ويژگيهاى زاهد - اخلاق اقتصادی و سیاسی نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

اخلاق اقتصادی و سیاسی - نسخه متنی

علی‌اصغر الهامی ‌نیا، نعمت‌ا... یوسفیان، تقی حسینی؛ تهیه‌کننده: پژوهشکده تحقیقات اسلامی نمایندگی ولی فقیه در سپاه

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

نـسـبـت به آنچه در دستت مى باشد، بيشتر نباشد از اعتمادت نسبت به آنچه در دست خداوند عزوجل است .

بـا تـوجـه بـه آنـچـه گـذشت ، اصل زهد، همين دلبسته نبودن به دنياست . البته پيدايش چنين خصلتى در
انسان ونيز حفظ آن با تنعّم وبرخوردارى ازهمه لذايذ دنيا نمى سازد.

بـراى ايـجـاد روحيه عالى عدم دلبستگى به مظاهر دنيا و حفظ اين روحيه ، لازم است انسان تحت شـرايـط
خاصّى ، از برخى مصارف و لذّات دنيا چشم بپوشد و زهد عملى جهت چنين تمرينى لازم است .برخى ازدلايل و
شرايط ويژه اى كه زهد عملى را ايجاب مى كند، به شرح زير است :

1ـ كـمـتـر مـصـرف كـردن يـا چشم پوشى از مصرف برخى اشياء، به جهت ندرت آنها نسبت به نـيـازمـردم ؛
تـا اينكه زمينه استفاده ديگران فراهم آيد. دراين گونه زهد، انسان در مصرف خود، محدوديتهايى قائل مى
شودتا ديگران در رفاه و آسايش بيشترى قرار گيرند.

ر مـقـام رهبرى ايجاب مى كند زندگى زاهدانه داشته باشد؛ تا از طرفى براى رفاه خويش در امـوال مـردم ،
دسـت نـيـفـكـند و آنها رابه خود اختصاص ندهد و از طرف ديگر، مردم محروم و ضعيف الحـال جـامـعـه ،
بـاديـدن وضـعـيت زندگى حاكم خويش ، دلگرم شوند و احساس حقارت واظهار ملالت نكنند.

از اميرمؤ منين عليه السلام نقل شده كه فرمود:

(اءِنَّ اللّهَ جـَعـَلَنـى اِمـاماً لِخَلْقِهِ، فَفَرَضَ عَلَىَّ التَّقْديرَ فى نَفْسى وَ
مَطْعَمى وَ مَشْرَبى و مـَلْبـَسـى كـَضـُعـَفـاءِ النـّاسِ، كـَىْ يـَقـْتـَدِىَ الْفـَقـيـرُ
بـِفـَقـْرى وَ لا يـُطـْغـِى الْغـَنِّىَ غِناهُ) (286)

هـمـانـا خـداونـد مـراامـام خـلقـش قـرار داده و بـر من لازم فرموده كه در خودم ، خوردن و نوشيدن و
پـوشـشـم (زندگى خود را) مانند ضعفاى مردم تنظيم كنم ، تا اينكه فقير به فقر من اقتدا كند وثروت ،
ثروتمند را به طغيان واندارد.

عـنـوان وسـيـله اى بـراى رسـيـدن بـه زهـد روحـى : دوجـنـبـه زهـد بـر هـم اثـر مـتـقـابـل دارند.

يعنى گاهى براى ورزيده شدن در زهد روانى لازم مى شود كه انسان از برخى لذتـهـا و بـهره منديها چشم
بپوشد. از باب مثال لباس كهنه و مندرس بپوشد كه بواسطه آن ،دل ، خاضع و نفس ، رام مى گردد.

شـايـد اگـر ايـن دلايـل و مـوجـبـات نـمـى بـود زهـد عملى يعنى كاهش مصرف از نظر اسلام ، هيچ ضرورت
مستقلّى نداشت .

ويژگيهاى زاهد

زاهـد واقـعـى را چـگونه بشناسيم ؟ چه صفاتى او رااز ديگران متمايز مى كند؟به عبارت ديگر اسلام چهره
حقيقى زاهد را با چه ويژگيهايى ترسيم كرده است ؟

در تـعـاليـم اسلامى ويژگيهايى را براى اشخاص زاهد بر شمرده اند كه به بعضى از آنها مى پردازيم :

الف ـ تحقير دنيا

يـش زاهـد، كوچك است وآن را تحقير و سرزنش مى كند. تحقير كردنش به خود دنيا، نعمتها ومواهب الهـى بر
نمى گردد، بلكه به دوستى دنيا بر مى گردد كه ريشه گناهان است ، او از دنيا و عطاياى آن براى رسيدن به
كمالات معنوى و اخروى بهره مى گيرد كه امام باقر عليه السلام فرمود:

(نِعْمَ الْعَوْنُ الْدُّنْيا عَلَى الْآخِرَةِ) (287)

دنيا خوب كمكى براى آخرت است .

تـضـاد دريـك دل نـمـى گـنـجد. او در دنياى خاكى و ميان مردم زندگى مى كند، كارو مسؤ وليت و مـال و
ثـروت هـم دارد ولى دل بـه هـيـچ كـس وهـيچ چيز جز خدا نمى بندد، به عنوان نمونه على عليه السلام در
موارد گوناگونى از نهج البلاغه دنيا را سرزنش و تحقير كرده است . ازجمله مى فرمايد:

(وَ اللّهِ لَدُنْياكُمْ هذِهِ اءَهْوَنُ فى عَيْنى مِنْ عِراقِ خِنْزيرٍ فى يَدِ مَجْذُومٍ) (288)

بـه خـدا سـوگـنـد! اين دنياى شما درچشم من خوارتر از استخوان بى گوشت خوكى است كه در دست بيمار
جذامى باشد.

بـا ايـن حال ، آن بزرگوار مثل ديگران از عطاياى دنيا بهره مى گرفت ، در كارهاى اجتماعى از كارگرى
گرفته تا رهبرى حضور فعّال داشت ، دست به كارهاى توليدى همچون زراعت ومانند آن مى زد، ولى درآمد آن
را انباشته نمى ساخت ، بلكه همه را در راه خدا انفاق مى كرد.

امـام عـليـه السـلام بـاايـن رفـتـارش نشان داد، كه تحقير دنيا به معناى رها كردن آن و گوشه نشينى
نيست ، بلكه به معنى دل نبستن واسير آن نشدن است .

/ 78