روايت دوازدهم آن است كه «صلّي رسول الله(ص) الي بيت المقدس بعد النبوّة ثلاثة عشر سنةً بمكة و تسعة عشر شهراً بالمدينة»33؛ اين روايات 19 ماه است، 17 ماه است، 16 ماه است، احياناً اختلاف نسخ هست كه سبعه، تسعه خوانده شد يا تسعه، سبعه خوانده شد و مانند آن. «ثم عيّرته اليهود فقالوا لَه إنك تابع لقبلتنا فاغتمّ لذلك غمّاً شديداً فلمّا كان في بعض الليل خرج(عليه السلام) يُقلّب وجهه في آفاق السماء فلمّا اصبحَ صلّي الغداة»34؛ نماز صبح را به طرف بيت المقدس خواند، «فلمّا صلّي من الظهر ركعتين جاء جبرئيل(عليه السلام) فقال لَه (قد نري تقلّب وجهك في السماء فلنولينك قبلةً ترضاها فول وجهك شطر المسجد الحرام) الآية، ثم أخذ بيد النبي»35 يعني جبرئيل(سلام الله عليه) دست مبارك پيغمبر را گرفت، «فحوَّل وجهه الى الكعبة و حوّل من خلفه وجوههم حتي قام الرجال مقام النساء و النساء مقام الرّجال فكان اولُ صلاته الى بيت المقدس و آخرُها الي الكعبه و بلَغَ الخبر مسجداً بالمدينه و قد صلّي اهلُه من العصر ركعتين فحوّلوا»36 يعني نمازگزاران آن مسجد «نحو الكعبه و كان اول صلاتهم الي بيت المقدس و آخرُها الي الكعبه فسُمّي ذلك المسجد مسجد القبلتين»37 يعني مسجد اين قوم؛ نه آن مسجد اول، ولي درباره مسجد اول هم اين نام آمده است. طبق اين سخن مرحوم ابن بابويه نماز صبح را حضرت به طرف بيت المقدس خواندند. خب، نماز ظهر را به طرف كعبه خواندند.
تطبيق آيه 72 سوره آلعمران بر داستان تغيير قبله
اين آيهاي كه يهوديها گفتند: (آمِنوا بالذي اُنزل علي الذين آمنوا وجه النهار و اكفروا آخره)38 آن را تطبيق كردند بر همين جريان يعني آنچه كه پيغمبر در اول روز به او عمل كرد شما همان را گرامي بداريد [و] ايمان بياوريد يعني بيت المقدس و آنچه در آخر روز به آن رو كرد يعني كعبه، به او كفر بورزيد: (آمنوا بالذي انزل علي الذين آمنوا وجه النهار)39 يعني اول روز (و اكفروا آخره)40؛ گرچه گفتند: اين يك توطئهاي است از مشركين و كاري به يهوديها ندارد؛ چون مشركين براي توطئه عدهاي را گفتند صبح كه شد برويد در مسجد به پيغمبر ايمان بياوريد بگوييد: ما مسلمان شديم [و] عصر كه شد برگرديد بگوييد: ما رفتيم بررسي كرديم ديديم اينها ـ معاذ الله ـ چيزي ندارند، مكتبشان را ديديم، دينشان را ديديم، عقيده آنها را ديديم، ديديم قابل ارزش نيست برگشتيم. اين يك توطئهاي بود كه مشركين داشتند آميخته با نفاق كه صبح ايمان بياورند [و] عصر برگردند و كافر بشوند و بگويند: ما رفتيم و تحقيق كرديم و ديديم چيزي نبود. و اما عدهاي خواستند اين آيه را بر جريان يهوديها تطبيق كنند.روايتهاي بعدي هم آنچه كه خوانده شد همينها را تأييد ميكند.