آتشی در آسمان خراش نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

آتشی در آسمان خراش - نسخه متنی

سازمان آتش نشانی و خدمات ایمنی شهرداری تهران

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

آتشي در آسمان خراش

چند روزي بيشتر به پايان سال 84 نمانده است. آتش نشانان شيفت الف ايستگاه 408،‌ كلاس آموزش ضمن خدمت را در داخل ساختمان برگزار كرده‌اند تا از سرماي نيمه اول اسفند ماه در امان باشند.

« محمد ديبا» (كمك فرمانده)‌ موضوع ويژه را براي همكارانش توضيح مي دهد. به ويژه به دوستاني كه تازه به اين ايستگاه منتقل شده‌اند، ‌توصيه مي كند كه به اين نكات آموزشي توجه بيشتري داشته باشند.

- بعضي چيزها،‌ تكرارش هم مفيده. ممكنه بعضي‌ها فكر كنن كه لازم نيست راجع به يه موضوع خيلي حرف بزنيم، اما كار از محكم كاري عيب نمي كنه. درست ميگم؟

‌ چند لحظه منتظر مي ماند،‌اما هيچكدام از همكاران پاسخ نمي دهند. لبخند مي زند.

- سكوت علامت رضاس. معلومه درست ميگم. خب. عرض مي كردم كه در محدوده ما ساختمان‌هاي بلند زياده،‌مثل « شهرك اكباتان»‌ . مهمترين نكته براي آتش نشان‌ها، ‌اينه كه درحادثه آتش سوزي به هيچ وجه نبايد از آسانسور استفاده كنن. بيشتر آسانسورها « ايزوله»‌نيستن و مثل دودكش عمل مي كنن. پس يادمون باشه كه آسانسورها در محل حريق خطرناكند.

يكي از آتش نشانان جوان،‌ از استاد مي پرسد:

- آسانسور به خاطر سرعتي كه داره ممكنه مفيد باشه. فرض كنين قراره تا طبقه دوازدهم بريم...

« محمد ديبا» اجازه نمي دهد كه جمله‌اش تمام شود. لبخند تلخي ميزند و پاسخ مي دهد.

- اين سوال نشون ميده كه شما به مورد آموزشي قبلي هم توجه نكردين. گفتم كه موقع عمليات بايد موارد ايمني رو حتما رعايت كنين. عبور از محل‌هاي ايمن اولين درس حساب ميشه. شما خودت جواب بده ببينم. مثل دودكش عمل ميكنه يعني چي؟

- يعني آتيش اونجا بيشتره

- آفرين. توجه كنين كه حريق گاز شهري، ‌داخل يه دودكش بلند و بزرگ مثل كانال آسانسور چه جوري عمل مي‌كنه. يه لحظه چشمهاتونو ببندين و فكر كنين.

پيش از همه « استاد» چشمانش را مي بندد و حجم بزرگ آتشي را كه با سرعت به سمت آسمان تنوره مي‌كشد،‌ مجسم مي‌كند. آنگاه به سرعت چشم مي گشايد و به همكارانش نگاه مي كند،‌كه در سكوت به فكر فرو رفته‌اند.

- فكر مي كنم، تاكيد بيشتري لازم نباشه. اگه سوالي ندارين وقت كلاس هم تموم شده. بفرمايين براي نماز و ناهار...

همه بر مي خيزند و در حالي كه در خصوص موضوع باهم حرف مي زنند،‌ محل را ترك مي‌كنند.

زنگ اتوماتيك به نشانه حادثه حريق در محوطه ايستگاه طنين‌ افكنده است و آتش نشانان به سرعت به سمت خودروها مي دوند.

داخل خودروي پيشرو، ‌فرمانده ضمن دريافت اطلاعات تكميلي،‌ آن را براي «‌كاردان» باز گو مي كند.

- بعله ...بعله ... بلوك 18طبقه هفتم...

