روز مادر نمودی از عمری در خدمت مادر نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

روز مادر نمودی از عمری در خدمت مادر - نسخه متنی

عبدالکریم پاک نیا

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

روز مادر نمودي از عمري در خدمت مادر

عبدالكريم پاك نيا

روز بيستم جمادي الثاني مطابق با ولادت اسوه مادران عالم، حضرت فاطمه زهرا عليها‏السلام و روز مادر و تكريم از شخصيت والاي اين موجود مقدس مي‏باشد. به همين مناسبت در اين نوشتار نگاهي كوتاه به مقام و منزلت و حقوق مادر در فرهنگ و انديشه قرآن و اهل بيت عليهم‏السلام خواهيم داشت.

منزلت مادر

مادر از نظر فرهنگ اسلام داراي جايگاه ويژه‏اي است. رهبر عاليقدر اسلام حضرت محمد صلي‏الله‏عليه‏و‏آله در يك جمله زيبا مقام و منزلت حقيقي مادر را چنين بيان مي‏كند: «اَلْجَنَّةُ تَحْتَ اَقْدامِ الاُْمَّهاتِ1؛ بهشت زير پاي مادران است.» و در جمله‏اي ديگر فرمود: «تَحْتَ اَقْدامِ الاُْمَّهاتِ روضَةٌ مِنْ رياضِ الجَنَّةِ؛ جاي قدمهاي مادران باغي از باغهاي بهشت است.»

اين سخنان گهربار رسول بزرگوار اسلام صلي‏الله‏عليه‏و‏آله نهايت درجه تكريم مادر است. يعني هر كس بخواهد به عالي‏ترين مقامات انساني دست يابد، بايد مادر خود را مورد احترام و محبت قرار دهد.

در مورد مقام ارجمند مادر، مطالب فراواني در سيره و سخن اهل بيت عليهم‏السلام مي‏توان يافت. در اينجا به چند مورد اشاره مي‏كنيم:

امام صادق عليه‏السلام فرمود: مردي به حضور رسول گرامي اسلام صلي‏الله‏عليه‏و‏آله آمده و عرضه داشت: اي رسول خدا! به كداميك از بستگانم نيكي كنم؟ فرمود: به مادرت. مرد پرسيد: بعد از آن؟ فرمود: به مادرت. براي بار سوم پرسيد: پيامبر اكرم صلي‏الله‏عليه‏و‏آله فرمود: مادرت. در نوبت چهارم حضرت فرمود: به پدرت نيكي كن!2

از امام سجاد عليه‏السلام روايت شده است كه فرمود: مردي به حضور حضرت خاتم الانبياء صلي‏الله‏عليه‏و‏آله شرفياب شده و اظهار داشت: اي رسول خدا! من مردي گنه‏كار و آلوده به معصيت هستم و از انجام هيچ گناهي فروگذاري نكرده‏ام، آيا اميد آمرزش برايم هست؟

رسول خدا صلي‏الله‏عليه‏و‏آله پرسيد: آيا پدر و مادرت زنده هستند؟ مرد گفت: فقط پدرم زنده است. پيامبر اكرم صلي‏الله‏عليه‏و‏آله فرمود: برو با او خوشرفتاري كن. آن مرد رفت و پيامبر صلي‏الله‏عليه‏و‏آله بعد از رفتن او زير لب زمزمه مي‏كرد كه: اي كاش مادرش زنده بود!3

روزي شخصي به پيامبر اكرم صلي‏الله‏عليه‏و‏آله گفت: اي رسول خدا! مادرم پير شده و پيش من زندگي مي‏كند، او را در پشت خود حمل كرده، براي رفع حوائجش به اين طرف و آن طرف مي‏برم، و از درآمد خويش نيازهاي وي را تامين مي‏نمايم، با دست خود او را از آزار و اذيتها محافظت مي‏كنم، با كمال ادب و تعظيم و احترام با او رفتار مي‏نمايم. آيا زحمات وي را تا حدودي جبران كرده‏ام؟ پيامبر صلي‏الله‏عليه‏و‏آله فرمود: نه، زيرا شكم او جايگاه تو، پستانهايش منبع تغذيه تو، قدمهايش وسيله حركت تو، دستهايش محافظ تو، و آغوش او گهواره‏ات بوده است. او اين همه خدمات را با رضايت خاطر براي تو انجام مي‏داد و آرزو مي‏كرد كه تو زنده بماني؛ ولي تو خدماتي را به وي ارائه مي‏دهي، در حالي كه انتظار مرگ او را داري4.

