاريخ 12 تير ماه 1367/3
ژوئيه 1988 است . اين هواپيماى مسافربرى،
که از نوع ايرباس و متعلق به شرکت
هواپيمايى جمهورى اسلامى ايران (ايران
اير) بود، در يک پرواز معمولى از بندر
عباس به مقصد دبى در حالى که هنوز سقف
ارتفاع پرواز مورد نظر را به دست
نياورده بود، در حرکت‏بود که ناگهان بر
فراز آبهاى ايران و در حوالى جزيره
«هنگام‏» ، هدف دو فروند موشک قرار
گرفت و منهدم شد . در جريان اين حمله غير
انسانى، تمامى 290 نفر مسافر و خدمه
هواپيما، که 118 نفر از آنها را فقط زن و
کودک تشکيل مى‏دادند، به شهادت رسيدند
. اين موشکها از يک ناو امريکايى مستقر
در خليج فارس، موسوم به «وينسنس‏» که
خود نيز به آبهاى سرزمين ايران تجاوز
کرده بود، شليک شدند . (22)

سران کاخ
سفيد نه تنها بابت اين جنايت از ملت
ايران عذرخواهى نکردند، بلکه در اقدامى
بهت‏انگيز به فرمانده ناو «وينسنس‏»
به خاطر ارتکاب اين جنايت، مدال افتخار
دادند .



10 - سازماندهى، هدايت و
پشتيبانى نيروهاى ضد انقلاب

پس از
پيروزى انقلاب اسلامى، دولت امريکا
براى سلطه مجدد بر ايران، کوشيد در کادر
مديريت کلان نظام نفوذ کند . اين امر با
توجه به ترکيب خاص دولت موقت، که عمدتا
از طرفداران ارتباط دوستانه و نزديک با
امريکا بودند، کار دشوارى نبود . ايالات
متحده از سوى ديگر، تلاش کرد تا
جنبشهايى تحت عنوان «جنبشهاى تجزيه
طلبانه‏» در غرب، جنوب و شمال کشور
سازماندهى و عليه نظام تحريک کند . به
همين دليل، نظام جمهورى اسلامى در
بخشهايى از کشور همچون کردستان،
خوزستان، ترکمن صحرا، آذربايجان،
سيستان و بلوچستان تا مدتها با چنين
جريانهايى درگير بود .



علاوه
بر اين، منافقين نيز از هنگام ورود به
فاز شورشهاى مسلحانه و عملياتهاى
تروريستى بسيار وسيع از سال 1360 به بعد،
حت‏حمايت‏خاص دولت امريکا قرار
گرفتند و امريکا در طول 25 سال پس از
پيروزى انقلاب، با تقويت و پشتيبانى
مادى و معنوى گروه‏هاى تروريستى، که به
ايجاد رعب و وحشت، گسترش دامنه ناامنى
در کشور و حذف شخصيتهاى برجسته نظام روى
آورده‏اند، سعى کرده است جمهورى
اسلامى
را با يک بحران امنيتى و مديريتى مواجه
سازد .



پس از ناکامى منافقين
نيز امريکايى‏ها با اعطاى پناهندگى
سياسى و در اختيار نهادن امکانات
رفاهى، تبليغى و رسانه‏اى، همواره
مزاحمتهايى براى نظام ايجاد کردند .
کنگره امريکا رسما براى حمايت از
منافقين و براندازان نظام، 20 ميليون
دلار تصويب کرد و دو فرستنده پر قدرت به
نام «راديو آزادى‏» و «راديو فردا» را
تاسيس نمود و در اختيار آنها قرار داد .
دروغگويى امريکا در مبارزه با تروريسم
زمانى آشکارتر شد که امريکايى‏ها به
اين بهانه، عراق را مورد تاخت و تاز خود
قرار دادند، اما در مقابل ديدگان
جهانيان، پس از تسلط بر عراق، با
منافقين مستقر در عراق معاهداتى عليه
نظام جمهورى اسلامى برقرار کردند که يک
بار ديگر، عدم صداقت آنها را در مبارزه
با تروريسم در معرض قضاوت جهانيان قرار
داد .



11 - فضاسازى سياسى و
تبليغاتى عليه نظام جمهورى اسلامى

دولت امريکا، که از حمايت
هشت‏ساله‏اش در طول تهاجم عراق و
درگيريهاى مستقيم با نيروهاى ايران و
ديگر اقدامات تخريبى طرفى نبسته بود،
پس از قبول قطع‏نامه، به جنگ روانى
عليه ايران روى آورد و به فضاسازى سياسى
و بمباران تبليغاتى شديد عليه ايران
پرداخت .



