تجمّل گرايى ، آفت مسؤ ولان - اخلاق اقتصادی و سیاسی نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

اخلاق اقتصادی و سیاسی - نسخه متنی

علی‌اصغر الهامی ‌نیا، نعمت‌ا... یوسفیان، تقی حسینی؛ تهیه‌کننده: پژوهشکده تحقیقات اسلامی نمایندگی ولی فقیه در سپاه

نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
افزودن یادداشت
افزودن یادداشت جدید

ج ـ بى اعتبارى اجتماعى

خـرج كـردن ، هـيچ حدّى را رعايت نكردند، اين امر آنها را از مردم دورو در نظر آنها بى اعتبار مى
كـنـد. كـسـى كـه مى خواهد به كمال انسانى برسد نه تنها از شهوات حرام ، بلكه از پاره اى شـهـوات
حـلال نـيـز بـايـد بـگذرد. رهبر معظّم انقلاب حضرت آية الله خامنه اى در اين باره مى فرمايد:

خـودمـان افـتـاديـم ، دنـبـال تـجـمـّلات و تـشـريـفـات رفـتـيـم ، درخـرج كـردن بـيـت المـال
هـيـچ حـدّى بـراى خـودمان قائل نشديم ... هر چه توانستيم ، خرج كرديم ، مگر اعتماد مردم بـاقـى مـى
مـانـد؟ ... نـمـى شـود مـا درزنـدگـى مـادّى فـرو بـرويـم ، بـخـواهـيـم مـردم بـه شكل يك اسوه به
مانگاه كنند.(271)

د ـ محروميت از لذّتهاى معنوى

آنـان كـه هـر چـه بـخـواهـنـد، مـى خـورنـد و مـى پـوشـنـد، درفـرمـانـبـردارى از خـداونـد
مـتعال تنبل مى شوند، واگر هم مختصر عبادتى كنند، نمى فهمند چه مى گويند، و در محضر چه كـسـى
هـسـتـنـد. و ايـن بـالاتـريـن عذاب براى انسان است كه از لذّتهاى معنوى و روحانى محروم باشد. على
عليه السلام فرمود:

(...فَماخُلِقْتُ لِيَشْغَلَنى اَكْلُ الطَّيِّباتِ كَالْبَهيمَةِ الْمَرْبُوطَةِ هَمُّها
عَلَفُها) (272)

مـرا نـيـافـريـده اند كه خوردن غذاهاى لذيذ (از نيكبختى جاويد) بازم دارد مانند چهارپاى بسته شده
اى كه هَمّش علف است .

روشـن است ، كسى كه همچون (حيوانى چرنده ) هرچه بخواهد در طلبش حركت كند، حدّو مرزها را نـاديـده
بـگـيـرد و بـراى رسـيـدن بـه لذتـهـاى مـادىِ دنـيـا، از هـيـچ خـلافـى نـگـذرد، از ذكـر خداغافل
مى شود و از لذتهاى معنوى كه از اين رهگذر به دست مى آيد، محروم مى شود.

ه‍ ـ انحطاط اجتماعى

تـى نـمـى كـردنـد وآنـهـمـه ثـروتـهـا را در راه مصالح ملّت ، تعليم و تربيت ، ارشاد جامعه ،
پـيـشـرفـتـهـاى اقـتـصادى ، و رفاه عمومى به كار مى بردند، اكنون شاهد عقب ماندگى ملتهاى اسلامى
نبوديم ، و سايه شوم استعمارگرانِ بى رحم را بر سرآنها نمى ديديم . قرآن كريم در اين باره مى فرمايد:

(اَنْفِقُوا فى سَبيلِ اللّهِ وَلا تُلْقُوا بِاَيْديكُمْ إِلَى التَّهْلُكَةِ) (273)

در راه خدا انفاق كنيد وخودتان را با دستهاى خود به هلاكت نيفكنيد.

از ايـن آيـه بـه خـوبـى استفاده مى شود كه اسراف كردن درثروتهاى شخصى و ملّى ومصرف آنـهـا
درتـجـمّلات و تشريفات ظاهرى ، ولخرجيهاى زيانبار و حدنگه نداشتن در زندگى ، باعث هلاكت وانحطاط
اجتماعى مى گردد.

