زيد در سرايا - اسوه های نظامی صدر اسلام نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

اسوه های نظامی صدر اسلام - نسخه متنی

محمد عباسی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
لیست موضوعات
افزودن یادداشت
افزودن یادداشت جدید

پـيـامـبـر(ص ) و عـلى (ع ) و زيـد يـك شـتر را به نوبت سوار مى شدند.(141) با پيروزى غرورانگيز مسلمانان ، پيامبر(ص ) ، زيد بن حارثه و عبدالله بن رواحه را ماءمور كرد تا بشارت اين پيروزى را از ميدان نبرد به مدينه برسانند.

2 - نـبـرد احـد: زيد يكى از ياران اندك پيامبر بود كه در نبرد احد، از جان مبارك آن حضرت به سـخـتـى دفـاع كـرد. بـا آغـاز تـيـرانـدازى از سـوى مـشـركـان ، رسـول خـدا(ص ) و مـسـلمـانـان نـيـز تـيـرانـدازى كـردنـد كـه زيـد يـكـى از آن تيراندازان است .(142) و در ايـن جـنـگ مـجـروح شـد و هـمـراه ساير مجروحان اُحد، در غزوه حمراء الاسد حضور يافت و آماده نبرد با مشركان شد.(143)

3 - جنگ خندق : پيامبر اكرم (ص ) پرچم مهاجران را رد اين نبرد به زيد سپرد و هنگامى كه يهود مـديـنـه بـراى ضـربـه زدن بـه مسلمانان با دشمنان اسلام تبانى كردند، پيامبر اسلام براى پـاسـدارى از شـهـر ، زيـد بـن حـارثـه را بـه فـرماندهى سيصد نفر و سلمة بن حريش را به فـرمـانـدهـى دويـست نفر به همراه عده اى سواره نظام به مدينه اعزام كرد. رزمندگان اسلام تا سـپـيـده دم تكبير گويان ازمدينه پاسدارى كردند و بدين ترتيب ، توطئه دشمنان را در نطفه خفه كردند.(144)

زيد در سرايا

شـجـاعـت و دلاورى زيـد و ليـاقـت و كـاردانـى او در انـجـام مـاءمـوريـت هـاى نـظـامـى مـوجـب شـد رسـول خـدا او را بـه نـُه سـريـه اعـزام كـنـد و در هـمـه آنـهـا، فـرمـاندهى رزمندگان را به وى سپارد.(145) آخرين و مهم ترين آنها، نبرد موته بود كه منجر به شهادت او گرديد.(146)

شهادت سردار نبوى (ص )

در نـبـرد مـوتـه ، پـيـامـبـر اكـرم (ص )، زيـد را بـه جـانـشـيـن اول فرمانده سپاه منصوب فرمود.(147) پس از شهادت جعفر، زيد فرماندهى سپاه را بـه عـهـده گـرفت و با خشم بسيار در پيشاپيش سپاه توحيد به دشمن حمله كرد. رزمندگان با مشاهده رشادت سردار، تكبيرگويان به دشمن حمله ور شدند و تعداد زيادى از آنان را كشتند. در گـرمـاگـرم نـبرد، يكى از سران دشمن ، به كمين سردار سپاه نشست و با يك ضربه او را به شهادت رساند.

عبد اللّه بن رواحه

عـبـدالله از اصـحـاب رسـول خـدا(ص ) و اسـوه هـاى نـظـامـى حكومت نبوى است كه در بسيارى از صـحـنـه هـا و حـوادث تـاريـخـى صـدر اسـلام حـضـور فـعـال داشـت . او از شـاعـران مـعـروف و نـويـسـنـدگـان مـعـدود آن عـصـر بـود. در پيمان عقبه حضور داشت و يكى از نقيبان دوزاده گانه بـود.(148) و در جـريـان اخـوت ، پـيـامـبـر(ص ) بـيـن او و مـقـداد عـقـد بـرادرى بـست .(149) افـزون بـر ايـنـهـا، مـقـام اطـاعـت و تـسـليـم عـبـدالله در بـرابـر اوامـر رسـول الله (150) ، بـيـزارى او از شـرك و بت پرستى (151) ، عبادت و پايبندى او به نوافل و مستحبات (152) ترس او از دوزخ (153) و بالاخره عـشـق او بـه شهادت درصحنه هاى نبردبادشمن ،(154)ازبرجستگى هاى بارزعبدالله بود.

1 - عبدالله در صحنه هاى مختلف

1 - در سـال دوم هـجـرت ، در جـنـگ بـدر شـركت كرد و پيامبر او را به همراه زيد بن حارثه به عنوان (مبشّر بدر) به مدينه فرستاد.(155)

2 - در سال چهارم ، در غزوه بدر الموعد، رسول خدا(ص )، او را در مدينه جانشين خود قرار داد تا در غياب او بر اوضاع مدينه نظارت و كنترل نمايد.(156)

3 - از مـاءمـوريـت هـاى عـبـدالله ، بـرآورد و وصـول مـاليات خرماى يهوديان خيبر بود. يك بار عبدالله ميزان خرماى پرداختى آنان را برآورد كرد. يهوديان خواستند او را با مقدارى زيورآلات تـطـمـيـع كـنـنـد تـا مـاليات كمترى بپردازند ولى عبدالله با صراحت آن را ردّ كرد و ماءموريت خويش را به خوبى انجام داد.(157)

4 - درسـال شـشـم هـجـرت ، پـيـامـبـر اكـرم (ص ) ، عـبـدالله را بـه فرماندهى سريّه اى براى سركوبى اُسَيْر بن زارم يهودى به خيبر فرستاد. عبدالله پس از مذاكره با اُسير، حاضر شد بـا چـنـد تـن از

/ 92