مادر يك مسيحي

زكريا بن ابراهيم يكي از محدثين شيعي و از ياران امام صادق عليه‏السلام است. او در شرح حال خود مي‏گويد: من مسيحي بودم و سپس به اسلام گرويدم و به خانه خدا مشرف شدم. در سفر حج، به محضر امام صادق شرفياب گشته و به حضرت عرض كردم كه من مسيحي بوده‏ام و مسلمان شده‏ام.

امام عليه‏السلام پرسيد: در اسلام چه امتيازي ديدي كه آن را پذيرفتي؟ گفتم: اين آيه قرآن توجه مرا جلب كرده و توسط آن هدايت شدم: «ما كُنْتَ تَدْري مَا الْكِتابُ وَلاَ الاِْيمانُ وَلكِنْ جَعَلْناهُ نُورا نَهْدي بِهِ مَنْ نَشاءُ»؛ «تو نمي‏دانستي كتاب و ايمان چيست، ولي ما آن را نوري قرار داديم كه هر كه را خواهيم بدان هدايت كنيم.»

امام عليه‏السلام فرمود: خدا تو را به اسلام هدايت نموده و قلبت را به نور آن روشن ساخته است. سپس براي من دعا كرد و هدايت بيشتري را از خداوند برايم مسئلت نمود.

به امام عرض كردم: پدر و مادر و بستگان من در آئين مسيحيت باقي هستند و مادرم نابينا است. آيا براي من جايز است كه با آنها زندگي كنم و روابطي داشته باشم؟

امام پرسيد: آيا آنها گوشت خوك مي‏خورند؟

گفتم: نه.

فرمود: معاشرت تو با آنها بي‏مانع است. سپس اضافه كرد: درباره مادرت مراقب باش. به او نيكي و احسان كن و هرگاه زندگي‏اش به پايان رسيد و از دنيا رفت، خودت عهده‏دار كفن و دفن او باش.

چون از سفر حج برگشتم و به كوفه رسيدم، بر طبق فرمان امام صادق عليه‏السلام ، خوشرفتاري و مهرباني زيادي به مادرم نمودم. خودم به او غذا مي‏دادم و لباسش را مرتب مي‏كردم و سرش را شانه مي‏زدم و عهده‏دار خدمتش مي‏شدم. مادرم كه اين تغييرات را در روش من ديد، گفت: تو در آن روزگاري كه به دين من بودي، با من اين طور رفتار نمي‏كردي، چه دليلي دارد كه از وقتي كه به اسلام گرويده‏اي، اين قدر به من محبّت مي‏كني؟

گفتم: يكي از فرزندان پيامبر اسلام صلي‏الله‏عليه‏و‏آله دستور داده كه اين‏گونه رفتار كنم.

گفت: آيا او همان پيامبر شما است؟

گفتم: نه بعد از پيامبر ما پيامبر ديگري مبعوث نخواهد شد و او پسر پيامبر ماست.

گفت: اين دستورات، از آموزه‏هاي پيامبران است و دين تو از دين من بهتر است، مرا راهنمايي كن تا مسلمان شوم. من طريقه اسلام را به او آموختم و او مسلمان شد. نماز ظهر و عصر و مغرب و عشاء را خواند و در نيمه شب كسالتي پيدا كرد. من در كنار بسترش به پرستاري پرداختم. به من گفت: پسرم! اعتقادات اسلام را دوباره برايم تكرار كن، من تكرار كردم و او به همه آنان اقرار كرد و در همان شب چشم از جهان فروبست. بامداد روز بعد جنازه‏اش به وسيله گروهي از مسلمانان و مطابق آئين اسلامي تشييع شد و من بر جنازه او نماز خواندم و با دست خود به خاك سپردم5.

حقوق مادر

از نگاه وحياني اسلام، همچنانكه فرزندان بر والدين حقوقي دارند، پدر و مادر نيز حقوقي بر گردن فرزندانشان دارند.

