صعصعه در حكومت علوى - اسوه های نظامی صدر اسلام نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

اسوه های نظامی صدر اسلام - نسخه متنی

محمد عباسی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
لیست موضوعات
افزودن یادداشت
افزودن یادداشت جدید

صعصعه در حكومت علوى

معرفت صعصعه نسبت به مقام اميرمؤ منان (ع ) در حدّى بود كه استقرار حكومت علوى ، ديدگاه او را نسبت به آن حضرت تغيير نداد. از اين رو، به امام عرض ‍ كرد:

(اى اميرمؤ منان ! به خدا سوگند ! خلافت از شما زينت گرفته است نه آنكه خلافت زيـنـتـى بـراى شما باشد. شما مقام خلافت را بالا بردى . نه آنكه خلافت بر مقام شما افزوده باشد.)(325) اين سردار سپاه اسلام ، نقش فعالى در مبارزه با مخالفان استقرار حكومت علوى داشت كه به اختصار به آنها مى پردازيم .

1 - صعصعه در نبرد با ناكثين : او پيك و فرستاده ويژه امام على (ع ) به سوى طلحه ، زبير و عـايـشـه بـود.

او پـس از رسـانـدن پيام امام و ارزيابى عهدشكنان ، نتايج ماءموريت خود را خدمت حضرت ارائه كرد.

(اى اميرمؤ منان ! افرادى را ديدم كه جز جنگ با شما قصد ديگرى ندارند.) امام (ع ) فرمود : (خدا يار و ياور ماست .)(326) در اين نبرد، دو تن از برادرانش به نام هاى : زيد و سيحان به شهادت رسيدند. ابتدا پرچمدار سـپاه علوى ، زيد بود كه با شهادتش سيحان پرچمدار شد و پس از شهادت او صعصعه پرچم سپاه را در دست فشرد.(327)

2 - مـشـاور امـيـرمـؤ مـنـان (ع ): پـس از سـركوب عهدشكنان ، امام (ع ) درباره نبرد با معاويه با بـزرگـان عـرب و سـرداران سـپـاه خـود مشورت كرد. صعصعه پس از بيان ديدگاهش نسبت به گمراهى معاويه ، پيشنهاد كرد كه ضمن نامه اى به بيعت دعوت شود و اگر بيعت نكرد تا مرز شهادت با او جهاد كنيد. امام (ع ) پس از نوشتن سرلوحه نامه ، از او خواست تا حرف هايش را در آن بـنـويـسـد و آن را بـه مـعـاويـه بـرساند. صعصعه پس از ورود به كاخ معاويه ، با عنوان (امـيـرالمـؤ مـنـيـن ) از امـام (ع ) يـاد كـرد!

اطـرافـيان او را به شدت زير مشت و لگد گرفتند. معاويه با اطلاع از ورود او گفت :

(اين مرد يكى از تيرهاى على و از سخنگويان بزرگ عرب است .) سپس معاويه با اعتراف به سخنورى او، در حالى كه خشمگين بود، او را از كاخ بيرون كرد و به اطرافيان گفت :

(مردان بايد اين چنين باشند!)(328)

3 - صعصعه در نبرد با قاسطين : اميرمؤ منان (ع ) ماءموريت هاى مهمى به صعصعه سپرد از جمله :

پـيـك امـام (ع ) بـه سـوى مـعـاويـه در جـريـان بستن آب ،(329) فرماندهى يك لشكر سواره نظام (330) فرماندهى قبيله بنى عبدالقيس كوفه .(331)

4 - صـعـصـعـه در نـبـرد بـا مـارقـيـن : امـام (ع ) مـاءمـوريـت هـاى مـهـم ذيـل را بـه صـعـصـعـه سـپـرد: پـيـك امـام (ع ) به سوى خوارج و دعوت آنان به دورى از جنگ و پـيـروى از حـق ،(332) مـاءمـوريت تهيه گزارش از آخرين وضعيت مارقين كه در نتيجه واقـع بـيـنـانـه بـودن آن و اقـدام امـام (ع )، تـعـداد شـش هـزار نـفر از خوارج به سوى امام (ع ) بـازگـشتند.(333) صعصعه با اذن امام به موعظه خوارج پرداخت . امّا با بى ثمرى نصيحت آنان درگيرى آغاز شد. سردار سپاه علوى به كمك ابوايوب انصارى ، توانست با كشتن رهـبـر خـوارج ، عـبـدالله ابـن وهـب راسـبـى ، سـر او را جـدا كـرده و نـزد امـام (ع ) بياورد.(334)

صعصعه پس از شهادت امام على (ع )

پس از شهادت امام (ع ) صعصعه بر تربت آن حضرت ايستاد. دستى بر قلب گذاشت و با دست ديگر خاك بر سر خويش مى ريخت و طى سخنانى نهايت تاءثير و ارادت خود را نسبت به امام (ع ) ابراز كرد. آنگاه به شدت گريست و حاضران با او گريستند.(335) بـنـى امـيـه به سركردگى معاويه ، پيوسته خصومت خود را نسبت به ياران امام (ع ) را از جمله صعصعه آشكار مى كردند.

بـارهـا از او خـواسـتـنـد كـه بـر مـنـبـر امـام را لعـن كـنـد ولى او مـانـنـد كـوهـى اسـتـوار در مقابل خواسته آنان مى ايستاد و هر بار كه بر منبر مى رفت از مردم مى خواست تا معاويه را لعن

/ 92