بیشترتوضیحاتافزودن یادداشت جدید
اين انسان است و انسان ديگر نيست . 2 - در همين مقاله ثابت شد كه سلسله هستى در هستى خود و همچنين در ضرورت وجود خود مستند بواجب الوجود ميباشد ( ولى 2 - قضا قابل تغيير نيست و قدر قابل تغيير است . 3 - شرور به خداوند نسبت ندارد . ما در اينجا تنها درباره اين مطالب توضيحاتى ميدهيم : معنى قضا و قدر كلمه قضا بحسب اصول لغت همانطور كه راغب در مفردات القرآن ميگويد بمعنى فيصله دادن است - خواه فعلى باشد و خواه قولى خواه به خداوند نسبت داده شود و يا بغير خداوند . كلمه قضا در مورد (( حكم )) زياد استعمال ميشود ظاهرا اين بدان جهت است كه حكم پايان دهنده و قطعى كننده يك جريان است . كلمه قضا مرادف با حكم نيست زيرا در مواردى بكار برده ميشود كه استعمال كلمه (( حكم )) در آن موارد بهيچوجه صحيح نيست . مثل : فقضا هن سبع سماوات و يا فاذا قضيتم مناسككم و يا قضى الامر در همه اين موارد مفهوم فيصله دادن و پايان بخشيدن و قطعى كردن را ميدهد ولى صحيح نيست كه در اين موارد بجاى كلمه (( قضا )) كلمه (( حكم )) بكار برده شود . البته بسيارى از موارد هم هست كه صحيح است بجاى اين كلمه كلمه حكم بكار برده شود و آنها همان مواردى است كه حكمى تشريعى يا تكوينى سبب فيصله دادن و قطعى شدن يك چيز شده است مثل : (( و الله يقضى بالحق و الذين يدعون من دونه لا يقضون بشى ء )) و يا (( و كان امرا مقضيا )) . كلمه قدر به معنى اندازه است . موارد استعمال اين كلمه همين مفهوم را ميرساند مثل و كل شى ء خلقناه بقدر عليهذا كلمه تقدير بمعنى اندازه گيرى كردن و يا تعيين و تشخيص اندازه يك شى ء است . در تجريد و شروح آن در مبحث افعال بارى ادعا شده است كه هر يك از قضا و قدر به سه معنى اطلاق شده است : -------------------- 204 مجموع جهان هستى كه يكواحد است ) . و از اينجا معلوم ميشود كه : موجودات جهان هستى را با يكى از دو راه ميتوانيم نسبت بواجب الوجود دهيم . خلق . الزام و ايجاب . اعلام . ولى بنظر ميرسد كه اين مطلب صحيح نيست همه مواردى كه ادعا شده است كه به معنى خلق يا اعلام استعمال شده است همان مفهوم فيصله دادن و قطعى كردن را ميدهد . ادعاى اينكه اين كلمه مفهوم خلق يا اعلام دارد از باب اشتباه مفهوم با مصداق است و يا نوعى تأويل و توجيه كلامى است . متكلمين معمولا هنگامى كه با تعبيرى در قرآن مواجه مى شوند كه با اصول مسلم خودشان جور نميايد دست به توجيه و تأويل ميزنند . لزومى ندارد در اين باره زياد بحث كنيم . بنابر اين معنى قضاء الهى درباره حوادث جهان اينست كه اين حوادث از ناحيه ذات حق قطعيت و حتميت يافته اند حكم قطعى حق درباره آنها چنين و يا چنان است . و معنى تقدير الهى اينست كه اشياء اندازه خود را از آن ناحيه كسب كرده اند . و چون خداوند فاعل بالعلم و بالمشيه و بالاراده است بازگشت قضا و قدر به علم و به اراده و مشيت الهيه است .