شهيد سيداحمد هاشمي شيخ شباني - وصیت نامه شهید سیداحمد هاشمی شیخ شبانی نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

وصیت نامه شهید سیداحمد هاشمی شیخ شبانی - نسخه متنی

سید احمد هاشمی شیخ شبانی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

شهيد سيداحمد هاشمي شيخ شباني

استان چهارمحال و بختياري > شهرستان شهرکرد

وصيت نامه

«طلبة شهيد: سيد احمد هاشمي شيخ شباني» الحمدالله الذي هدانا سوائ الطريق و جعل لنا التوفيق خير رفيق و الصلوه علي من ارسله هدي هو بالاهتداء حقيق و نورا به الاقتداء يليق و علي اله و اصحابه الذين سعدوا مناهج الصدقا لتصديق و صعدرا معارج الحق بالتحقيق.

حمد و سپاس خدايي را كه ما را به راه راست هدايت نمود و توفيق عبادت را بهترين رفيق برايمان قرار داد و درود بر پيغمبر اكرم-صلي الله عليه و آله- كه خداوند او را به عنوان هدايت كننده جامعه فرستاد در حالي كه او بر هدايت مردم سزاوار است و او نوري است كه براي رهبري لياقت دارد و درود بر اهل بيت و اصحابش كه راه‌هاي راستي و درستي را به تصديق پروردگار پيمودند و پله‌هاي حق را با تحقيق و يقين بالا رفتند.

با نام و ياد خداوند عزوجل و با انتظار ظهور حضرت مهدي-عجل الله تعالي فرجه الشريف- و پيروزي اسلام بر كفر جهاني و با آرزوي اين كه احكام اسلام به معني واقعي پياده شود و با اين اميد كه بتوانم با قطرات خون خود درخت اسلام را آبياري كنم و جان ناقابلم را فداي اين دين متين اسلام نمايم-ان‌شاءالله-.

وصيت و سفارشي ندارم كه بخواهم براي امت عزيز و هميشه بيدار بنويسم و كوچك‌تر از آنم كه بخواهم در اين وصيت نامه به آن چه نبوده‌ام و نيستم براي شما سخن بگويم يا بنويسم و اگر توصيه و سفارشي مي‌كنم از دو جهت است: يكي از باب وظيفه «و كلكم راع و كلكم مسؤول عن رعيته» و ديگر از باب«احب الصالحين و ليس منهم» و الا نه سخن مي‌گفتم و نه وصيتي مي‌نوشتم و زبان خطا كارم را دم فرو مي‌بستم.

وصيت نامة خود را آغاز مي‌كنم به اميد اين كه بيش از هر چيز در قلب خودم كارگر گردد.

(ان‌شاءالله) خدايا! من معصيت كارم و به خود ظلم كرده‌ام.

معبودا! آن‌گاه كه ملك عذابت مرا به سوي آتش مي‌برد، مرا بر خواهد گرداند و خواهم گفت: خدايا مگر در قرآن و روايات نفرموده‌اي من پشيمان را دوست دارم، من گناه كاران را مي‌بخشم حتي اگر به اندازه گناه جن و انس باشد.

الهي من پشيمانم مرا ببخش، حاشا، هيهات.

رحمت تو بيش از آن است كه من وصف كنم (به قول سعدي): گر كسي وصف او ز من پرسد بي دل از بي نشان چه گويد باز اميدم به عفو و رحمت و لطف و كرم تو است، لطفت مرا به اين وادي ايمان، ايثار و شهادت، عاشق و معشوق رسانده و احتياج من به تو، مرا به اين سرزمين خون كشانده، لطفت را از من عاصي دريغ مدار يا ارحم الراحمين.

من لايق عذابم من لايق سرزنش و عتابم هر آن چه خواهي كن و لكن «لاتحملني ما لاطاقه لي» معبودا! بر سرم فرياد كن تا پرده‌هاي غفلت و گمراهي‌ام پاره شود؛ تا اين كه از بنده بي مدارت راضي گردي.

خدايا! به تو پناه مي آورم از سجده‌اي كه روح سجود ندارد و ركوعي كه نفس خشوع ندارد.

معبودا! نه عميقانه تو را شناختم و نه خالصانه تو را عبادت كردم، الهي تو به بزرگي‌ات مرا بپذير تو تا كنون محبت كرده‌اي.

فراموشم مكن يا غفار الذنوب، «الهي لك العتبي حتي ترضي» خدايا بر سرم فريا بزن، عتابم كن تا از من راضي شوي.

اما وصيت و سفارشم به شما ملت قهرمان و شهيد پرور اين است كه: قدر و منزلت امام را بدانيد و در مورد اين مرد خدا زياد مطالعه كنيد، او كسي است كه قلم از نوشتن اوصافش عاجز است، امام لطف بزرگ خدا است براي انسان‌هاي روي زمين رحمت نور است و در عصر غيبت عظمت و بزرگي‌اش را بايد در عشق پاك‌بازان وادي عشق به حضور وجودش شناخت.

شما را به تقواي الهي دعوت مي‌كنم كه اولين وصيتي بود حضرت امير-عليه السلام- به فرزندان بزرگوارش كرد.

شما را به وحدت و يكي بودن مي‌خوانم كه بعد از امام، رهبري بزرگترين مسأله است كه اگر جامعه‌اي آن را دارا باشد پيروز و سربلند خواهد بود و اگر جامعه‌اي فاقد آن باشد فساد و تباهي سريع رشد مي‌كند و آن جامعه را به ركود و سكوت مي‌كشاند.

نصب العين شما را قران و احاديث و روايات قرار مي‌دهم.

به شما سفارش مي‌كنم كه قبل از هر چيز خود را تزكيه و مهذب كنيد كه تنها راه سعادت و پيروزي همين است{چون}اگر كسي كه هيچ گونه رابطه روحي با عالم غيب ندارد اگر عمل نيكي از او سر بزند آن عمل ابتر و ناقص است و به دوستان عزيزم سلام مي‌رسانم، و شديداً التماس دعا دارم.

اما وصيتم به خانواده عزيز و محترمم، حضور محترم پدر مهربانم سلام عرض مي‌كنم و از شما حلاليت مي طلبم چون كه حق زيادي در گردن من داريد و من نتوانستم از عهده كمي از آن برآيم.

وصيت و سفارشم به برادران عزيزتر از جانم اين است در كسب و شناخت معارف اسلامي كوشا باشيد و قرآن زياد بخوانيد و در آيات آن تدبر و تعقل كنيد و بدانيد كه خدا حاضر و ناظر اعمال ماست.

به خواهران عزيز و مهربانم سفارش مي‌كنم كه در كنار همه مسائل بايد در حفظ حجاب كوشا باشيد و بدانيد كه زن كلّاً در جامعه مسؤوليت حساس و سنگيني دارد، چون كه دشمنان اسلام تا به حال هر چه ضربه خورده اند از فرزنداني بوده كه از زنان راستين اسلام زاييده شده و در دامان آن‌ها پرورش يافته‌اند و اميدوارم كه با عنايات و الطاف خداوند رحمان فاطمه گونه زندگي كنيد و زينب‌گونه و حسين‌وار تحويل جامعه دهيد، (ان‌شاءالله).

/ 1