اصول فلسفه و روش رئالیسم نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

اصول فلسفه و روش رئالیسم - نسخه متنی

مرتضی مطهری

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

رفته و صورت يا حالت ثانوى پيدا شده و بلا شك تمام هويت آن بذر يا آن نطفه معدوم نشده يعنى يك امر
مشترك بين الصورتين يا بين الحالتين موجود است خواه آنكه امر مشترك
اجزاء لا يتجزى
و آن حالت از
بين رفته
وضع تأليف آنها باشد و خواه آنكه آن امر مشترك ذرات صغار صلبه
و حالت از بين رفته
كيفيت
تركيب آنها باشد و خواه آنكه امر مشترك
صورت جسميه
و حالت از بين رفته
صور نوعيه يا حالات و عوارض
جسميه باشد و خواه آنكه امر باقى هيولاى اوليه به اصطلاح مشائين
و حالت
1 - ولى بنابر انكار هيولا به معنى اخص و قصور ادله اش و بنابر انكار احتياج حركت به موضوع باقى محفوظ
بهويته و بنابر اثبات حركت جوهريه هيولاى به معنى اعم يعنى يك شى ء محفوظ بهويته ثابت نيست بلكه به
معناى ديگرى است .
--------------------
239
از بين رفته
صورت جسميه ( مثل حالت فصل و وصل ) و يا صورت نوعيه ( مثل ساير تكونات ) باشد . البته در
اينجا دو مطلب هست
يكى اينكه آيا در غير حالت فصل و وصل يعنى در ساير مواردى كه تبدل صورت مى شود و
صورتى مى رود مثل حالت مردن انسان
و يا صورتى مى رود و صورت ديگر مى آيد مثل تبدل آب به هوا و هوا به
آب در نزد قدما
صورت جسميه نيز به تبع صورت نوعيه از بين مى رود و صورت جسميه جديدى به تبع صورت
نوعيه موجود مى شود و يا صورت جسميه باقى مى ماند ؟ و شايد اين مطلب مبتنى بر اينست كه آيا صورت جسميه
در صورت تحقق صورت نوعيه
جزء ماده است يا به تبع صورت است ؟ و به عبارت ديگر آيا هيولاى ثانيه مجموع
ماده و صورت قبلى است همان طورى كه از ظواهر عبارت آقاى طباطبائى فهميده مى شود و يا آنكه هيولاى
ثانيه همان هيولاى اولى با زيادت اعتبار يعنى به اعتبار صورت بعد از صورت[ است] همان طورى كه از ظاهر
كلام صدرا در مباحث مهيت فصل اقتران ماده به صورت فهميده مى شود ؟ اين ترديد در باب اشتداد صور نيز مى
آيد يعنى آيا در حركات اشتدادى
هر مرتبه اى صورت مرتبه پيشين و ماده مرتبه پسين است همان طورى كه در
قوه و فعل حركت گفته مى شود ؟ و يا آنكه ماده در جميع مراتب همان هيولاى اولى است ؟ پس اين مطلب كه
مقصود از ماده ثانيه چيست
خالى از اهميت نيست و تنها اصطلاح نيست . مطلب ديگر اينكه تغييرات به صورت
تكون و تفاسد است يا به شكل اشتداد كه در محل خود روشن خواهد شد ) . به هر حال هيولاى به معناى اعم همان
طورى كه حاجى در شعر خود اشاره
--------------------
240

/ 758