خودروها،آژير كشان،داخل اتوبان شهيد ستاري، به سمت شهرك اكباتان حركت مي‌كنند. در دوردست درميان ساختمان هاي بلندشهرك، دود سياهي به آسمان مي رود فرمانده مسير رانشان مي دهد .

- از ورودي اول شهرك وارد شو. بايد بريم فاز 2بلوك 18

- دود و شعله رو مي بيني .

خودروها به سمت خيابان اصلي شهرك مي پيچند و چند لحظه بعد،‌ مقابل ورودي منتهي به محل حادثه توقف مي‌كنند.

آتش‌نشانان برابر سازماندهي قبلي به سرعت مشغول به كار مي شوند و فرمانده هدايت عمليات را به عهده مي گيرد.

- قبل از هر كاري، ‌برق و گاز ساختمون رو قطع كنين. آقاي ديبا! چند نفرو با خودت ببر. از مسير پله‌هاي فرار برين طبقه هفتم.

ديبا و همكارانش به سرعت تجهيزات مورد نياز را مي برد و چند لحظه بعد به پشت ساختمان مي پيچند.بر خلاف انتظار پله هاي اضطراري خلوت است. فقط چند نفري از ساكنان طبقات پايين تر،كنار پله ها ايستاده اند و به طبقه هفتم نگاه مي‌كنند. ورودي اصلي بسيار شلوغ است. بيشتر اهالي، سراسيمه از طريق پله هاي باريك وارد محوطه ورودي شده اند و سعي دارند از ساختمان خارج شوند. تعدادي از آنها مجروح به نظر مي رسند و جوان تر ها در حال كمك به مجروحان براي خروج آنان راه باز مي‌كنند .

در اين فاصله، فرمانده ،از ستاد فرماندهي تقاضا ي نيروي كمكي مي كند و گزارش حادثه را به اطلاع مي رساند .آنگاه نگاهي به جمعيت و تعداد مجروحان مي اندازد و با اورژانس تماس مي گيرد.

در طبقه هفتم « محمد ديبا » و همكارانش، پس از بستن دستگاه تنفسي به سراغ "فاير باكس" مي روند و براي استفاده از آب موجود در محل براي مبارزه با آتش لوله كشي مي‌كنند. ديبا نگاهي به واحدها مي اندازد.

- ميريم اونطرف. دود و حرارت اونجا بيشتره. آماده اين بچه‌ها!؟

آتش نشانان به سمت مركز دود پيش مي روند، ‌جايي كه حالا شعله‌ سركش آتش از ورودي آن زبانه مي كشد. آب با فشار از سر لوله بيرون مي زند و مسير بازمي شود. يكي از آتش‌نشانان، ‌به قصد ورود به داخل ساختمان، ‌تقاضاي حمايت مي كند،‌كه با مخالفت «‌ديبا» روبرو مي شود. او،‌ در حاليكه داخل ساختمان را به دقت بازرسي مي كند،‌راه را بر همكارش مي بندد.

- اينجوري نميشه. احتياط كن. طبقه بالا، ‌دوبلكس ساختمون منفجر شده،‌ داره ميريزه پايين.

- حواسم هست آقا. از كنار ستون‌ها حركت مي كنيم.

- چه جوري حواست هست ؟ ستون اونجاس ....آب بزن ... بگير اونور ... خوبه ....آماده‌اي؟

- هر وقت بگين ميرم.

- با احتياط از كنار ستون‌ها. برو....
آتش نشانان با شجاعت ، ضمن مهار آتش به دنبال هم پيش مي روند. آن سوي شعله‌هاي آتش،‌ طبقه دوم به كلي تخريب شده و ديوار واحدهاي مجاور نيز فرو ريخته است.

