عنذ ذلك عاقله اى مدركه للكليات بالفعل
و بالجمله مرتبه المدرك و المدرك فى كل ادراك مرتبه واحده]) .
فذلكه و نتيجه بحث
از آنچه كه در اين تعليقه نقل و تحقيق كرده ايم مطالبى چند بدست آمداز آن جمله :يكى اينكه وجود اصل در تشخص است و امتيازها تفاوت مى يابد و هويت شخصيه باقى است . و ديگر اينكه وجود
نفس ناطقه به سبب حركت در جوهر از قوه به فعل يعنى از نقص به كمال مى رسد كه به نيل صور علميه و معارف
الهيه اشتداد وجودى مى يابد يعنى آن صور علميه و معارف الهيه با نفس ناطقه اتصال بلكه اتحاد وجودى مى
يابند بلكه اطلاق اتحاد نيز از باب تنگى لفظ و ضيق عبارت است و در حقيقت
فوق اتحاد است زيرا صور
حقائق علميه
اطوار وجود و شؤون ذاتى نفس و عين نفس ناطقه مى گردند . و ديگر اينكه مرتبه مدرك و مدرك
در هر ادراك اعم از معقول و متوهم و متخيل و محسوس
مرتبه واحده است . يعنى بايد مدرك و مدرك مطلقا هر
دو در يك مرتبه باشند . بدانكه اين سه مطلب
اساس فهم مسأله اتحاد عاقل به معقول در اين رساله است .
تعليقه 11
قوله قدس سره([ : ولى همه موجود به يك وجود أحدى الهى هستند]( احد فوق مرتبه واحد است چه در وحدت آكد وأشد از آنست . در واحد سخن اين است كه يكى است و دو نيست و در أحد اينكه علاوه بر يكى بودن يكتا هم هست
كه منزه از هرگونه انقسام