از آن سال به بعد دولت
امريکا با طرح مستمر ادعاهايى بى‏اساس
و واهى، همچون «نقض حقوق بشر» در ايران،
«حمايت ايران از تروريسم و گروه‏هاى
تروريستى در جهان‏» ، «تلاش ايران براى
دستيابى به سلاحهاى کشتار جمعى‏»
(سلاحهاى هسته‏اى، شيميايى و ميکروبى)
و «اختلال در روند صلح خاورميانه‏» ،
کوشيد تا هم نظام مقدس جمهورى اسلامى را
از لحاظ سياسى منزوى سازد و هم مانع
پيشرفت ايران در زمينه تکنولوژى
هسته‏اى و فناوريهاى نوين در
زمينه‏هاى فضايى، موشکى و دفاعى شود .
از اين رو، با قرارداد تکميل نيروگاه
اتمى بوشهر توسط روسيه شديدا مخالفت
کرد و تحريم فناوريهاى هسته‏اى و موشکى
ايران را در کنگره امريکا در خرداد 1377
به
تصويب رساند و با تحميل راى خود در
اجلاس
سران هفت کشور صنعتى اروپا، ايران را از
برخوردارى فناورى دو منظوره (23) محروم
ساخت، هر چند در خلال اين مدت،
دانشمندان و مغزهاى مبتکر و خلاق
ايرانى در سايه توکل به خدا، اعتماد به
نفس و تلاش نستوهانه خود، به تکنولوژى
حساس و ارزشمند هسته‏اى دست‏يافتند
.



موفقيت ايران در دستيابى به
فناورى هسته‏اى موجب شد تا
امريکايى‏ها بار ديگر يک جنجال
بى‏سابقه و جنگ روانى شديد عليه ايران
را در آستانه سفر هيات تحقيق آژانس
بين‏المللى اتمى به ايران به راه
بيندازند که البته بى‏ارتباط با
رسوايى و ناکامى امريکا و انگليس از کشف
سلاحهاى کشتار جمعى در عراق نبود . اين
موضوع، که مهمترين دستاويز و بهانه
امريکا و انگليس در تهاجم به عراق بود،
اکنون به يک عامل بحران‏زا و اهرم فشار
براى دولت امريکا و انگليس تبديل شده
است و امريکا براى برون‏رفت از اين
بحران بزرگ، تلاش مى‏کند تا با تشديد
جنگ روانى عليه ايران، توجه افکار
عمومى جهان و مردم امريکا را از داخل به
سوى ايران معطوف سازد . آخرين شرارت
امريکاييان در اين راستا فشار بر شوراى
حکام آژانس انرژى اتمى براى صدور
قطعنامه عليه ايران بود که در پى اين
فشارها امريکايى‏ها موفق شدند
على‏رغم اعلان رضايت «البرادعى‏»
دبير کل آژانس انرژى اتمى در جريان
ديدار اخيرش از تاسيسات هسته‏اى
ايران، در اقدامى کاملا سياسى و
غيرمتعارف بدون اخذ راى، قطعنامه
شديداللحنى را عليه ايران به تصويب
برسانند .



ادعاهاى بى‏اساس
ديگر، مانند دخالت ايران در انفجارهاى
«ظهران‏» عربستان در آبان 1374، طراحى
انفجار مرکز تجارت جهانى در نيويورک،
انفجار هواپيما بر فراز «لاکربى‏» ،
پناه دادن به اعضاى شبکه تروريستى
القاعده، کارشکنى در امور افغانستان و
در نهايت، نفوذ نگران کننده و
تهديدآميز ايران در عراق از ديگر
محورهاى جنگ تبليغاتى امريکا عليه
ايران هستند که على‏رغم طرح مکرر آنها،
تاکنون هيچ مدرک و سند متقن و قابل
قبولى
براى اثبات دعاوى خود اقامه نکرده است
.



