بیشترتوضیحاتافزودن یادداشت جدید
منتقل ميکند، تضمين ميگردد. تعاليم باطنگرايانهي پيامبر (ص) فقط به عدّهي کمي از اصحاب که جزء اوّلين صوفيان و عارفان هستند داده شده است. فقط بعدها در سدهي سوّم هجري، اين گروهها به صورت حلقههايي درآمدند که در ارتباط با يک استاد خاصّ شناخته ميشدند. بر وفق طبيعتِ وحي اسلامي، حلقههاي طريقت و مکاتب شريعت، تقريباً به طور همزمان، تمايز و رسميت يافتند، هر چند هر دوي آنها ريشه در وحي اسلامي دارند و با خود پيامبر آغاز ميشوند. امّا فرقههاي رسمي عرفان و تصوّف، حدود دو يا سه قرن بعد سازمان يافتند.نظم و قاعده [يا به عبارت ديگر، شيوهي تعليم حضوري] حاکم بر سلسلهي عرفاني در طريقتهاي صوفيانه است که باعث شده برکت يا «حضور معنوي» هميشه زنده بماند و روح آدمي را از حالت پريشاني و سردرگمي به يک حالت نوراني برساند. در واقع، تنها تحت ارشاد و راهنمايي يک مرشد حقيقي، و در درون حلقههاي عرفان و تصوّف است که ميتوان به درستي و سلامت به آداب و شيوههاي تصوّف عمل کرد. در غير اين صورت، عمل به آنها ممکن است عميقترين ناهنجاريهاي رواني را به دنبال داشته باشد. خطر سقوط و افتادن در هنگام صعودِ از کوه بسي بيشتر است از وقتي که انسان بر روي سطحي صاف راه ميرود. در صعود از يک کوه- اين صعود چه جسماني باشد و چه معنوي- است که انسان نياز به راهنما دارد، مگر آن که خود قبلاً صعود کرده و به نوبهي خود راهنمايي براي ديگران شده باشد.اهمّيت اين طُرق در تاريخ اسلام، حتّي در سطح اجتماعي و بروني آنقدر زياد بوده است که هيچ اسلامپژوهي که در مورد هر يک از جنبههاي گوناگون اسلام به پژوهش ميپردازد، نميتواند آنها را ناديده بگيرد. ارتباط اين طُرق عرفاني با صنف پيشهوران، با برخي از گروههاي عياران، با امر تحصيل، و با نوسازي هميشگي اخلاق اجتماعيِ جامعهي اسلامي بسيار آشکارتر از آن است که بتوان آنها را ناديده گرفت. امّا مهمترين وظيفهي طريقت عرفاني انتقال و عرضهي شيوهها و برکتي است که حيات معنوي بشر را امکانپذير ميسازد. طريقت همچون درختي است که ريشه در قرآن و شريعت دارد که شاخههايش سر به آسمان ميسايد. سهم طريقت هميشه اين بوده که معناي دروني شريعت را آشکار کند، و انسان را به درک معناي واقعي بندگي خدا برساند؛ يعني او را به اين معرفت حقيقي برساند که خدا همه چيز است و ما هيچايم.طريقت مبتني بر آموزهاي و معرفتي است که اساساً شرح و تفسيري است بر شهادتين، مجموعهاي از فضائل معنوي که پيامبر شکل کامل آنها را واجد بود. طريقت همچنين مبتني بر روشي است که پيوند نزديکي با آداب و مناسک شريعت دارد و عامترين و درونيترين معناي دعا را بيان ميکند. شيوه و نگرشِ طريقت، ترکيبي از خوف، محبّت و معرفتِ خداست که هر سه، در رسيدن آدمي به کمال معنوي نقش دارند. طريقت راه قداست و پارسايي در اسلام است. و اين، طريقت است که طي قرون متمادي تا به امروز، اوليايي پديد آورده است که حافظِ انسجام و قوام جامعهي اسلامياند و به مدد نيروهاي معنوياي که سرچشمهي دين بودهاند، جاني تازه در حيات ديني جامعه ميدمند. رايحهي معنويّت اسلامي هرگز از زندگي آن کساني که در راه طريقت گام ميسپارند و به عاليترين مرتبهي کمال که غايت زندگي انسان و هدف نهايي هستي اوست نائل ميآيند، جدا نميشود.
پينوشتها
1- Sufism 2- the docto s of the Law 3- لوئي ماسينيون (1883-1962)، شرقشناس فرانسوي و محقّق برجسته در تصوّف و عرفان اسلامي (م).4- ديويد سموئل مارگليوث (يا مارگوليث): (1858-1940) شرقشناس مشهور انگليسي که در ادبيات و زبان عرب