امام سجاد عليه‏السلام با توجه به نقش حياتي مادر در پرورش و رشد فرزندان، به حقوق اساسي مادر اشاره كرده و فرزندان را اكيدا به رعايت آن سفارش مي‏كند: «وَاَمَّا حَقُّ اُمِّكَ فَاَنْ تَعْلَمَ اَنَّها حَمَلَتْكَ حَيْثُ لا يَحْتَمِلُ اَحَدٌ اَحَدا وَاَعْطَتْكَ مِنْ ثَمَرَةِ قَلْبِها ما لا يُعْطي اَحَدٌ اَحَدا، وَوَقَتْكَ بِجَميعِ جَوارِحِها وَلَمْ تُبالِ اَنْ تَجُوعَ وَتُطْعِمَكَ وَتَعْطَشَ وَتَسْقيكَ وَتَعْري وَتَكْسُوكَ وَتَضْحي وَتُظِلَّكَ وَتَهْجُرَ النَّوْمَ لاَِجْلِكَ وَوَقَتْكَ الْحَرَّ وَالْبَرْدَ لِتَكُونَ لَها وَاِنَّكَ لا تُطيقُ شُكْرَها اِلاّ بِعَوْنِ اللّه‏ِ وَتَوْفيقِهِ6؛ حق مادرت آن است كه بداني، او تو را حمل كرد به گونه‏اي كه هيچ كس، ديگري را چنين حمل نمي‏كند و از شيره جانش به تو بخشيد كه هيچ كس به ديگري نمي‏بخشد. و با تمام وجودش از تو نگهداري كرد و برايش مهم نبود كه خودش گرسنه بماند و به تو غذا بدهد، خود تشنه باشد و به تو آب بياشامد، خودش برهنه باشد و به تو لباس بپوشاند، خودش در مقابل آفتاب باشد و تو را زير سايه نگهدارد، از خواب خود به خاطر تو چشم بپوشد. او تو را از گرماي تابستان و سرماي زمستان حفظ كرد. [مادر همه اين رنجها را تحمل كرد،] تا تو براي او باشي. تو توانايي شكرگزاري از مادرت را نداري، مگر با ياري و توفيق خداوند متعال.»

امام سجاد عليه‏السلام در عمل نيز چنين بود و با مادرش خوشرفتاري كرده و حقوق وي را كاملاً مراعات مي‏نمود. طبرسي مي‏نويسد: هنگامي كه از آن حضرت پرسيدند: تو كه از نيكوكارترين مردم نسبت به مادرت هستي، چرا با او سر يك سفره نمي‏نشيني؟ امام فرمود: «اَخافُ اَنْ يَسْبِقَ يَدي اِلي ما سَبَقَتْ عَيْنُها اِلَيْهِ فَاكُونَ قَدْ عَقَقْتُها7؛ مي‏ترسم دستم به غذايي پيشي گيرد كه پيش از آن چشم مادرم به سوي آن رفته [و مي‏خواهد بردارد] و به همين مقدار نافرمانيش كرده باشم.»

آنچه از روايات برمي‏آيد اين است كه جبران زحمات مادر و بجاي آوردن حقوق او كاري است بس مشكل، امّا بايد تا حدّ توان در اين زمينه تلاش نمود. در اينجا به مهمترين حقوق مادر اشاره مي‏كنيم:

1. نيكي و احسان

خداوند متعال در قرآن كريم با اشاره به مقام بلند پدر و مادر، از زبان حضرت عيسي عليه‏السلام مي‏فرمايد: «وَبَرّا بِوالِدَتي وَلَمْ يَجْعَلْني جَبّارا شَقيّا»8؛ «خداوند مرا نسبت به مادرم نيكوكار قرار داده و جبّار و شقي نگردانيد.»

از اين آيه ظاهر مي‏شود كه نيكي به مادر از عادات پسنديده پيامبران و اولياء الهي است و كساني كه اين حق مادر را رعايت نكنند جبار و شقي خواهند بود.

خداوند متعال مي‏فرمايد: «وَقَضي رَبُّكَ أَ لاّتَعْبُدُوا إِلاّ إِيّاهُ وَبِالْوالِدَيْنِ إِحْساناً إِمّا يَبْلُغَنَّ عِنْدَكَ الكِبَرَ أَحَدُهُما أَوْ كِلاهُما فَلا تَقُلْ لَهُما أُفٍّ وَلاتَنْهَرْهُما وَقُلْ لَهُما قَوْلاً كَرِيماً»9؛ «و پروردگارت فرمان داده: جز او را نپرستيد! و به پدر و مادر نيكي كنيد! هرگاه يكي از آن دو، يا هر دوي آنها، نزد تو به سن پيري رسيدند، كمترين اهانتي به آنها روا مدار! و آنها را از خود مران و بزرگوارانه با آنها سخن بگو!»