ابـن خـلدون ، جـامـعـه شـنـاس بـزرگ اسـلامـى ، در بـحـثـى تـحـت عـنـوان (... فـراخـى مـعيشت و
تجمّل و فرو رفتن در ناز ونعمت ، ازموانع پادشاهى و كشور دارى است ) مى نويسد:

ن نـقـصان مى پذيرد، تا سرانجام به كلّى زايل مى گردد، و سرانجام زمان انقراض قبيله آنان فـرا مـى
رسـد، و بـه هـر انـدازه بـيـشـتـر درنـاز ونـعـمـت و تجمّل خواهى فرو روند به همان ميزان به نابودى
نزديكتر مى شوند تا چه رسد به اين كه داعيه پادشاهى در سرداشته باشند.(274)

تجمّل گرايى ، آفت مسؤ ولان

دارد بـه مـنـزله مـعـيارى براى خوبى و بدى رفتار محسوب مى شود. مردم او را درنوع خوراك ، پـوشـاك ،
مسكن ، اتومبيل ومانند آن ، الگو قرار داده و از او تقليد مى كنند، واز همين روزنه است كه اخلاق
مترقّى و يا منحط به جامعه اى راه مى يابد. على عليه السلام دراين باره مى فرمايد:

(اَلنّاسُ بِاءُمَرائِهِمْ اءَشْبَهُ مِنْهُمْ بِآبائِهِمْ) (275)

شباهت مردم به زمامدارانشان بيشتر از شباهت آنان به پدرانشان است .

اه طـلبـى ، آفـت مـسـؤ ولان مـمـلكـتـى اسـت كه نه تنها دنيا و آخرت آنها را به خطر مى اندازد و
دراجـتـمـاع بـى ارزش و غـيـرقـابـل اعـتـماد مى گرداند، بلكه دراثر بازماندن از مسؤ وليتهاى
اجـتـمـاعـى ضـربه اى بزرگ بر پيكر اجتماع اسلامى وارد خواهند ساخت . از اين رو، على عليه السلام مى
فرمايد:

(... إِنَّ اللّهَ تـَعـالى فـَرَضَ عـَلى اءَئِمَّةِ الْحـَقِّ اءَنْ يـُقـَدِّرُوا
اءَنـْفُسَهُمْ بَضَعَفَةِ النّاسِ كَيْلا يَتَّبَيَّغَ بِالْفَقيرِ فَقْرُهُ) (276)

هـمـانـا خـداى بـزرگ بـر پـيـشـوايـان دادگـسـتر واجب كرده است ، كه خود را با ضعيفترين مردم
برابرنهند، تا مبادا تنگدستى ، نيازمند را به هيجان وطغيان وادارد.

وكـمـتـريـن امـكـانات زندگى مى كنند، معقول و سزاوار نيست ، كه حزب اللّهى ها و مسؤ ولان به تجمّل
رو كرده ، وزارتخانه ها را با دكورها و مبلمانهاى طاغوتى آزين بخشند و به ولخرجيهاى زيانبار،
مشروعيت بدهند، و درخانه ، اتومبيل ، مهمانى ، عزا و عروسى از حدّ متوسط خارج شوند.

امـام خـمـينى ، قدّس سره ، خدمت به محرومان جامعه ومبارزه بى امان با توطئه هاى شياطين و رمز عزّت و
آزادگى را در ساده زيستى و پرهيز از تجمّل گرايى مى داند و مى فرمايد:

نـد، بـراى حـفـظ، يا رسيدن به آن تن به هر ذلّت وخوارى مى دهند، و در مقابلِ زور وقدرتهاى
شـيـطـانـى خـاضـع و نـسبت به توده هاى ضعيف ، ستمكار و زورگوهستند، ولى وارستگان ، به خلاف آنانند،
چراكه بازندگانى اشرافى ومصرفى نمى توان ارزشهاى انسانى ـ اسلامى را حفظ كرد.) (277)

/ 78