اصول فلسفه و روش رئالیسم نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

اصول فلسفه و روش رئالیسم - نسخه متنی

مرتضی مطهری

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

مسبوق بودن وجود چيزى به عدم زمانى
و قدم
عدم مسبوقيت به عدم زمانى مى باشد .
و چون چنانكه در مقاله 7 بيان كرديم ما عدم هر چيزى را از وجود چيزهاى ديگر انتزاع مى كنيم مى توان
نتيجه نامبرده را چنين تعبير كرد :
حدوث
مسبوقيت زمانى اوست به چيز ديگر
و قدم
عدم مسبوقيت زمانى اوست به چيز ديگر .
توسعه مفهوم حدوث و قدم
البته پس از آنكه مفهوم حدوث و قدم به همان مسبوقيت و عدم مسبوقيت برگشت و سبق و لحوق ( تقدم و تأخر
پيشى و پسى ) چنانكه بيان شد اقسامى دارد حدوث و قدم نيز طبق انقسامات تقدم و تأخر انقسامات پذيرفته و
اقسام پيدا خواهند كرد كه مهمترين آنها از نظر بحث فلسفى حدوث على و حدوث زمانى مى باشد .
در سلسله حوادث مادى هر حادثه اى كه معلول علت تامه خود مى باشد نسبت به علت تامه خود حدوث على داشته
و علت نامبرده نسبت به آن
قديم على ( نه زمانى ) است .
و همچنين هر حادثه حادث زمانى بوده و حادث پيش از آن نسبت به آن قديم زمانى است .
--------------------
267
آيا نسبت به مجموعه عالم چه مى توان گفت ؟
حدوث عالم از مسائلى است كه از زمان باستان ميان دانشمندان بشر مورد گفتگو بوده و هميشه دو دسته از
آنان را كه مثبت و نافى بوده اند به خود مشغول داشته است و ما تا اندازه اى كه از اين بحث در اين مقاله
ها مى توان گنجانيد در مقاله 14 مورد كنجكاوى قرار خواهيم داد
و در اينجا تنها شالوده سخن را در دو
مقام ايراد مى كنيم :
1 - جهان طبيعت حادث على است زيرا همه جهان ماده در عين اينكه كثرتى به حسب اجزاء دارد يك واحد حقيقى
است و چون عين حركت و تغيير و تحول مى باشد ناچار هستى آن از خودش سرچشمه نمى گيرد زيرا چون ذات و
هويتش با بود و نبود تغيير مى پذيرد و اتفاقى نيز در كار نيست خودش خودش را ايجاد نكرده و ناچار علتى
جز خود دارد كه وجود ضرورى وى وجود ضرورى ( جبرى ) جهان را پيدايش مى دهد و هستى ضرورى علت تامه
مقدم
بر وجود ضرورى معلول است . در نتيجه جهان طبيعت حادث على است .
2 - جهان طبيعت حادث زمانى است
زيرا پيكره زمانى كه گهواره جهان طبيعت شمرده مى شود چنانكه گفته شد
هر قطعه از آن
نسبت به قطعه پيشين خود حدوث زمانى دارد زيرا فعليتش مسبوق است به امكانى كه در قطعه
پيشين موجود است و همين مقدم بودن قطعه پيشين نيز مستند به همان امكان نامبرده مى باشد . پس همين
امكان نسبت به فعليت نامبرده چنانكه تقدم زمانى دارد
قدم زمانى
--------------------
268
نيز دارد و فعليت نامبرده نسبت به همين امكان
تأخر زمانى و حدوث زمانى دارد .

/ 758