خداوند متعال در جاي ديگري نيكي به پدر و مادر را بعد از اقرار به توحيد قرار داده و فرمود: «وَاعْبُدُوا اللّهَ وَلا تُشْرِكُوا بِهِ شَيْئاً وَبِالْوالِدَيْنِ إِحْساناً»10؛ «و خدا را بپرستيد! و هيچ چيز را [همتا و [شريك او قرار ندهيد و به پدر و مادر نيكي كنيد.»

بنابراين رعايت مقام و منزلت معنوي مادر و رعايت حقوق وي كه از جمله آنها نيكي كردن به او در هر حال مي‏باشد، در مرتبه‏اي بعد از اطاعت و عبادت خداوند قرار دارد و اين هشدار تكان دهنده‏اي است به فرزنداني كه هنوز مقام و منزلت حقيقي والدين را نشناخته‏اند و آنان را به عنوان خادمان خود مي‏پندارند.

ابي ولاد حناط از امام صادق عليه‏السلام پرسيد: خداوند متعال كه در قرآن مي‏فرمايد: «وَبِالْوالِدَيْنِ إِحْساناً» چه معني دارد و چگونه مي‏توان به والدين نيكي نمود؟ امام فرمود: احسان اين است كه با آنان نيك رفتار باشي، آنان را مجبور نكني كه نيازهاي خود را از تو درخواست كنند، گرچه غني باشند. از حال و روزگار آنان، مشكلاتشان را درك كني و در مواقع لزوم آنان را دريابي! آيا خداوند نمي‏فرمايد: به مقام نيكوكاران نمي‏رسيد مگر اينكه از آنچه دوست داريد انفاق بكنيد؟ سپس امام عليه‏السلام افزود: «اگر آنان به سن پيري رسيدند، كمترين اهانت و آزاري به آنان روا مدار و بر سر آنان فرياد نزن، با نگاههاي مهرآميز و رأفت‏انگيز دل آنان را به دست آور و هيچگاه صداي خود را بالاتر از صداي پدر و مادر نكن و دست خود را بالاي دست آنان قرار نده و گامهاي خود را از قدمهاي آنان جلوتر منه.11»

2. قدرشناسي

فرزندان پاك و شايسته و سعادتمند پيوسته از مادر خود قدرداني مي‏كنند. آنان هيچگاه زحمات و رنجهاي مادر، در دوران كودكي‏شان را فراموش نمي‏كنند. خداوند متعال حق‏شناسي از پدر و رعايت مقام و منزلت معنوي مادر و رعايت حقوق وي كه از جمله آنها نيكي كردن به او در هر حال مي‏باشد، در مرتبه‏اي بعد از اطاعت و عبادت خداوند قرار دارد و اين هشدار تكان دهنده‏اي است به فرزنداني كه هنوز مقام و منزلت حقيقي والدين را نشناخته‏اند و آنان را به عنوان خادمان خود مي‏پندارند.

مادر را در كنار شكرگزاري از نعمات خويش مورد سفارش قرار داده و مي‏فرمايد: «اَنِ اشْكُرْ لي وَلِوالِدَيْكَ»12؛ «شكر مرا بجاآور [كه خالق و منعم اصلي تو هستم] و از پدر و مادرت قدرداني كن.»

در مورد قدرداني از زحمات طاقت فرساي مادر، سخنان فراواني در كتابهاي اخلاقي، ادبي و تاريخي آمده است. شايسته است جوانان و نوجوانان مسلمان، در همه وقت، بويژه در روز مادر به عنوان تقدير و تشكر از مادرشان به هر شيوه كه مي‏توانند از آنان تجليل كنند و همانند كساني نباشند كه مهر بي‏كران مادر را فراموش كرده و با شيوه‏هاي ناپسندي با آنان برخورد مي‏كنند.

