پيامدهاى بى احترامى - اخلاق اقتصادی و سیاسی نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

اخلاق اقتصادی و سیاسی - نسخه متنی

علی‌اصغر الهامی ‌نیا، نعمت‌ا... یوسفیان، تقی حسینی؛ تهیه‌کننده: پژوهشکده تحقیقات اسلامی نمایندگی ولی فقیه در سپاه

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

جَبَلِ اُحُدٍ مِنْ جِبالِ رَضْوى وَ طوُرِ سَيْناءَ حَسَناتٍ...) (107)

كـسـى كـه بـه بـرادر مـسـلمـانش وام دهد، در مقابل هر درهمى كه به او داده ، به وزن كوه اُحُد از
كوههاى نزديك مدينه وطور سينا براى او حسنات خواهد بود.

از بـيـن مـى بـرد، مسامحه كردن در پرداخت بدهى ، خيانت و حبس كردن حقوق مردم است . كسى كه قـدرت
پـرداخـت بـدهـى خـود را نـدارد، لازم است به او مهلت داده شود وچيزى بر او نيست ، ليكن كـسـى كـه
تـوان پـرداخـت بـدهـى اش رادارد، نـبـايـد مـسـامـحـه و سهل انگارى كند. على عليه السلام مى
فرمايد:

از رسول خدا صلى الله عليه وآله شنيدم كه مى فرمود:

(مـَطـَلُ الْمـُسـْلِمِ الْمـُؤْسـِرِ ظـُلْمٌ لِلْمـُسـْلِمـيـنَ، وَ مـَنْ لَمْ يـَكـُنْ
لَهُ عـِقـارٌ وَ لا دارٌ وَ لا مـالٌ فَلاسَبيلَ) (108)

مـسـامـحه كردن مسلمانى كه بر پرداخت بدهى خود توانايى دارد، ظلمى است نسبت به مسلمانان ، وكـسـى
كـه نـه زمـيـن دارد و نه خانه ونه مالى ( كه بدهى خود را بپردازد) چيزى بر او نيست . (يعنى بايد به او
مهلت داد تا توان پرداخت پيدا كند)
حبس حقوق ديگران ومسامحه در پرداخت آن براى كسى كه توان پرداخت آن را دارد، از نظر اسلام حـرام بـوده
و از گـنـاهان كبيره است . پرداخت بدهى و شتاب كردن درآن ، درصورت توانايى ، امـرى پـسـنـديده بوده ،
داراى ثواب فراوان است .پيامبر اكرم صلى الله عليه وآله دراين باره فرمود:

(دِرْهَمٌ يَرُدُّهُ الْعَبْدُ اِلىَالْخُصَماءِ خَيْرٌ لَهُ مِنْ عِبادَةِ اءَلْفِ سَنَةٍ وَ
مِنْ عِتْقِ اءَلْفِ رَقَبَةٍ وَ خَيْرٌ لَهُ مِنْ اءَلْفِ حَجَّةٍ وَ عُمْرَةٍ) (109)

اگـر كـسـى بـراى رفـع اخـتـلافـات ، بـه خـصـم در نـزاع مـالى درهمى باز گرداند، از هزار سال عبادت
وهزار بنده آزاد كردن وهزار حج وعمره به جا آوردن برايش بهتر است .

د ـ حفظ ونگهدارى

بـه صـورت اجـاره نـزد كـسـى بـاشـد، يـا جـزء بـيـت المـال و امـوال مـتـعـلق بـه مـسـلمانان
باشد، بايد درحفظ ونگهدارى آن بكوشد، در استفاده از آنها افراط وتـفـريـط نكند، بويژه در بيت المال
كه امرش از ساير موارد مهمتر است و كوتاهى در حفظ آن ، خيانتى بزرگ به مسلمانان محسوب مى شود.

