اصول فلسفه و روش رئالیسم نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

اصول فلسفه و روش رئالیسم - نسخه متنی

مرتضی مطهری

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

موجود ديگرى غير مادى به همراه اين پديده مادى نيز هست يا نيست ؟ آزمايش و بحث طبيعى ساكت است
( 1 )
اگر چنانچه موجود هم بوده باشد بحث طبيعى نمى تواند او را نشان بدهد
زيرا هر مقدمه نتيجه اى را
مى تواند بدهد كه از سنخ خودش باشد .
اساسا روى غرض فنى در (( طبيعيات )) وجود و ماده به يك معنى است ( ماده مساوى است با وجود ) و نفى وجود
مساوى با نفى ماده است .
ولى چون نظر فلسفه اوسع است به مجرد اينكه بحث طبيعى از چيزى نفى وجود كرد فلسفه به آن قناعت نكرده و
به كاوش خود ادامه خواهد داد .
مثال 2 : (( رياضى )) مى گويد دو طرف معادله جبرى كه مشتمل به ارقام سلبى يا ايجابى مى باشد ممكن است رقم
ايجابى را از طرفى برداشته و تبديل به رقم سلبى نموده و در طرف ديگر بگذاريم
و بالعكس
و اين سخنى
است برهانى و البته حق است .
و (( فلسفه )) اين سخن را به معناى ثبوت نتايج مثبته مى پذيرد نه به معنى تبديل وجود به عدم يا به عكس آن
. رويهم رفته مثل اين علوم و فلسفه مثل يك خاركنى است كه تيشه خود را برداشته و براى كندن خار رهسپار
كوه مى شود
اگر كسى از كوه سرازير شده به وى گويد : (( مرو چيزى نيست )) معناى سخن وى اين است كه در كوه
خارى نيست
زيرا در ظرف غرض خاركن (( چيز )) و (( خار )) يكى است ( خار = چيز ) و البته معناى سخن وى اين نيست
كه كوه و سنگ و خاك و سبزه و هيچ موجودى نيست . و اگر اين سخن به صيادى كه سلاح به دست گرفته و متوجه كوه
است گفته شود معنى (( چيز ))
(( شكار )) خواهد بود زيرا پيش شكارچى (( چيز )) و (( شكار )) يكى است ( چيز = شكار )
و همچنين ...
ولى كسى كه هدف عمومى دارد
اين سخن ( چيزى نيست ) براى وى معنى بسيار وسيعى مى دهد به طورى كه ناچار
است بگويد (( دروغ است )) .
از بيان گذشته نتيجه گرفته مى شود كه :
1 . رجوع شود به مقاله 3 .
--------------------
50
با نظر مثبت يا منفى كه در علوم ديگر تهيه شده يك نظريه مثبت يا منفى فلسفى را نمى توان رد كرد .
نكته 3
چنانكه گفته شد بحث فلسفى بحثى است كه به اثبات وجود و عدم اشياء مى پردازد . حالا اگر كسى فرض شود كه
بحث فلسفى درباره وى مؤثر نشود ( يعنى نتواند علم قطعى به وجود چيزى بهم رساند ) باحث مزبور (( سوفسطى ))
( ايده آليست ) ناميده شده و در نقطه مقابل (( فيلسوف )) قرار مى گيرد
و از اين روى مكتبى كه متعرض وجود
و عدم اشياء مى شود
به حسب تقسيم اولى به دو قسم (( فلسفه )) و (( سفسطه )) ( رئاليسم و ايده آليسم ( 1 )
منقسم مى شود
و همچنين مكتب فلسفى از نقطه نظر اثبات و عدم اثبات (( ماوراء الطبيعه )) به دو مكتب ((
ماوراء الطبيعه )) ( متافيزيك ( 2 ) و مادى ( ماترياليسم )

/ 758