عمار در حكومت علوى - اسوه های نظامی صدر اسلام نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

اسوه های نظامی صدر اسلام - نسخه متنی

محمد عباسی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
لیست موضوعات
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

تـصـمـيـم گـرفـت او را تبعيد كند ليكن مخالفت بنى مخزوم و سخنان اميرمؤ منان (ع )، مانع تبعيد عمار شد.(232)

عمار در حكومت علوى

مـشـاهـده حـاكـمـيـت عـلوى بـراى صـحابى بزرگ نبوى ، آرزوى بزرگى بود كه سالها براى رسـيـدن بـه آن مـجـاهـدت كـرده بـود. عـمـار در حـكـومـت نـوپـاى عـلوى ، بـا قـدرت و بـصـيرت كامل به مقابله با عوامل فتنه انگيز پرداخت و از حاكميت امام (ع ) دفاع كرد و منشاء خدمات ارزنده اى شد كه در اين درس ، تنها به نقش او در ميادين جنگ اشاره مى شود.

1 - عـمـار در نـبـرد بـا نـاكـثـيـن : جـنـگ جـمـل بـا پـيـمـان شـكـنـى طـلحـه و زبـيـر شكل گرفت .

در اين جنگ ، حضور عمار، قهرمان 90 ساله در سپاه علوى ، بسيار تعيين كننده بود و بـه جـهـت سـخـن پـيـامـبـر(ص ) مـبـنـى بـر شـهـادت عـمـار بـه دسـت (اهـل بـغـى )(233)، حـضـور او مـيـزان تـشـخـيـص حـق و باطل نزد بسيارى از مسلمانانى بود كه تبليغات مسموم فتنه جويان افكار آنان را منحرف كرده بود.

پـس از آنـكـه ابـوموسى اشعرى ، حاكم كوفه ، از اعزام نيرو خوددارى كرد، حضرت على (ع )، امـام حسن (ع ) را ماءمور كرد تا مردم كوفه را براى يارى آن حضرت بسيج كنند. در اثر تلاش نـمايندگان امام و سخنان روشنگرانه آنان ، عده زيادى اعلام آمادگى كردند و حدود هفت هزار نفر به حضرت امير(ع ) پيوستند.(234) زبير، يكى از طراحان اصلى جنگ ، زمانى كه از وجود عمار در سپاه علوى با خبر شد، لرزه بر اندامش افتاد و گفت : واى كه گرفتار شدم ! واى كه پشتم شك +++ست .++(235) عـمـار ياسر، در جنگ جمل به همراه شريح بن هانى فرماندهى ميسره سپاه را به عهده داشت او در آغاز جنگ به ميدان آمد و پيش از يورش به دشمن اين چنين رجز خوانى كرد.




  • (من عمارم و پدرم ياسر است
    طلحه و زبير هر دو خيانتكارند
    و حق در دست على آشكار است )(236)


  • هر دو فرياد گريم و من مؤ منى مهاجرم
    و حق در دست على آشكار است )(236)
    و حق در دست على آشكار است )(236)


آنگاه به دشمن يورش برد و تعدادى از افراد مؤ ثر در لشكر عايشه را كشت . و عمر و بن يثربى كه قاتل سه تن از ياران امام على 7 بود و مهار شتر عايشه را در دست داشت ، بـا شـمـشـيـر عـمـار، هـر دو پـايـش قـطـع شـد و سـپـس بـه فـرمـان امـام عـلى 7 گـردنـش ‍ زده شد.(237) و نـيز، در اين نبرد، بشرظبّى ، از افراد سرشناس قبيله ضبّه ، كه سرسختانه از عايشه دفاع مى كرد، به دست عمار به هلاكت رسيد.(238) اميرمؤ منان (ع ) كه خاموش شدن فتنه را در از پا درآوردن شتر عايشه مى ديد، به عـمـار يـاسر و مالك اشتر ماءموريت داد شتر را هر چه زودتر پى كنند. آنان در مقابله با حاميان سرسخت عايشه پرداختند و بدينسان به فتنه جمل پايان دادند.(239)

2 - عمار در نبرد با قاسطين : پيش از شروع جنگ ، اميرمؤ منان (ع ) از مهاجر و انصار نظرخواهى كرد. برخى نظراتى را ابراز داشتند. عمار ياسر سخنانى به حمايت از نبرد با معاويه بيان كرد و پيكار با آنان را موجب تقرّب به خدا و كرامت الهى و انجام تكليف دانست .(240) در ايـن نـبـرد، عـمار ياسر نقش مهمى در تشجيع نيروهاى اسلام و ايجاد جنگ روانى عليه دشمن و خـنـثـى كـردن تـوطـئه هـاى مـعـاويـه و دسـتيار شيطان او عمر و عاص داشت . عمار پيش از شروع عمليات ، به توجيه عقيدتى سياسى نيروها 0" ((و اصروا و استكبروا استكبارا)) - يعنى در امتناع از گوش دادن اصرار ورزيدند، و از شنيدن سخنم و پذيرفتن دعوتم استكبار نمودند، استكبارى عجيب .

ثُمَّ إِنى دَعَوْتهُمْ جِهَاراً كلمه ((ثم - سپس )) بعديت و تاءخير را مى رساند، و در اينجا بعديت و تاءخير مرتبه اى را مى رساند، البته مرتبه از نظر كلام ، و معنايش اين است كه اول به آرامى و بعدا به بانگ بلند (جهارا ) دعوتشان كردم .

ثُمَّ إِنى أَعْلَنت لهَُمْ وَ أَسرَرْت لهَُمْ إِسرَاراً

/ 92