ايـى كـه شـرحـش در درس دوازدهـم خـواهـد آمـد، پـرهـيـز كـنـنـد واز ايـن قـبـيـل است پاركها،
جنگلها، اماكن عمومى و دولتى ، حفظ و حراست اتوبوسهاى دولتى واگنهاى راه آهـن وغـيـره ، كـه سـسـتى
در اين امور، دنيا و آخرت انسان را به خطر انداخته ، جامعه اسلامى رابه ورطه هلاكت مى اندازد.

ن رو اگـر كـسـى مـدتـى طـولانـى از امـوال خـود دور شـد، بـطـورى كـه مـال او در مـعـرض خـرابـى
قـرار گـرفـت ، بـر عـهـده حـاكـم اسـلامـى اسـت كـه آن امـوال را تـا آمـــدن صـاحبش حفظ كند و اگر
هزينـه اى لازم داشت بپردازد و هنگامى كه آن شخص برگشت با مطالبه هزينه ، مال را در اختيارش قرار دهد.

خود راندارند، مانند كودكان يتيم ، افراد سفيه و رشد نيافته و ديوانگان ، مالى داشته باشند، اداره
امـوال آنـهـا بـرعـهـده حـاكـم اسـلامـى اسـت و او بـاتـعـيـيـن ولى وقـيـّم ، امـوال آنـان را
حـفظ و حراست مى كند تا كودكان به بلوغ ، سفيهان به درجه رشد، و ديوانگان به سلامت دست يابند.

پيامدهاى بى احترامى

بـى احـتـرامـى بـه امـوال ديگران به شكل خيانت ، افراط وتفريط، سستى در حفظ و نگهدارى ، دزدى
وسـايـر تـصـرّفـات غـيـر مجاز كه جزو گناهان مربوط به حق الناس به حساب مى آيد، عـلاوه بـر
تـاءثـير بد بر اخلاق كه شرحش در درس پانزدهم خواهد آمد ـ پيامدهاى شوم اخروى نيز به دنبال دارد.

در روز قـيـامـت ، شـديـدتـريـن گـردنـه هـا گـردنـه سـؤ ال از حـقـوق مـردم اسـت كـه بـه آن
گـردنـه مـظـالم ، عـدل و حـق النـاس مـى گـويـنـد و درقـرآن نيز به (مرصاد) تعبير شده است ، قرآن
كريم مى فرمايد:

(اءِنَّ رَبَّكَ لَبِالْمِرْصادِ) (110)

همانا پروردگارت در كمينگاه است .

امام صادق عليه السلام در تفسير اين آيه مى فرمايد:

(اءَلْمِرْصادُ قَنْطَرَةٌ عَلَى الْصِّراطِ، لا يَجُوزُها عَبْدٌ بِمَظْلَمَةِ عَبْدٍ) (111)

مـرصـاد، پـلى بـر روى صـراط اسـت بنده اى كه حق بنده ديگرى بر گردن او باشد، از آنجا نخواهد گذشت .

بـنـابـرايـن ، كـسـانـى كـه نـسـبـت بـه اموال ديگران بى احترامى كرده ، بگونه اى به حريم
امـوالشـان تـجـاوز كنند، درآن گردنه ، گرفتار مى شوند، مگر اينكه حقشان را ادا كنند يامورد عفو و
بخشش صاحب حق قرار گيرند.

مـحـدث قـمـى قـدّس سـره حـكـايـت (ابـوسـليـمـان دارانـى ) را كـه از زُهـّاد مـعـروف اسـت ، چنين
نقل مى كند كه :

بعد از مرگش او را در خواب ديدند و از وى پرسيدند : حق تعالى با تو چه كرد؟ گفت : روزى بـارِ كـاهـى
وارد شـهـر مـى شـد و مـن تـكـه چـوبـى از آن كـنـدم ، نـمـى دانـم كـه بـا آن خلال كردم يا دور
افكندم . حال يك سال است كه گرفتار حساب آن هستم .(112)

به اميدآنكه حد ومرز اموال مشروع و غير مشروع ، خودى و بيگانه را شناخته ، از آن تجاوز نكنيم .

/ 78