بیشترتوضیحاتافزودن یادداشت جدید
است يا كثرت محض يا هم وحدت و هم كثرت ؟ در باب وحدت و كثرت وجود سه نظريه است : 1 - وحدت وجود . 2 - كثرت و تباين وجودات . 3 - وحدت در عين كثرت و كثرت در عين وحدت ( تشكك وجود ) . وحدت وجود اين نظريه با اين شكل كه با توجه باعتباريت ماهيات ابراز شده -------------------- 54 اعتبارى و پندارهاى بى اثر هستند نسبت بهمديگر مختلف هستند ( چنانكه هر دو مطلب دانسته شد ) و اين اختلاف و تباين از خارج سرچشمه ميگيرد ولى اختلاف خارجى چون اصيل و عين واقعيت خارج ميباشد ديگر پندارى و اعتبارى نخواهد بود . منسوب به عرفا است . عرفا در نظريات خود براهين و استدلالات عقلانى را كه مورد اعتماد فلاسفه است راهنماى خود قرار نميدهند و يگانه راهنماى قابل اطمينان را مكاشفه و شهود ميدانند و صحت نظريه هاى خويش را از همانراه تضمين ميكنند و از اينكه آن نظريه ها با قواعد عقلانى وفق ندهد چندان ابائى ندارند زيرا معتقدند كه مرحله كشف فوق مرحله عقل است و خطاهاى عقل را در مرحله كشف ميتوان تصحيح كرد همانطوريكه مرحله عقل فوق مرحله حس است و ما خطاهاى بيحد و حصر حس را با عقل تصحيح مى كنيم . عرفا در نظريه وحدت وجود نيز بهمان اصول تكيه ميكنند و ملتزم نيستند كه با اصول عقلى يا حسى سازگار در آيد . لكن گاهى براى الزام و افحام فلاسفه با اصول و قواعد عقلانى فلسفى نظريه فلاسفه را نقض و نظريه خويش را تأييد ميكنند و احيانا با طرز استدلال محكمى وارد ميدان مبارزه ميشوند كه فلاسفه را بزانو در مى آورند . ما نحن فيه يكى از آنموارد است و روى همين جهت است كه ما نظريه عرفا را در اينجا آورديم . استدلال عرفا بر وحدت وجود از راه مساوى بودن وجود با وجوب ذاتى و مساوى بودن وجوب ذاتى با وحدت من جميع الجهات است . در حقيقت استدلال عرفا از دو مقدمه و يك نتيجه تشكيل شده باين ترتيب : 1 - وجود مساوى با وجوب ذاتى است . 2 - وجوب ذاتى مساوى با وحدت من جميع الجهات است . نتيجه : پس وجود مساوى با وحدت من جميع الجهات است . بلاترديد هر دو مقدمه جالب تأمل و تعمق بسيارى است . راجع باينكه آيا وجود مساوى با وجوب ذاتى است ( مقدمه اول ) يا نه ؟ در آخر اينمقاله اشاره اى شده و در مقاله هشتم كه از (( ضرورت و امكان )) بحث ميشود و مخصوصا در مقدمه مفصلى كه براى آنمقاله نوشته شده مشروحا بحث خواهد شد . و راجع باينكه آيا وجوب ذاتى مساوى با وحدت است ( مقدمه دوم ) يا -------------------- 55 و از سوى ديگر همه مهيات و احكام و آثار آنها از آن وجود و واقعيت هستى است زيرا مهيت بواسطه وجود همان مهيت شده و حكم و اثر بواسطه وجود حكم و اثر شده و گرنه هيچ و باطل بوده و ازين مقدمات بايد نتيجه گرفت كه : نه ؟ يعنى اينكه لازمه وجوب ذاتى وحدانيت است در مقاله 14 آنجا كه در (( توحيد واجب الوجود )) بحث ميكنيم تحقيق خواهد شد . وعمده چيزيكه استدلال عرفا را ضعيف ميكند همانا مطالبى است كه در مقاله هشتم راجع بمساوقت وجود با