سعدي در گلستان مي‏نويسد: «وقتي به جهل جواني، بانگ بر مادر زدم، دل آزرده به كنجي نشست و گريان همي گفت: مگر خردي فراموش كردي كه درشتي مي‏كني؟»




  • چه خوش گفت: زالي13 به فرزند خويش
    گر از عهد خرديت ياد آمدي
    نكردي در اين روز بر من جفا
    كه تو شير مردي و من پيرزن



  • چو ديدش پلنگ افكن و پيلتن
    كه بيچاره بودي در آغوش من
    كه تو شير مردي و من پيرزن
    كه تو شير مردي و من پيرزن



هنگامي كه از رسول گرامي اسلام صلي‏الله‏عليه‏و‏آله در مورد قدرداني از مادر سؤال شد، آن حضرت فرمود: «هيهات! هيهات! كه بتواني حق مادر را ادا كني. هر آينه اگر به اندازه ريگهاي بيابان عالج [صحرائي در عربستان] و دانه‏هاي باران به مادر خدمت كني و از وي قدرداني كرده و بنده‏وار در پيش او بايستي، اين همه خدمات تو به اندازه زحمات وي در هنگامي كه در رحم او بودي و سنگيني تو را تحمل مي‏كرد نخواهد بود.14»

يكي از مصاديق قدرشناسي در مورد مادر اين است كه انسان نسبت به او درشتي نكند و همواره در جلب رضايت او تلاش نمايد.

ابراهيم بن مهزم مي‏گويد: روزي در مدينه از نزد امام صادق عليه‏السلام بيرون آمدم و به خانه‏ام رفتم. در آن هنگام مادرم با من زندگي مي‏كرد. در خانه، به خاطر موضوعي با مادرم مجادله كرده و سخنان درشت و تندي به وي گفتم. فرداي آن روز بعد از اداي نماز صبح، دوباره به محضر امام صادق عليه‏السلام مشرف شدم. هنگام ورود بدون آنكه حرفي زده باشم، امام با عتاب به من فرمود: «يا أَبا مِهْزَم ما لَكَ وَ لَخالِدَةَ أَغْلَظْتَ في كَلامِهَا الْبارِحَةَ اَما عَلِمْتَ اَنَّ بَطْنَها مَنْزِلٌ قَدْ سَكَنْتَهُ وَ اَنَّ حِجْرَها مَهْدٌ قَدْ غَمَرْتَهُ وَ ثَدْيَها وِعاءٌ قَدْ شَرِبْتَهُ... فَلا تُغْلِظْ لَها؛ اي پدر مهزم! تو با خالده (نام مادر مهزم) چه كردي؟ آيا در سخن ديشب او درشتي كردي؟ آيا نمي‏داني شكم او مدتها منزل و آغوشش گهواره و سينه‏اش ظرف غذاي تو بوده است؟... ديگر با او درشتي مكن.15»

3. نگاه مهرآميز

ابوذر مي‏گويد: از رسول گرامي اسلام شنيدم كه فرمود: «اَلنَّظَرُ اِلي عَلِيِّ بْنِ اَبيطالِبٍ عِبادَةٌ وَالنَّظَرُ اِلَي الْوالِدَيْنِ بِرَأْفَةٍ وَرَحْمَةٍ عِبادَةٌ وَالنَّظَرُ فِي الصَّحيفَةِ ـ يعني صَحيفَةَ الْقُرآنِ ـ عِبادَةٌ وَالنَّظَرُ اِلي الْكَعْبَةِ عِبادَةٌ16؛ نگاه به علي بن ابيطالب عبادت است. نگاه مهرآميز به پدر و مادر عبادت است. نگاه به صحيفه ـ يعني صحيفه قرآن ـ عبادت است. نگاه به كعبه عبادت است.»

كسي كه به پدر و مادر خود خدمت كند و آنان را در آغوش پرمهر خانواده‏اش جاي دهد و با چهره‏اي گشاده و بشاش با آنان رفتار نمايد، براي هر نگاه محبت‏آميزش ثواب حج نوشته مي‏شود. حضرت خاتم الانبياء صلي‏الله‏عليه‏و‏آله در سخني نويدبخش چنين فرمود: «ما مِنْ رَجُلٍ يَنْظُرُ اِلي والِدَيْهِ نَظَرَ رَحْمَةٍ اِلاّ كَتَبَ اللّه‏ُ لَهُ بِكُلِّ نَظْرَةٍ حَجَّةً مَبْرورَةً، قيلَ يا رَسُولَ اللّه‏ِ وَاِنْ نَظَرَ اِلَيْهِ في الْيَوْمِ مِأةَ مَرَّةٍ قالَ وَاِنْ نَظَرَ اِلَيْهِ في الْيَوْمِ مِأَةَ ألْف مَرَّةٍ17؛ هيچ كسي به سيماي پدر و مادرش نگاه محبت‏آميز نمي‏كند، مگر اينكه خداوند متعال در مقابل هر نگاه او ثواب يك حج قبول شده به وي عطا مي‏كند. به پيامبر عرض شد: «يا رسول‏اللّه‏! اگر [فردي] هر روز صد مرتبه به چهره پدر و مادرش از روي احترام و محبت نظاره كند باز هم اين پاداش را دريافت خواهد كرد؟» فرمود: آري، اگر روزي صدهزار بار هم اين كار را انجام دهد، [همين پاداش را دريافت خواهد كرد.]»

