الى ماهو سار فى جوهر قابله حتى يكون كأنه هو بلاانفصال
اذا العقل و العاقل و المعقول واحد أو قريب
من الواحد . و همچنين در معاد نجات
و به خصوص در كتاب مبدأ و معاد در تقرير برهان اتحاد عاقل به معقول
به طريق استدلال داد سخن داده است اگر چه صدرالمتألهين در اسفار ( 1 ) آنرا به تكلف اسناد داده است .اين كمترين
استدلال او را به تفصيل شرح كرده است و در رساله اى كه در اتحاد عاقل به معقول نوشته است
آورده است .
تعليقه 3
قوله قدس سره([ : از متأخرين حكيم سبزوارى]( حكيم سبزوارى در اتحاد عاقل به معقولسخت متصلب است
در
مسفوراتش چند دليل براثبات آن آورده است . آرى ابتداى امر در مسلك تضايف به تعبير معظم له اضطراب در
كلمات خود نمودار كرده است و بر اين مسلك اعتراض نموده است چنانكه در آخر مبحث وجود ذهنى منظومه حكمت
فرمود : و اما مسلك التضايف الذى سلكه صدرالمتألهين فى المشاعر و غيره لاثبات هذا المطلب فغبر تام
لما ذكرنا فى تعاليق الاسفار
ولى در انتهاى امر از اضطراب بدر آمده است و بدان اعتراف نموده است
چنانكه به مراجعه به كلماتش در آخر مبحث وجود ذهنى منظومه حكمت ( 2 ) و به مبحث علم واجب آن ( 3 ) و به
تعليقاتش بر علم آلهى اسفار ( 4 )
صحت گفتار ما 1 اسفار ( چاپ سنگى ) ج 1 ص 308 2 منظومه حكمت ص 33 3 منظومه
حكمت ص 158 4 حاشيه اسفار ( طبع رحلى ) ج 3 ص 40 .