اصول فلسفه و روش رئالیسم نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

اصول فلسفه و روش رئالیسم - نسخه متنی

مرتضی مطهری

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

داشت . ))
جان لاك درباب تقسيم خواص جسم نيز همان عقيده دكارت را دارد و مى گويد :
(( خاصيت بر دو قسم است : بعضى ذاتى جسم اند و از آن منفك نمى شوند و آنها را
--------------------
165
(( خاصيت نخستين )) مى ناميم
مانند جرم و بعد و شكل و حركت يا سكون . بعضى خاصيتها مربوط به ذات جسم
نيستند و عرض اند و فقط احساساتى هستند كه به واسطه خاصيتهاى نخستين در ذهن ايجاد مى شوند
مانند رنگ
و بو
و آنها را (( خاصيتهاى دومين )) مى گوييم )) .
البته اينجا اين اشكال پيش مى آيد كه در صورتى كه ما جميع معلومات خود را نسبت به عالم خارج - به حسب
نظر لاك - مستند به حس مى دانيم و فرض اين است كه حس ارزش يقينى ندارد
پس از چه راه مى توانيم حكم كنيم
كه بعضى از خاصيتهاى جسم ذاتى آنها هستند و بعضى عرضى و به عبارت ديگر بعضى حقيقى هستند و در خارج
واقعيت دارند و بعضى ديگر صرفا ذهنى
در صورتى كه همه آنها به وسيله حس ادراك شده اند و چه دليلى هست
كه خاصيتهاى نخستين نيز مانند خاصيتهاى دومين ذهنى محض نباشند ؟
اين اشكال است كه بعضى از دانشمندان مانند جرج بركلى را كه عقيده لاك را در باب (( اصالت حس )) پسنديده
اند وادار كرده است كه جميع محسوسات را ذهنى بدانند
و بعلاوه بنا بر اصالت حس كه لاك قائل است
از چه
راه براى يك سلسله معلومات كه آنها را (( وجدانيات )) يا (( بديهيات )) ناميد و يك سلسله معلومات ديگر كه
آنها را (( امور تعقلى و استدلالى )) خواند ( كه در بالا در ضمن نقل كلمات خودش اشاره شد ) ارزش يقينى
قائل است ؟ آيا بنا بر اصالت حس يا قبول اين جهت كه حس خطا كار است مى توان براى غير معلومات حضوريه (
علم نفس به خود و به انديشه و افعال و قواى خود ) ارزش يقينى قائل شد ؟
در هر صورت عقيده حسيون نيز درباره محسوسات مانند عقيده عقليون است و براى آنها ارزش نظرى و معرفتى
قائل نيستند . در ميان فلاسفه جديد
مخصوصا از قرن نوزدهم به بعد
شايد كسى يافت نشود كه نظريه قدما
را درباب محسوسات بپذيرد .
در قرن نوزدهم نظريه (( اتميسم )) ( 1 ) كه ابتدا از طرف ذيمقراطيس در قرن پنجم قبل از ميلاد در يونان
ابراز شده بود در اروپا قوت گرفت و معلوم شد جسم برخلاف نظريه
atomism . . 1
--------------------
166
قدما آنطور كه ابتدائا به نظر مى رسد يك (( متصل واحد )) نيست بلكه مركب است از ذرات بسيار كوچك كه جسم
واقعى آنها هستند
اختلاف و تنوع اجسام محسوس تنها در اثر اختلاف شكل و اندازه و وضع ذرات آنهاست و
آن ذرات دائما در جنبش و حركت هستند و آنچه منشأ ديدن و شنيدن و ساير احساسها مى شود غير از همان ذرات
كه در حركت هستند چيز ديگرى نيست و آنچه ما به وسيله حواس خود به عنوان رنگ يا طعم يا بويا صورت ادراك
مى كنيم عينيت خارجى ندارند

/ 758