اسراف درمال - اخلاق اقتصادی و سیاسی نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

اخلاق اقتصادی و سیاسی - نسخه متنی

علی‌اصغر الهامی ‌نیا، نعمت‌ا... یوسفیان، تقی حسینی؛ تهیه‌کننده: پژوهشکده تحقیقات اسلامی نمایندگی ولی فقیه در سپاه

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

اسراف درمال

اموال به خداوند تعلّق دارد كه به رسم امانت به بشر سپرده وبراى بهره بردارى صحيح از آنـهـا
دستوراتى داده است . شخصى به نام اَبان بن تغلب مى گويد: امام صادق عليه السلام به من فرمود:

حتياجشان را رفع كند. پس هركس به اين دستور رفتار كند، آنچه را خورده وآشاميده و پوشيده و سوار شده
وازدواج كرده ، همه بر او حلال است واگر چنين نكرد تمام بر او حرام است . سپس آيه شريفه (وَلا
تُسْرِفوُا اِنَّهُ لا يُحِبُّ الْمُسْرِفينَ)

را تلاوت فرمود.(145)

ممكن است اسراف مال در دومورد شخصى و عمومى صورت گيرد:

ا اسـراف و تـبذير، فاسدش نمايد. اسلام در اموال شخصى امر به پرهيز از اسراف و تبذير كـرده و حـسن
تدبير را مايه خيرو سعادت مى داند. (حسن تدبير) در امور زندگى به اين است كـه انـسـان در خـوراك ،
پـوشـاك ، مـسـكـن ، انـفـاق و غـيـره نـه سـخـت گـيـر بـاشـدو نـه از حـد معمول ، تجاوز نمايد.

عـلى عـليـه السـلام پـس از مـراجـعـت از جـنگ جمل ، آگاه شد كه يكى از يارانش به نام (علاءبن زيـاد)
بـيـمار و درخانه خود بسترى است . امام به عيادت او رفت . وقتى چشم حضرت به خانه وسيع او افتاد فرمود:

تـو خـانـه اى بـه ايـن وسـعـت در دنـيـا بـراى چـه مـى خـواهـى ؟! در حـالى كـه در آخرت به آن
نيازمندترى .

سپس فرمود:

آرى هـمـيـن خـانـه وسـيع مى تواند مايه وسعت خانه آخرت شود، زيرا مى توانى در اينجا مهمان نـوازى
كنى ، وبه بستگان خود رسيدگى نمايى ، وحقوق شرعى را بپردازى . در اين صورت به آخرت (نيكو) نيز دست
خواهى يافت .

پس از اين نصيحت ، علاء گفت :

اى امـيـرمـؤ منان ! من از دست برادرم ، عاصم ، شكايت دارم ؛ عبايى به تن كرده واز زندگى دست كشيده است
.

امام فرمود: او راحاضر كنيد. هنگامى كه عاصم آمد به او فرمود:

(يـاعـُدَوّ نـَفـْسـِهِ لَقـَدِاسـْتـَهـامَ بـِكَ الْخـَبـيـثُ ، اءَما رَحِمْتَ اَهْلَكَ وَ
وَلَدَكَ؟ اءَتَرَى اللّهَ اَحَلَّ لَكَ الطَّيِباتِ وَ هُوَ يَكْرَهُ اءَنْ تَاءْخُذَها؟...) (146)

اى دشمنك خود! خبيث (شيطان ) سرگردانت كرده ، آيا به زن و فرزندت رحم نمى كنى ؟ آيا مى پـنـدارى
خـدايـى كـه چـيـزهاى پاكيزه را بر تو حلال كرده ، بيزار است كه تو از آن بهره مند گردى ؟

انـفـاق كـردن بـه ديـگـران نـيـز بـايـد عـاقـلانـه و در حـد اعـتـدال بـاشـد، اگـر از حـدّ،
تجاوز كند چه بسا موجب واماندگى ، تهيدستى ، وارد شدن لطمه روحى وآبرويى گشته و مانع كار وفعاليت
انسان گردد. قرآن كريم دراين باره مى فرمايد:

(وَلا تـَجـْعـَلْ يـَدَكَ مـَغـْلُولَةً اءِلى عـُنـُقـِكَ وَ لا تـَبـْسـُطـْهـا كـُلَّ
الْبـَسـْطِ فـَتـَقـْعـُدَ مـَلُومـاً مَحْسُوراً) (147)

هرگز دستت را بر گردنت زنجير مكن (ترك انفاق و بخشش منما) وبيش از حد نيز آن را مگشا كه مورد سرزنش
قرارگرفته و از كارفرومانى .

امـام صـادق عـليـه السـلام دربـاره آيـه (وَ آتـُوا حـَقَّهُ يـَوْمَ حـَصـادِهِ وَ لا
تُسْرِفوُا اءِنَّهُ لايُحِّبُ الْمُسْرِفينَ) (148)

فرمود:

(مردى انصارى (به نام ثابت بن قيس ) زراعتى داشت ؛ وقتى حاصلش به دست مى آمد، همه را صـدقـه مـى داد،
وبـراى خـود وعـيـالش چـيـزى بـاقـى نـمـى گـذاشـت . خـداونـد ايـن عمل را اسراف خواند.) (149)
و آگـاه باشند و آن را در راه مصالح ملت ، تعليم وتربيت ، ارشاد جامعه ، پيشرفت اقتصادى ، آبـادى
وعـمـران سـرزمينهاى اسلامى ورفاه عمومى به كارگيرند. رهبران الهى درانجام اين مسؤ وليـت بـزرگ ،
بـسـيـار كـوشـا ودقـيـق بـودنـد. بـطـور مثال ،اميرمؤ منان (ع ) به كارگزاران خود مى نويسد:

(اءَدِرقُّوا اءَقـْلامـَكـُمْ، وَ قـارِبـوُابـَيـْنَ سـُطـُورِكـُمْ وَحـْذِفـُوا عـَنّى
فُضُولَكُمْ، وَ اقْصُدوُا قَصْدَ الْمَعانى ، وَ اءِيّاكُمْ وَ الْاءِكْثارَ، فَاِنَّ اءَمْوالَ
الْمُسْلِمينَ لا تَحْتَمِلُالْاءِضْرارَ) (150)

قـلمـهـاى خـود را تـيـز كنيد، ونزديك به هم بنويسيدمطالب غير ضرورى را حذف كنيد، به معنا
بـپـردازيـد و از لفـّاظـى بـپـرهـيـزيـد، زيـرا امـوال مـسـلمـانـان نـبـايـد ضـرربـبـيـنـد و
حـيـف وميل گردد.

نامه حكومت علوى است كه بايد در سطح مملكت اسلامى ، الگوى همه دست اندركاران امور مالى و
تـداركـاتـى قـرار گـيـرد تـا خـواه و نـاخـواه بـه اسـراف در بـيـت المـال دامـن نزنند و نسبت به
سرمايه مملكت ، خيانت ناخواسته انجام ندهند تا چه رسد به ريخت وپاشهاى آشكار و اختلاس وغيره .

/ 78