4. بدست آوردن رضايت پدر و مادر

اويس قرني از معدود ياران پيامبر صلي‏الله‏عليه‏و‏آله مي‏باشد كه در زهد و تقوي به درجات بلندي نائل شد و بعد از تلاشهاي فراوان در راه احياي دين و دفاع از ولايت مولاي متقيان علي عليه‏السلام در جنگ صفين در ركاب آن حضرت به شهادت رسيد و در منطقه صفين مدفون شد.

هنگامي كه اويس در يمن بود، شترباني مي‏كرد و مادر پيري داشت كه تحت تكفل او بود. او با اينكه علاقه شديدي به وجود گرامي رسول‏اللّه‏ صلي‏الله‏عليه‏و‏آله داشت، هيچ‏گاه نتوانست پيامبر را از نزديك زيارت كرده و به نظاره آن سيماي ملكوتي بنشيند. در يكي از روزها كه اشتياق ديدار سرور كائنات در وجودش به شدت شعله‏ور گرديد، از مادرش اجازه خواست تا به سرزمين حجاز آمده و حضرت رسول صلي‏الله‏عليه‏و‏آله را زيارت نمايد، مادرش به او گفت: پسرم! به ديدار آن حضرت برو و هرگاه پيامبر صلي‏الله‏عليه‏و‏آله در مدينه نبود، بيش از نصف روز در آنجا توقف نكن! اويس با زحمت فراوان فاصله بين يمن و مدينه را پيمود و به شهر پيامبر صلي‏الله‏عليه‏و‏آله رسيد، امّا با كمال ناباوري شنيد كه: پيامبر صلي‏الله‏عليه‏و‏آله در كسي كه به پدر و مادر خود خدمت كند و آنان را در آغوش پرمهر خانواده‏اش جاي دهد و با چهره‏اي گشاده و بشاش با آنان رفتار نمايد، براي هر نگاه محبت‏آميزش ثواب حج نوشته مي‏شود.

شهر مدينه حضور ندارد.

چون بيش از نصف روز فرصت نداشت و به والاترين هدف خود كه فيض حضور پيامبر صلي‏الله‏عليه‏و‏آله بود، نائل نشد، به مسلمانان حاضر در مدينه اظهار داشت: سلام مرا به حضرتش برسانيد و بگوئيد كه مردي به نام اويس از يمن به زيارت شما آمده بود و چون از مادرش اجازه توقف بيشتري نداشت، با كمال ناراحتي به وطن خود مراجعت نمود.

بعد از مدتي، پيامبر صلي‏الله‏عليه‏و‏آله به خانه بازگشت و فرمود: «تَفُوحُ رَوائحُ الْجَنَّةِ مِنْ قِبَلِ قَرن، واشَوْقاهُ اِلَيْكَ يا اُوَيْسَ الْقَرَنيّ، اَلا وَمَنْ لَقِيَهُ فَلْيَقْرَئْهُ مِنِّي السَّلامَ18؛ نسيم بهشتي از سوي منطقه قرن مي‏وزد، آه! چه قدر به ديدار تو مشتاقم، اي اويس قرني! [اي مسلمانان!] هر كس او را ديد سلام مرا به او برساند.»

عبدي مي‏گويد: پس از جستجوي زياد به ديدار اويس قرني رسيدم و به او گفتم: دلم مي‏خواهد سخني از رسول خدا صلي‏الله‏عليه‏و‏آله برايم نقل كني. تا نام رسول خدا صلي‏الله‏عليه‏و‏آله را شنيد، آهي عميق كشيد و اشك در چشمانش حلقه زد، و در حالي كه بغض گلويش را مي‏فشرد، گفت: «افسوس! هزار افسوس! عمري براي او سوختم و عاقبت به ديدارش نرسيدم.19»




  • قدر و جاهي را كه در اسلام دارا شد اويس
    امر او را داد رجحان بر ملاقات نبي
    چون رضاي مصطفي هم دررضاي‏مادراست



  • از كمال طاعت و خدمت براي مادر است
    چون رضاي مصطفي هم دررضاي‏مادراست
    چون رضاي مصطفي هم دررضاي‏مادراست



پيامبر اكرم صلي‏الله‏عليه‏و‏آله در مورد مقام بلند و معنوي اويس فرمود: «يَدْخُلُ في شَفاعَتِهِ مِثْلُ رَبيعَةَ وَمُضَر؛ افراد زيادي مانند قبيله ربيعه و مضر به وسيله شفاعت اويس وارد بهشت خواهند شد.»