تيم دوم عملياتي،‌ داخل محوطه،‌ مشغول لوله‌كشي هستند. آب اضافي بايد از مسير پله‌هاي اضطراري به طبقه هفتم برسد. « فرمانده»‌ با جديت تمام به همكارانش نگاه مي‌كند كه با سرعت بسيار از پله‌ها بالا مي روند. همزمان صداي آژير و نيروهاي امدادي ديگر شنيده مي شود. فرمانده سر بر مي گرداند و به آمبولانس‌هايي نگاه مي‌كند، ‌كه داخل محوطه كنار خودروي نيروي انتظامي توقف مي‌كنند. ماموران انتظامي ضمن نظم بخشيدن به جمعيتي كه هر لحظه بيشتر مي شوند،‌ نيروي اورژانس را به سوي مجروحان هدايت مي‌كنند.

در طبقه هفتم، گروه عملياتي اصلي،‌ در جستجوي مجروحان احتمالي همه جا را از نظر مي گذرانند. سر لوله‌هاي اضافي به محل مي‌رسد و چند لحظه بعد،‌آتش به طور كامل مهار مي شود.

خوشبختانه در ساختمان فرو ريخته‌، مجروحي ديده نمي شود. اما يكي از همكاران كه بر بلندي ايستاده،‌ آن سوي ديوار فرو ريخته در واحدهاي مجاور، تعدادي مجروح مي بيند.

- اينجا مجروح هست. بچه ها بياين كمك...

ديبا و يكي ديگر از همكاران به آن سو مي دوند. چند نفري در ساختمان مجاور حضور دارند اما بيش از آنكه صدمه ديده باشند‌، ترسيده‌اند.آنها با ديدن آتش‌نشانان خوشحال به آن سو مي آيند و در كنار يكديگر از ساختمان خارج مي‌شوند.

چند نفري براي ايمن سازي و باز بيني در محل مي مانند و بقيه،‌ ضمن جمع آوري لوله‌ها، محل را ترك مي‌كنند.

در محوطه شهرك،‌ مقابل ورودي، ‌جمعيت انبوهي اجتماع كرده‌اند. تعداد ماشين هاي آتش نشاني نيز بيشتر از گذشته است. پيداست كه علاوه بر نيروهاي امدادي چون پليس و اورژانس،‌ نيروي كمكي از ايستگاه‌هاي ديگر آتش‌نشاني نيز در محل حضور دارند.

صداي آژير آمبولانس‌ها همچنان شنيده مي‌شود كه مجروحان را به سوي بيمارستان مي برند. نيروي انتظامي جمعيت را متفرق مي‌كند و فرمانده عمليات براي بازبيني محل دوباره وارد ساختمان مي‌شود. تعدادي از افراد پشت ساختمان، ‌لوله‌هاي كشيده شده را از پله هاي اضطراري جمع مي‌كنند و بقيه افراد، ضمن جمع‌آوري تجهيزات به سوي خودروها مي‌‌روند.

فرمانده به سوي خودروهاي ايستگاه 408 مي آيد و ضمن تشكر از همكارانش عمليات را پايان يافته اعلاممي‌كند.

آتش‌نشانان سوار بر خودروهاي آتش‌نشاني، راضي از تلاش ثمربخش خود به سوي ايستگاه‌ها باز مي گردند . جمعيتي كه هنوز در اطراف ساختمان‌ها ديده مي‌شوند، ‌با لبخند براي آنان دست تكان مي‌دهند وانها كه عمليات را ديده‌اند، ‌با آب و تاب براي ديگران تعريف مي كنند كه چگونه نيروهاي متخصص و آموزش ديده آتش‌نشاني در كوتاه‌ترين زمان به محل رسيده و به سرعت آتش را مهار كرده‌اند.

خودروها آژيركشان،‌ در بزرگراه ستاري پيش مي‌روند و خاطره خوشايندي از خود بر جاي مي گذارند. يكبار ديگر با تلاش ثمر بخش تلاشگران « آتش نشاني و خدمات ايمني » حادثه اي خطرناك بدون تلفات و با موفقيت مهارشده است . آتش نشانان اين خاطره خوب را با خود به ايستگاه مي برند ، تا با اميد و نيروي بيشتري به خدمت خود ادامه دهند .

/ 1