اصول فلسفه و روش رئالیسم نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

اصول فلسفه و روش رئالیسم - نسخه متنی

مرتضی مطهری

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

جزء ماده شى ء قرار مى گيرد .
در اينجا دو نظريه است : نظريه معروف قدما نظير ابن سينا اينست كه صورت پيشين به كلى معدوم مى گردد
مثلا نطفه كه حيوان مى شود آن صورت و فعليتى كه ملاك نطفه بودن است معدوم
و از نو صورت كاملا جديدى
بر ماده افاضه مى شود و به اصطلاح آنچه در طبيعت رخ مى دهد (( خلع و لبس )) است يعنى ماده جامه اى را مى
كند و جامه ديگرى كه احيانا كاملتر است مى پوشد . براى ماده ممكن نيست با داشتن جامه
جامه ديگر بپوشد
. اما نظريه ديگرى كه مورد تأييد صدر المتألهين است اينست كه صورت پيشين به كلى معدوم نمى شود بلكه
فقط از مقام خود معزول مى شود و ديگر (( صورت )) نيست و به اصطلاح آنچه در طبيعت رخ مى دهد (( خلع و لبس ))
نيست (( لبس فوق لبس )) است
و اساسا امكان ندارد كه ماده به كلى خلع صورت كند و صورت ديگرى بپوشد هر چند
زمانى فاصله نشود .
در متن مقاله بعدا درباره اين مطلب بحث خواهد شد .
1 - پوشيده نماند كه چون علوم طبيعى در رهگذر خود تنها از چيزهايى كنجكاوى مى نمايد كه قابل آزمايش
مادى كه با ابزار مادى انجام گيرد بوده باشد و تاكنون ابزار مادى نتوانسته از يك رشته از صفات و نسبت
وجوديه مانند قوه و امكان و مانند وحدت و تقدم و تأخر و جز آنها كنجكاوى كند
از اين روى فلسفه مادى و
به ويژه ماترياليسم
--------------------
24
چنانكه متوجه به سوى فعليتى است كه او را مى خواهد ( 7 ) مثلا قوه و
ديالكتيك كه به گمان خود پيرو يا همراه علم و آزمايش راهپيمائى مى كند
به بحث از هويت اين موضوعات
نپرداخته و تنها به يك جمله : (( هر چه هست ماده است بجز ماده چيزى نيست )) قناعت ورزيده با اينكه يك
سلسله نظريات حساس زير سر اين موضوعات مى باشد و با اينكه به هر بحثى بپردازد خواه ناخواه به استعمال
واژه هاى امكان و فعليت
و حركت و زمان
و وحدت و كثرت و مانند آنها گرفتار خواهد شد و ناچار بايد
مفهومى را كه به ميان مى آورد
از مفاهيم ديگرى كه مشابه يا نزديك به اويند تميز بدهد . ( مرحوم علامه
طباطبائى ) .
7 - اين مطلب از آنچه گذشت به خوبى فهميده مى شود . پس از آنكه ثابت شد كه امكان وجود هر چيز قبل از خودش
وجود دارد و ثابت شد كه قوه و امكان
چيزى نيست كه بتواند مستقل الوجود باشد بلكه هميشه به صورت يك
صفت در شى ء ديگر وجود پيدا مى كند پس شى ء ديگرى نيز قبل از وجود شى ء مورد نظر بايد وجود داشته باشد
كه حامل و نگهدارنده امكان آن شى ء بوده باشد . پس هر چيز همانطور كه مسبوق است به قوه و استعداد
مسبوق است به حامل استعداد كه اصطلاحا (( ماده )) ناميده مى شود
و قبلا گفتيم كه جمله معروف فلاسفه : ((
كل شى ء مسبوق بقوة و مادة تحملها )) ناظر به همين مطلب است .
چيزى كه كاملا بايد مورد توجه واقع شود اينست كه تعبيراتى از قبيل : (( حامل ))
(( نگهدارنده ))
(( به دوش

/ 758