دعبل شاعر نامدار شيعي نيز با تفاخر تمام به مقام شفاعت اويس اشاره كرده و چنين سرود:




  • اويسُ ذُوالشَّفاعَةِ كانَ مِنّا
    فَيَوْمَ الْبَعْثِ نَحْنُ الشّافِعُونا



  • فَيَوْمَ الْبَعْثِ نَحْنُ الشّافِعُونا
    فَيَوْمَ الْبَعْثِ نَحْنُ الشّافِعُونا



5. پس از مرگ

از ديدگاه فرهنگ آسماني اسلام همچنان كه فرزندان در حال حيات مادر خود، حقوق وي را رعايت مي‏كنند، شايسته است پس از مرگ وي نيز او را فراموش نكرده، با انجام اعمال شايسته در تكريم او بكوشند. برخي از اين اعمال را مي‏توان اين گونه بيان كرد:

1. زيارت مزار مادر

پيامبر اكرم صلي‏الله‏عليه‏و‏آله فرمود:«مَنْ زارَ قَبْرَ والِدَيْهِ اَوْ اَحَدِهِما كُلَّ جُمْعَةٍ فَقَرَأ عِنْدَهُما يس غَفَرَ اللّه‏ُ لَهُ بِعَدَدِ كُلِّ حَرْفٍ مِنْها20؛ هر كس قبر پدر و مادرش يا يكي از آنها را در هر جمعه زيارت كند و در كنار مزار آنان سوره يس بخواند، در مقابل هر حرفي كه از اين سوره مي‏خواند، خداوند آمرزشي نصيب او مي‏فرمايد.»

2. قرائت قرآن

امام صادق عليه‏السلام به فرزندان صالح توصيه فرمود كه: «قِرائَةُ الْقُرآنِ في المُصْحَفِ تُخَفِّفُ الْعَذابَ عَنِ الْوالِدَيْنِ وَلَوْ كانا كافِرَيْنِ21؛ قرائت قرآن از روي مصحف، از عذاب پدر و مادر مي‏كاهد، گرچه آنان كافر باشند.»

3. انجام اعمال نيك به نيت مادر

انجام اعمال نيك و هديه ثواب آن به مادر، در جلب رضايت وي و شادي روحش تاثير فراوان دارد. پيامبر بزرگوار اسلام صلي‏الله‏عليه‏و‏آله فرمود: «سَيِّدُ الاَْبْرارِ يَوْمَ الْقِيامَةِ رَجُلٌ بَرَّ والِدَيْهِ بَعْدَ مَوْتِهِما22؛ سرآمد و سرور ابرار در روز قيامت كسي است كه بعد از مرگ پدر و مادرش براي ايشان احسان و نيكي كند.»


1. مستدرك الوسائل، ج15، ص181.

2. الكافي، ج2، ص159.

3. مستدرك الوسائل، ج15، ص180.

4. همان.

5. اصول كافي، باب البر بالوالدين، حديث 11.

6. من لا يحضره الفقيه، ج2، ص621؛ امالي صدوق، ص371.

7. مكارم الاخلاق، ص221.

8. مريم/32.

9. اسراء/23.

10. نساء/36.

11. بحارالانوار، ج71، ص40.

12. لقمان/14.

13. پيرزن.

14. مستدرك الوسائل، ج15، ص203.

15. بحارالانوار، ج71، ص76.

16. وسائل الشيعه، ج6، ص205.

17. مستدرك الوسائل، ج15، ص204.

18. بحارالانوار، ج43، ص155؛ الفضائل، ص107.

19. پيامبر و ياران، ج1، ص345؛ حقوق متقابل والدين و فرزندان، ص228.

20. بحارالانوار، ج89، ص293.

21. الكافي، باب قرائة القرآن في المصحف، حديث 1.

22. بحارالانوار، ج71، ص84.

/ 1