بیشترتوضیحاتافزودن یادداشت جدید
و خلاصه اينكه به اين ترتيب موجبى از براى تقسيم مهيات به جوهر و عرض نيست و علوم نيز اخيرا روى همين نظر موضوعات خود را كه در گذشته جوهر مى پنداشت به مجموعه اعراض تبديل نموده و بى اينكه لنگ شود يا بهتر از سابق به كنجكاوى خود ادامه مى دهد . پاسخ درست است كه ما در مواردى كه گفته اند و آن چنانچه كه گفته اند انديشه هائى كه صور خواص اشياء بوده باشد داريم و حتى جوهر را با خواص آنها مى شناسيم يعنى در مورد تصور جوهرى خواص آنرا معرف قرار داده و آنها را تصور مى كنيم ولى جوهر -------------------- 307 نفسانى يا مطلق جوهر را از راهى كه اين دانشمندان نشان داده اند اثبات نمى كنيم و چنانچه اينان پنداشته اند غفلت نكرده ايم بلكه چنانكه بيان نموديم نخست جوهر نفسانى را از مشاهده درونى خود اثبات كرده سپس در مورد جواهر خارجى با توضيحى كه داده شد قضاوت نموده ايم . و حكم نامبرده ما اگر چه مستقيما از راه حس نيست ولى به راهنمائى مقدمه چندى منتهى به حس مى باشد كه ما هرگز نمى توانيم آنها را نپذيريم . و اينكه گفته شده (( علوم چنين كنجكاوى را يا نتيجه آن را كه محصول مستقيم حس نيست نمى پذيرد )) سخنى است نا آزموده و ناسنجيده زيرا اين موضوع و نظاير آن موضوعى است فلسفى و غير مربوط به علوم و هرگز علم نمى تواند در مسئله اى كه از ميدان بحث و كنجكاوى آن كنار است گفتگو كند . روانشناسى و به ويژه روانشناسى تربيتى با كنجكاوى خود خواص نفس را مى جويد و بس و همچنين گياه شناسى يا فن كشاورزى خواص درخت را به دست مى دهد و بس ولى آيا نفس چيست ؟ مهيت درخت كدام است ؟ هرگز مربوط به اين علوم نيست . ما بارها در خصوص اين سخن كه علوم به غير حس اعتماد ندارند گفتگو كرديم . پس در نتيجه اين دانشمندان نظر فلسفى را با نظر علمى خلط و در مورد بحث فلسفى با روش علمى قضاوت مى نمايند . گذشته از اينها اين دانشمندان خواسته اند (( جوهر )) را انكار -------------------- 308 كنند در نتيجه (( عرض )) را نفى كرده و به جوهر افزوده اند و با روش پراگماتيسم به سوى اصالت عمل