اسوه های نظامی صدر اسلام نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

اسوه های نظامی صدر اسلام - نسخه متنی

محمد عباسی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
لیست موضوعات
افزودن یادداشت
افزودن یادداشت جدید

اعلان و اسرار دو واژه مقابل همند، اولى به معناى اظهار، و دومى به معناى اخفاء است ، و ظاهر سياق اين است كه مرجع ضمير ((لهم )) در هر دو جا يكى است . در نتيجه معناى آيه اين است كه : من آنان را، هم سرى دعوت كردم و هم علنى ، يكبار علنى بار ديگر سرى ، تا در دعوتم همه راههايى را كه ممكن است موثر باشد رفته باشم .

فَقُلْت استَغْفِرُوا رَبَّكُمْ إِنَّهُ كانَ غَفَّاراً ... أَنهَراً در اين جمله دعوت قوم را به اينكه استغفار كنيد تعليل كرده به اينكه : ((آخر پروردگارتان غفار است ))، و ((غفار)) كه صيغه مبالغه است ، معناى كثير المغفره را مى دهد، و مى فهماند علاوه بر اينكه كثير المغفره است ، مغفرت سنت مستمرى او است .

اثر استغفار از گناهان در رفع مصائب و بلايا و فتح باب نعمت ها يُرْسِلِ السمَاءَ عَلَيْكم مِّدْرَاراً كلمه ((يرسل )) به خاطر اينكه جواب امر ((استغفار كنيد)) است ، به جزم خوانده مى شود، و مراد از كلمه ((سماء)) ابر آسمان است ، و كلمه ((مدارا)) به معناى كثير الدرور است يعنى بسيار ريزنده . و معناى آيه اين است كه : اگر از خدا طلب مغفرت كنيد، ابر بسيار ريزنده و بارنده را به سويتان مى فرستد.

وَ يُمْدِدْكم بِأَمْوَلٍ وَ بَنِينَ كلمه ((امداد)) به معناى رساندن مدد به دنبال مدد ديگر است ، و مدد به معناى هر چيزى است كه آدمى را در رسيدن به حاجتش كمك كند،و اموال و فرزندان نزديك ترين كمك هاى ابتدايى براى رسيدن جامعه انسانى به هدفهاى خويش است .

وَ يجْعَل لَّكمْ جَنَّتٍ وَ يجْعَل لَّكمْ أَنهَراً ((جنات )) و ((انهار)) دو تا از اقسام مال است ، ليكن از آنجايى كه از ساير اقسام مال نسبت به ضروريات زندگى بشر دخالت گسترده ترى دارند در آيه اختصاص به ذكر يافتند.

و اين آيات به طورى كه ملاحظه مى فرماييد نعمتهاى دنيايى را مى شمارد،

ترجمه تفسير الميزان جلد 20 صفحه 46

و از نوح (عليه السلام ) حكايت مى كند كه به قوم خود وعده فراوانى نعمتهاى و تواتر آن را مى دهد، به شرطى كه از پروردگار خود طلب مغفرت گناهان كنند. پس معلوم مى شود استغفار از گناهان اثر فورى در رفع مصائب و گرفتاريها و گشوده شدن درب نعمتهاى آسمانى و زمينى دارد، مى فهماند بين صلاح جامعه انسانى و فساد آن ، و بين اوضاع عمومى جهان ارتباطى برقرار است ، و اگر جوامع بشرى خود را اصلاح كنند، به زندگى پاكيزه و گوارايى مى رسند، و اگر به عكس عمل كنند عكس آن را خواهند داشت .

اين معنا از آيه شريفه زير هم استفاده مى شود كه فرموده : ((ظهر الفساد فى البر و البحر بما كسبت ايدى الناس ))، و همچنين آيه زير كه مى فرمايد: ((و ما اصابكم من مصيبه فب ما كسبت ايديكم ))، و آيه شريفه ((و لو ان اهل القرى امنوا و اتقوا لفتحنا عليهم بركات من السماء و الارض )) - و ما در تفسير آيات مذكور مطالبى گفتيم كه براى اينجا سودمند است .

معناى آيه : ((ما لكم لا ترجون للّه و قارا)) مَّا لَكمْ لا تَرْجُونَ للَّهِ وَقَاراً كلمه ((وقار)) - همانطور كه در مجمع البيان هم آمده - به معناى عظمت است ، و اسمى از توقير (تعظيم ) است ، و كلمه رجاء در مقابل خوف است ، كه اولى به معناى اميد، و مظنه رسيدن به چيزى است كه باعث مسرت است ، و دومى مظنه رسيدن به چيزى است كه مايه اندوه باشد، و منظور از كلمه ((رجاء)) در آيه مورد بحث - به طورى كه گفته اند - تنها مظنه نيست ، بلكه مطلق اعتقاد است .

بعضى ديگر گفته اند: منظور از نداشتن رجاء، داشتن خوف است ، چون بين اين دو ملازمه هست . و معناى آيه اين است كه چه سبب و علتى براى شما حاصل شده كه شما معتقد به عظمت خدا نمى شويد، و يا از عظمت خدا نمى ترسيد، و اين نترسيدن باعث شده كه او را عبادت نكنيد؟

/ 92