مواردى ديگر از شرارتها و
اقدامات خصمانه امريکا

12 - توقيف
اموال، دارايى‏ها و تجهيزات پيشرفته
نظامى که قبل از انقلاب خريدارى شده و
در زمان جنگ به شدت مورد نياز جمهورى
اسلامى ايران بودند;

13 - مخالفت و
ممانعت از عبور خطوط لوله نفت و گاز
آسياى ميانه از خاک ايران;

14 - اعمال
فشار بر ترکيه براى لغو قرارداد 20
ميليارد دلارى خريد گاز از ايران;

15 -
تحريک همسايگان، بخصوص امارات متحده
عربى، براى طرح ادعاهاى ارضى در خصوص
جزاير سه گانه ايرانى در خليج فارس;

16
- بازسازى طرح فروپاشى شوروى براى
فروپاشى نظام جمهورى اسلامى;

17 - مسلط
کردن طالبان بر افغانستان براى مخدوش
جلوه دادن چهره اسلام و ايجاد
مزاحمت‏براى ايران;

18 - تحريک
آشوبگران و حمايت علنى و رسمى از
شورشهاى خيابانى 18 تير 1378 و خرداد 1382
.



پى‏نوشت:

1) مدرس حوزه،
کارشناس ارشد فلسفه، محقق و نويسنده .

2) در سايت اينترنتى سازمان جاسوسى
امريکا (CIA) ، به صراحت از ايران به عنوان
يک منطقه استراتژيک نام برده شده است:

[strategic location on the persian Gulf and strait of Hormuz,
which
are vital maritime pathways for crude oil transport.]

منطقه
استراتژيک خليج فارس و تنگه هرمز که گذر
راه حياتى دريايى براى حمل نفت‏خام است
.

3) ر . ک .: کامران غضنفرى، امريکا و
براندازى جمهورى اسلامى ايران; حسن
واعظى، ايران و امريکا (بررسى سياستهاى
امريکا در ايران) .

4) شهريار زرشناس،
اشاراتى درباره ليبراليسم در ايران .

5) براى آگاهى بيشتر از مشروح ماجراى
کودتا بر اساس اسناد سازمان سيا و وزارت
خارجه امريکا ر . ک .: حسن واعظى، پيشين،
ص
57; اسرار کودتاى 28 مرداد شرح عمليات
آژاکس پى . ام . وود هاوس، ترجمه نظام
دربندى; حسين فردوست، ظهور و سقوط سلطنت
پهلوى .

6) حسن واعظى، پيشين، صص 65 - 64
.

7) همان، ص 77 .

8) مايکل لدين و
ويليان لوئيس، کارتر و سقوط شاه، ترجمه
ناصر ايرانى، ص 39 .

9) سيد جلال الدين
مدنى، تاريخ سياسى معاصر ايران، دفتر
انتشارات اسلامى، ج 2، ص 95 .

10)
عباسعلى عميد زنجانى، انقلاب اسلامى و
ريشه‏هاى آن، نشر کتاب سياسى، ص 466 .

11) صحيفه امام، مؤسسه تنظيم ونشر
آثار
امام خمينى رحمه الله، 1371، ج 1، ص 415 .

12) توطئه در ايران، ترجمه محمود
مشرقى،
انتشارات هفته، 1362، ص 188 .

13) موسسه
مطالعات و پژوهشهاى سياسى، کودتاى
نوژه، چاپ دوم، 1368، بخش دوم (تدارک
کودتا - برنامه و سازمان کودتا) از ص 101
به بعد .

14) همان، صص 39 - 32 .

15) حسن
واعظى، پيشين، ص 185 .

16) رابطه؟! (بررسى
موضوع رابطه ايران و امريکا از منظر
تحولات بعد از دوم خرداد)، ناشر روزنامه
سلام، ص 153 .

17) تايمز لندن، 17 ژوئن 1980
به نقل از حسن واعظى، پيشين، ص 100 .

18)
رابطه؟! (بررسى موضوع رابطه ايران و
امريکا از منظر تحولات بعد از دوم
خرداد)، ناشر روزنامه سلام، ص 151 .

19)
مرکز مطالعات وتحقيقات جنگ، روز شمار
جنگ ايران و عراق، اسکورت نفتکش‏ها
(دخالت مستقيم امريکا در جنگ)، ج 50، صص 715
- 714 .

20) همان، (مقدمه) ص 10 .

21) عباس
هدايت‏خمينى، شوراى امنيت و جنگ
تحميلى، دفتر مطالعات سياسى و
بين‏المللى، 1370، ص 22 .

22) همان، ص 223
.

23) فناورى دو منظوره‏» به
فناوريهايى اطلاق مى‏شود که هم
مى‏توان از آنها استفاده صلح‏آميز کرد
و هم مى‏توان آنها را در جهت اقدامات
تخريبى و جنگ‏طلبانه به کار گرفت;
مانند فناورى هسته‏اى و فناوريهاى
مربوط به علم شيمى يا هوا - فضا .



/ 1