قيس در عصر امام حسن (ع ) - اسوه های نظامی صدر اسلام نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

اسوه های نظامی صدر اسلام - نسخه متنی

محمد عباسی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
لیست موضوعات
افزودن یادداشت
افزودن یادداشت جدید

(... سپس سوارى بر اسبى سرخ مو عبور كرد كه داراى لباس و كلاه سفيد و عمامه زرد رنگى بـود. كـمـانـى بر شانه داشت و شمشيرى آويخته بود و پاهايش به زمين كشيده و هزار نفر به دنبال او در حركت بودند. او قيس بن سعد بود...)(306)

3 - نـبـرد بـا قـاسـطـين : اميرمؤ منان (ع )! درباره نبرد با قاسطين از سرداران سپاه نظرخواهى كرد. قيس عرض كرد:

(اى امـيـرمـؤ مـنـان ! مـا را شـتـابـان بـر سـر دشـمـن فـرود آور و لحـظـه اى درنـگ مفرما!)(307) قيس با سمت فرماندهى پياده نظام نيروهاى بصره ، همگام با ساير سرداران ، يـورش هـاى سـهـمـگـيـنـى بـه نـيـروهـاى معاويه مى برد. معاويه براى رهايى از حملات آنان ، فـرمـانـدهـانـش را فـراخواند و گفت : تعدادى از ياران على ، مرا اندوهگين و نگران كرده اند كه عـبـارتند از : سعيد بن قيس ، اشتر، مرقال ، عدى و قيس بن سعد. كوتاهى شما در نبرد با آنان مرا شرمسار كرده است .

سپس براى هر يك ماءموريتى تعيين كرد و نبرد با قيس را به بُسر بن ارطات واگذار كرد.

در اين نبرد، رشادت هاى سردار سپاه علوى موجب شكست شاميان و غمگينى معاويه گشت .

معاويه براى رهايى خود، اقدام به شيطنت كرد و به منظور تضعيف روحيه و تحقير انصار، دست به اقداماتى زد. قيس انصار را براى مقابله فراخواند و گفت :

(سـخـنـان معاويه را شنيده ايد؟! به خدا قسم ! اگر امروز او را خشمگين كرده ايد، پيش از اين و نيز در صدر اسلام و عصر جاهليت هم او را تحت فشار قرار داده ايد. از نظر معاويه گناه بزرگ شما يارى دين خداست . پس در يارى دين ، امروز چنان تلاش كنيد كه گذشته ها را فراموش كند و فردا چنان بكوشيد كه امروز را فراموش كند، آگاه باشيد كه شما زير پرچمى مى جنگيد كه جـبـرئيـل در طـرف راسـت و مـيـكـائيـل در طـرف چـپ آن مـى جـنگيدند. در حالى كه آنان زير پرچم ابوجهل و احزاب بودند.) سپس قيس طى اشعارى معاويه را به نبرد تن به تن فراخواند. معاويه از سخنان قيس غضبناك شد و به عمرو عاص گفت :

(سخنور انصار، قيس بن سعد، با سخنانش فردا ما را نابود مى كند.)(308) با پيشروى سواره نظام شاميان ، قيس به گمان حضور معاويه ، به آنان حمله برد و دو نـفـر را كـه خـود را شـبـيه معاويه كرده بودند، كشت . سپس اشعارى سرود كه معاويه از شنيدن آنـها، به شدت ناراحت شد. معاويه بناچار به شاميان پيام داد كه از بدگويى خوددارى كنند و دستور داد تا به قيس هم سفارش كنند كه او نيز شعر نگويد.

مـقـابـله بـا جـنـگ روانـى ، مـوجب شد بصيرت و صلابت ايمانى قيس هر چه بيشتر آشكار شود . اميرمؤ منان (ع ) از قيس ستايش كرد و او را به رياست انصار منصوب نمود.(309)

4 - نـبـرد بـا مـارقـيـن : پـس از جـريـان حكميت ، امام (ع ) قيس را به استاندارى آذربايجان اعزام كـرد.پـس از مـدتـى امام (ع ) دوباره تصميم به جنگ با معاويه گرفت لذا طى نامه اى ، قيس و نيروهايش را به كوفه فراخواند و به او نوشت :

(... من بزودى در اول ماه براى جنگ با سركشان آماده خواهم شد ان شاء الله و تاءخيرم فقط به خاطر پيوستن توست ...)(310) با اوج گيرى شرارت خوارج ، امام به پيشنهاد ياران ، به سوى نهروان حركت كرد. در ايـن نـبـرد، امـام (ع )، قـيـس را به فرماندهى مقدمه سپاه منصوب كرد.(311) علاوه بر ايـنـهـا او در انـهـدام نـيـروهـاى مـارقـيـن ، فـرمـانـدهـى گـروه هـفـتـصـد نـفـرى اهل مدينه را نيز بر عهده داشت .

قيس در عصر امام حسن (ع )

پس از شهادت اميرمومنان (ع )، قيس اولين فردى بود كه با امام حسن (ع ) بيعت كرد.

امـام (ع ) بـراى نبرد با معاويه آماده مى شد و عبيدالله بن عباس را به فرماندهى و قيس را به عنوان معاون اول مقدمه سپاه به استعداد دوازده هزار نفر برگزيد.(312)

/ 92