كـارى وظـايـف خـويـش را انـجام دهند. مصونيّت پارلمانى نمايندگان به دو شكل نمود مى يابد كه در اين
جا بدان ها اشاره مى شود:
1 ـ آزادى اظهار نظر و راءى
اصل 86 قانون اساسى در اين باره مى گويد:نمايندگان مجلس در ايفاى وظايف نمايندگى در اظهار نظر وراءى خود كاملا آزادند و نمى توان آن هـا رابـه سـبـب نـظـراتـى كـه در مـجـلس اظـهـار كـرده انـد يـا آرايى كه در مقام ايفاى وظايف نمايندگى
خود داده اند، تعقيب يا توقيف كرد.
2 ـ مـصـونيّت از تعرّض مستقيم
يكى ديگر از مصونيّت هاى نمايندگان ، مصونيّت از تعرّض اسـت ،بـديـن مـعـنـا كـه اگـر نـمـايـنـده اى مـتـّهـم يـا مـرتـكـب جـرم شـود، انـجـام مـراحـل
دادرسـى او داراى مـراحـلى اسـت . در چـنـيـن مواردى بايد مجلس از او سلب مصونيّت كند يا
دسـتـگـيـرى و تـحـقـيـق و دادرسى با حضور نماينده اى ديگر از مجلس و با اجازه مجلس صورت گـيـرد.امـا هـنـگـام بررسى اصل پيشنهادى مذكور برخى از خبرگان ، آن را امتيازى زائد و بر خلاف اسلام
دانسته و با آن مخالفت كردند و در نتيجه به تصويب نرسيد. (38)
سـؤ الى كـه مـطـرح اسـت ايـن اسـت كـه اگـر نـمـايـنـده اى مـرتـكـب جـرمـى شد، آيا بر اساس اصـل
86 قـانـون اسـاسـى ، مـصون از پى گيرى قضائى است ؟ رئيس قوه قضائيه ، آيت اللّه هاشمى شاهرودى در
جواب خبرنگاران در اين مورد گفت :مـصونيت مطرح شده در اصل 86 قانون اساسى از حيث اين كه مصونيّت قضائى يا شغلى است ، مـعـلوم نـيـسـت و
بـا تـوجـه بـه ايـن كـه در ايـن بـاره فـقـط نـظـر تـفـسـيـرى شـوراى نـگـهبان قـابل قبول است لذا
تا زمانى كه شوراى نگهبان نظر تفسيرى نداده باشد، قضات از برداشت و فـهـم خودشان از قوانين اساسى و
عادى استفاده مى كنند و حكم قضائى صادر مى كنند... اگر مطلبى عنوان جرم بر آن بار شود مانند توهين به
مسؤ لى ، اين مساءله نمى تواند در چارچوب وظـايـف نمايندگى قرار گيرد. و به هيچ وجه در قوانين جزايى
مصوّب ، مصونيت شغلى (مانع ) اجراى وظيفه قانونى قاضى نمى شود. (39)
واقـعـيـّت ايـن اسـت كـه نـه تنها به نمايندگان بلكه به هيچ يك ازمسؤ ولان نظام اعم از رهبر، رئيـس
جـمـهور، وزيران و ديگر اعضاى بلندپايه كشور، مصونيّت قضايى داده نشده است . به هـمـيـن دليـل ،
تـوهـيـن ، اهـانـت ، هـتـك حـرمـت به هر يك از افراد حقيقى و حقوقى و از طرف هر كس قابل پى گيرى و
مجازات است . (40)
وظايف و اختيارات مجلس شوراى اسلامى
مـهـم تـريـن بـحـث دربـاره مـجـلس شوراى اسلامى ، مربوط به حدود وظايف و اختيارات و يا بهتـعـبـيـرى ديـگـر، صـلاحـيت هاى اين نهاد مردمى است ؛ چرا كه مجلس شوراى اسلامى ايران ، مهم تـريـن
و در واقـع مـى تـوان گفت پايه اصلى قوّه مقننه است . قانون اساسى جمهورى اسلامى ايـران ، بـه مـجلس
شوراى اسلامى ، وظايف و اختياراتى واگذار كرده است كه در اين جا به مهم ترين آن ها اشاره مى شود.
الف ـ وضع و تفسير قوانين عادى
قـانـونگذارى در نظام جمهورى اسلامى ايران جز در مواردى اندك كه مجمع تشخيص مصلحت نظام وضـع مـىكـنـد، حـقّ انـحـصـارى مـجـلس شـوراى اسـلامـى اسـت . در قـانـون اسـاسـى اصل 71 آمده است :(مجلس در عموم مسائل در حدود مقرّر در قانون اساسى مى تواند قانون وضع كند.)
پس ، مهم ترين وظيفه و اختيار مجلس ، تصويب قوانين عادى براى اداره كشور در تمام شؤ ون آن اسـت .افـزون بـر قـانـونگذارى ، شرح و تفسير قوانين عادّى نيز از جمله وظايف مجلس شوراى اسلامى است .در اصل 73 آمده است :شرح و تفسير قوانين عادّى در صلاحيّت مجلس شوراى اسلامى است .
ب ـ نظارت و ارزيابى
نـظـارت و ارزيـابـى بـر امـور كشور يكى ديگر از وظايف عمده مجلس شوراى اسلامى است . اين گـونـهنـظارت از يك طرف بيان كننده رابطه اين قوّه با قوّه مجريه است و از طرف ديگر، از نـمودهاى آشكار