نگاهي به مواعظ و خطب سيدالشهداء
بصائرـ ش: 19 اي مردم، در صفات حميده بر يكديگر افتخار كنيد!و بر مكارم اخلاق مباهات نمائيد!و در فراگيري از ثمرات با ارزش روحي و معنوي شتاب ورزيد! كار نيكي را كه در آن سرعت نداريد، به حساب نياوريد!با ظفر و پيروزي به پايان رساندن كار، ستايش و تمجيد براي خود بيافرينيد! و با سستي و كندي كسب سرزنش و مذمت نكنيد! و بدانيد كه: در هر شرط و موقعيّتي كه كسي به ديگري احسان نموده؛ و چنين ميپندارد كه او به شكرش قيام نكرده، و به سپاس برنخاسته است؛ خداوند خودش براي او جزا و پاداش است؛ چون بخشش خداوند فراوانتر و سرشارتر و مزدش بزرگتر است. و بدانيد كه حوائج مردم به شما از جمله نعمتهاي خداوندي است بر شما؛ پس با اين نيازمنديها با ملال و خستگي مواجه نشويد تا آن نعمتها به مكافات و انتقام تبديل نشود. و بدانيد كه كارهاي خوب و پسنديده ستايش و آفرين را در بر دارد؛ و اجر و پاداش نيك را به دنبال ميكشد؛ و اگر شما خوبي و پسنديدگي را به صورتي مجسّم ميديديد؛ هر آينه آن را به صورت مردي زيبا و نيكو روي و جميل المنظر مييافتيد، كه براي نظاره كنندگان بهجت بخش و مسّرتآميز بود. و اگر شما زشتي و نكوهيدگي را به صورتي مجّسم ميديديد هر آينه آن را به صورت مردي زشت و كريهالمنظر مييافتيد، كه دلها از او ميرميد؛ و در برابر آن چشمها و نگاهها به زير ميآمد. اي مردم، كسي كه بخشش كند سرور و بزرگ ميشود؛ و كسي كه بخل ورزد به پستي ميگرايد؛ و سخيترين مردم آنكس است كه ببخشد به كسي كه در او اميد تلافي و پاداش ندارد؛ و با گذشتترين مردم كسي است كه با وجود قدرت و توانائي عفو پيشه گيرد؛ و پيوند كنندهترين مردم كسي است كه با افرادي كه با او بريدهاند، بپيوندد. تنه درختان و غيرها با وجود اتّكاي آنها به ريشههاي خود، به واسطه شاخهها بالا ميروند، و رشد ميكنند، و بهره ميدهند. پس هر كس براي رسانيدن خيري به برادرش شتاب ورزد؛ شاخهاي از درخت معنويّت آفريده؛ فردا كه بر آن وارد ميشود آن خير را خواهد يافت.و كسي كه در احساني كه به برادرش كرده است، خدا را در نظر داشته، و براي رضاي او انجام داده است، خداوند در وقت نيازمندي او، آن خير را به او ميرساند؛ و بيشتر از آن مقدار، از بلاهاي دنيا را از او ميگرداند؛ و دور ميكند. و كسي كه غم و اندوه مؤمني را بزدايد، خداوند غم و غصّههاي دنيا و آخرت را از او ميگرداند؛ و كسي كه نيكوئي كند، خداوند به او نيكوئي ميكند. «و البتّه خداوند نيكوكاران را دوست دارد»(1) و از جمله مواعظ آن حضرت است كه:مردي به نزد حضرت حسين بن علي (عليه السّلام ) آمد؛ و گفت: من مردي هستم اهل گناه؛ و توانائي شكيبائي گذشت از معصيت را ندارم؛ پس شما مرا موعظهاي بنمائيد! حضرت در پاسخ او فرمودند:پنج كار بجاي بياور؛ و سپس هر گناهي بخواهي بكن!:اول آنكه
از روزي خدا مخور؛ و هر گناهي بخواهي بكن!دوم آنكه
از تحت قيّوميّت و ولايت خدا خارج شو؛ و هر گناهي بخواهي بكن!سوم آنكه
براي گناه جائي را بطلب كه خدا در آن تو را نبيند؛ و هر گناهي بخواهي بكن!چهارم آنكه
چون ملكالموت براي گرفتن جان تو آيد؛ او را از خود دور گردان؛ و هر گناهي بخواهي بكن!پنجم آنكه
چون فرشته پاسدار دوزخ بخواهد تو را در آتش بيفكند، تو در آتش داخل مشو، هر گناهي بخواهي بكن!»(2) و نيز از كتاب اعلام الدّين روايت است كه: «حضرت سيدالشهداء [عليهالسّلام] چنين فرمود: تدريس و تدّرس علم، پيوند معرفت است؛ و درازاي مدّت تجربه، موجب زيادي عقل است؛ و شرف انسان تقواي اوست؛ و قناعت پيشگي، راحت بدن است؛ و كسيكه تو را دوست دارد، از ناشايستگي تو را منع ميكند و كسيكه تو را دشمن دارد تو را بكار زشت ترغيب مينمايد.»(3) و نيز از مواعظ آن حضرت است كه فرمودند:«بپرهيز از انجام كاري كه موجب پوزش و عذرخواهي تو گردد، مؤمن كسي است كه بدي نميكند و عذرخواهي نيز نمينمايد؛ و امّا منافق كسي است كه هر روز بدي ميكند و سپس پوزش ميطلبد.»(4) «مردم بندگان دنيا هستند؛ و دين چون آب دهانيست كه بر روي زبانهاي آنان جاري است؛ و تا جائيكه معيشتهاي آنان فراوان است؛ متعهّد و حافظ دين هستند؛ امّا زمانيكه به بلايا و مشكلات آزمايش شوند دينداران حقيقي به شماره اندك خواهند بود.»(5) و اگر چنين است كه دنيا نفيس به شمار ميآيد؛ پس بايد دانست كه آخرت كه خانه ثواب و مزد الهي است؛ بس بلندپايهتر و شريفتر است. و اگر چنين است كه بدنهاي آدميان براي مرگ آفريده و انشا شده است، پس بايد دانست كه كشته شدن با شمشير در راه خدا، بسي برتر است. و اگر چنين است كه روزيهاي خلائق به مقدار معيّن تقسيم گرديده است؛ پس بايد دانست كه كمتر حريص بودن مردم در كسب روزي؛ جميلتر و نيكوتر است. و اگر چنين است كه نتيجه اندوختن اموال، ترك نمودن آنهاست؛ پس چيزي كه متروک خواهد شد چه ارزشي دارد كه آدمي بدان بخل ورزد.»(6)1 . كشف الغّمة، طبع سنگي، ص184. 2 . در بحارالانوار طبع حروفي، ج78، ص126 از جامع الاخبار روايت كرده است؛ وليكن در جوامع الاخبار در فصل 89 در ص 152، طبع مصطفوي اين روايت را از حضرت علي بن الحسين [عليهما السّلام] روايت كرده است. 3 . اين روايت را مجلسي در بحارالانوار، ج78 از طبع حروفي، ص128 از كتاب اعلام الدّين آورده است. 4 . تحفالعقول، صفحه 248؛ و بحارالانوار جلد78، صفحه 120 از تحفالعقول. 5 . تحفالعقول، ص246 از طبع حروفي و بحارالانوار، ج 78، ص 118 از طبع حروفي. 6 . تحفالعقول، ص 245 و مقتل خوارزمي، ص237. گزيدهاي از كتاب لمعات الحسين