ابودجانه انصارى - اسوه های نظامی صدر اسلام نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

اسوه های نظامی صدر اسلام - نسخه متنی

محمد عباسی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
لیست موضوعات
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

ابودجانه انصارى

سـمـاك بـن خرشه انصارى ، مكنّى به ابودجانه از صحابه و سرداران عصر نبوى است كه در مكتب اسلام به كمالات بيشمارى دست يافت و مورد اعتماد پيامبر اكرم قرار گرفت . بطورى كه در سال دهم هجرى ، كه پيامبر و مسلمانان عازم حجة الوداع شدند، ابودجانه را به جانشينى خود در مدينه منصوب فرمود.(80) و نـيـز ابـودجـانـه مـثـل : سـلمـان ، مـقـداد و مالك اشتر، از كسانى است كه در ركاب حضرت ولى عـصـر(عـج ) قـيـام مـى كـنـد و آن حـضـرت وى را بـه فـرمـانـروايـى كـشـورى مـنـصـوب مـى نمايد.(81)

ابودجانه در ميدان نبرد

ابـودجـانه از رزم آورانى است كه با دو شمشير جنگ مى كرد : يكى با شمشير خودش ‍ و ديگرى بـا شـمـشـيـر پـيـامـبـر(ص ). از ايـن رو ، بـه او (ذوالسيفين ) گويند. و نيز با پوشيدن زره خـاصـى موسوم به (مشهره ) ، او را (ذوالمشهره ) نامند.(82) وى در بيشتر جنگ هاى اسلام حضور فعال داشت كه بطور خلاصه به آنها اشاره مى شود.

الف ـ حـضـور در اوليـن سـريـه تـاريـخ اسـلام بـه فـرمـانـدهـى حـمـزة بـن عـب +++دالمـطلب .++(83) ب ـ ابودجانه به همراه يك صد و هفتاد نفر از خزرجيان در جنگ بدر شركت كرد و سربند سرخى را به پيشانى بست و تعدادى از دشمنان را به هلاكت رساند.

امية بن خلف ، يكى از سران مشركان قريش ، درباره دلاورى حمزه و ابودجانه گويد:

حمزه روزگار ما را سياه كرد و ابودجانه نيز ما را درو كرد و قربانى شديم .(84) ج ـ در نبرد اُحد، پيش از آغاز درگيرى درگير، پيامبر اكرم (ص ) خطاب به رزمندگان فرمود:

چه كسى مى تواند حق اين شمشير را ادا كند؟ مردانى گفتند : ما مى توانيم . ولى حضرت شمشير را به آنان نداد. ابودجانه برخاست و گفت :

ـ اى رسول خدا ! حق آن چيست ؟ ـ حق آن ، اين است كه تا خم نشده ، دشمن را از دم تيغ بگذرانى !

ـ اى رسول خدا! من حق آن را به جا مى آورم .

سـپـس شـمـشير را گرفت و سربند سرخ رنگ را بر پيشانى بست و با رجزخوانى ، به دشمن حـمـله كـرد. بـه هـر يـك از آنـان كـه مـى رسـيـد، او را مـى كـشت . از جمله : يكى از دشمنان را كه رزمـندگان مجروح را سر مى بريد، به هلاكت رساند. ونيز با هند، زن ابوسفيان روبرو شد و شمشير را بالاى سر او گرفت ولى او را نكشت .(85) ابودجانه ، در دفاع از جان مقدس پيامبر فداكارى و استقامت شايانى از خود نشان داد. همه ياران آن حـضـرت فـرار كـردنـد و جـز امـام عـلى (ع ) و ابـودجـانـه ، كـسى نماند. وى حتى با اصرار پـيـامـبـر، صـحـنـه را تـرك نـكـرد و هـمـچـنـان بـه دفـاع از حـضـرت پـرداخـت . در هـمـان حال ، رسول خدا(ص ) وى را چنين دعا فرمود :

خدا تو را پاداش نيكو دهد.(86) در اوج نـبـرد، پـيـامبر(ص ) مجروح شد و خون بر چهره اش جارى گشت . ابودجانه خود را سپر پيامبر(ص ) قرار داد و تيرها بر پشت او مى نشست .(87) در ايـن نـبرد، ابودجانه با تعدادى از جنگاوران دشمن همچون : عبيد بن حاجز و ابن زهير جنگيد و آنان را به هلاكت رساند. پيامبر(ص ) با مشاهده آن صحنه ها او را دعا كرد كه :

خدايا! از ابودجانه راضى باش . من از او راضى هستم .(88) د ـ ابـودجـانه در غزوه بنى نضير حضور داشت و در ركاب امام على (ع ) ماءموريت يافت منطقه را از عـوامـل (عـَزْوَك ) ـ كـه از شـجـاعـان دشـمـن بـود و بـه دسـت امـام عـلى (ع ) بـه قـتـل رسـيـده بـود ـ پـاكـسازى نمايد. ابودجانه و يارانش پس از كشتن آنان ، سرهايشان را نزد پـيـامـبـر(ص ) آوردنـد و حـضـرت دسـتـور داد آنـهـا را در يـكـى از چـاه هـاى (بـنـى خـطـمـه )، بيفكنند.(89) ه‍ ـ در فـتـح خـيبر ، يكى از يهوديان از دژ بيرون آمد و هماورد طلبيد. مسلمانى به جنگ او رفت و بـه شـهـادت رسـيـد. آن يهودى همچنان هماورد مى خواست . ابودجانه پيشانى بند خود را بست و به نبرد او

/ 92